کاهش کیفیت آموزشی و عدم توسعه آموزشی عادلانه، در کنار افزایش آمار کودکان بازمانده از تحصیل از جمله مشکلات جدی وزارت آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی به شمار میرود. در این میان مقامات دولت به جای چارهاندیشی درباره این مشکلات عمیق و زیانبار، به فکر ترویج نگاه ایدئولوژیک حکومت و تشدید محدودیت دانشآموزان هستند.

پخش موسیقی در مراسم صبحگاهی برخی مدارس کشور به تازگی با واکنش علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش روبرو شده است. او مدرسه را دارای جایگاهی خاص و مقدس خوانده و گفته پخش آهنگ در صبحگاه مدارس «به هیچوجه مورد تNیید» این وزارتخانه نیست.
این اظهارات از جمله اظهاراتی است که مقامات وزارت آموزش و پرورش در دولتهای مختلف اصلاحطلب و اصولگرا، در سالهای گذشته مطرح کرده و بیانگر نگاه ایدئولوژیک آنها به موضوع آموزش در ایران است.
طرحهای مختلفی نیز طی سالهای گذشته اجرایی شده که تشدید نگاههای ایدئولوژیک در مدارس از سوی جمهوری اسلامی را نشان میدهد. از جمله در آستانه آغاز سال تحصیلی گذشته مسعود پزشکیان رئیس دولت چهاردهم دستور داده بود که روز اول مهر و همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید در ایران، در همه مدارس سرتاسر کشور نماز جماعت برگزار شود!
همزمان علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش نیز گفته بود «باید نماز را به دغدغه اصلی دانشآموزان و معلمان تبدیل کنیم.»
در آنسو اما دانشآموزان بیاعتنا به سیاستهای جمهوری اسلامی، در برابر فشارهای ایدئولوژیک حاکم بر مدارس مقاومت میکنند.
علیرضا شریفی یزدی، جامعهشناس و روانشناس اجتماعی، در گفتگو با وبسایت «فرارو» گفته «بچهها از مدرسه بریدهاند و علاقهای به حضور در آن ندارند، بنابراین به جای نگرانی درباره پخش موسیقی در مدارس، وزیر باید به فکر ارتقای سطح علمی و معدل دانشآموزان باشد؛ میانگین معدل در کل کشور زیر ۹ است و یک وزیر آگاه باید شرایطی فراهم کند که دانشآموزان ۲۰ سال آینده مفید برای کشور باشند. پرداختن به موسیقی در این فضا، در حالی که مباحث اصلی آموزشی رها شده، فاقد ارزش تعلیم و تربیتی است و بیشتر برای حفظ قدرت و گروهی خاص مطرح میشود.»
این روانشناس اجتماعی افزوده «ادعای وزیر درباره «قداست مدارس و عدم جای موسیقی در آن» نیز با واقعیت فاصله دارد؛ مگر در هیئتها و مساجد موسیقی پخش نمیشود؟ نوحهخوانی نیز نوعی موسیقی است. این فضاسازیها خطرناک است و تصور غلط ایجاد میکند که مدارس ایران مکانی مقدس و عاری از مشکلات هستند، در حالی که در برخی مدارس مواردی مثل گل، سیگار و الکل گزارش شده است.»
او افزوده «وزیر باید به مسائل حیاتیتری مانند آموزش جنسی، پیشگیری از خودکشی و تربیت کاربردی دانشآموزان توجه کند. متاسفانه هیچ برنامهای برای تربیت نسل آینده و توسعه کشور وجود ندارد، و تمرکز بر موسیقی، که میتواند مفید باشد، جایگزین اقدامات ضروری آموزشی شده است.»
به عقیده علیرضا شریفی یزدی «نگاه محافظهکارانه و سنتی باعث میشود مرز میان موسیقی خوب و بد کدر شود. یکی از مهمترین وظایف نظام تعلیم و تربیت، ایجاد سواد هنری در دانشآموزان است؛ یعنی توانایی شناخت موسیقی خوب و بد. هدف آموزش و پرورش تربیت موزیسین یا نقاش نیست، بلکه آموزش سواد هنری به کودکان است تا بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند و موسیقی فاخر و مثبت را از موسیقی سخیف بازشناسند.»
او میافزاید: «اگر این آموزش صورت نگیرد، خلاء ایجاد میشود و موسیقی نامناسب جایگزین میشود، زیرا فضایی خالی و بدون راهنمایی هنری در اختیار مخاطب است. وقتی آموزش و پرورش از یک سو سواد هنری کودکان را بالا میبرد و از سوی دیگر تولیدات موسیقی مناسب برای آنان ارائه میکرد، شاهد فاجعههایی که برخی خوانندگان با شعرهای اروتیک برای کودکان ایجاد کردند، نبودیم. این آثار، که بچهها بدون درک معنی آنها حفظ و حتی در مدرسه تکرار میکنند، نتیجه کوتاهی آموزش و پرورش است.»
این جامعهشناس تأکید کرده که نظام آموزشی در این زمینه وظیفه دارد هم مهارت تمییز موسیقی خوب از بد را به کودکان بیاموزد و هم تولید و عرضه موسیقی مناسب آنها را فراهم کند تا فضای هنری سالم ایجاد شود.»
روزنامه «اطلاعات» نیز در واکنش به اظهارنظر وزیر آموزش و پرورش درباره موسیقی در مدارس در مطلبی انتقادی نوشته سخنان علیرضا کاظمی فراتر از یک اظهار نظر ساده، نشاندهنده یک نگاه نخنما و محافظهکارانه به آموزش و فرهنگ جوانان است که نهتنها با روح زمانه همخوانی ندارد، بلکه نوعی محدودیت بیمورد بر شادی و خلاقیت دانشآموزان تحمیل میکند.
در ادامه مطلب روزنامه «اطلاعات» آمده ابتدا باید پرسید: صبحگاه مدرسه برای چه است؟ آیا صرفا محلی برای اجرای دستورات خشک و مراسم تشریفاتی است، یا فرصتی برای ایجاد حس جمعی، انگیزه و نشاط در آغاز روز تحصیلی؟ آهنگ، چه موسیقی سنتی باشد چه مدرن، نهتنها سرگرمی نیست بلکه ابزار مهمی برای پرورش روحیه، تقویت هماهنگی گروهی و ایجاد انگیزه در دانشآموزان است.
این مطلب افزوده «اشکال سخن وزیر فقط در محدود کردن موسیقی نیست؛ اشکال بزرگتر در این است که نشان میدهد نگاه آموزش و پرورش هنوز در دهههای گذشته گیر کرده است. در حالی که دنیا به سمت روشهای خلاقانه و متنوع آموزشی حرکت میکند، ما هنوز درگیر بحثهای فرسودهایم که به جای پرورش خلاقیت، به دنبال کنترل رفتارهای ساده و شادیآفرین دانشآموزان هستند. موسیقی در مدارس نه تهدیدی برای نظم و تربیت است، نه مخالفتی با فرهنگ و اخلاق. بلکه برعکس، اگر درست مدیریت شود، میتواند به ابزاری قدرتمند برای تربیت اجتماعی و عاطفی تبدیل شود.»

