هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، در شرایطی که فرماندهان ارشد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ادعا میکنند «روحیه پرسنل عالی» است، اما پرسنل بویژه در بدنه، با وجود محدودیتهای سازمانی و با اطلاع از احتمال مجازات سنگین، نارضایتی خود از وضعیت بد معیشتی، فقدان مسکن و حقوق پایین را به صورت عمومی بیان میکنند.

از ۱۹ آذرماه تا اول دیماه ۱۴۰۴ دستکم سه نفر از پرسنل رسمی نیروی انتظامی در ویدیوهای جداگانه نسبت به وضعیت مالی خود اعتراض کردند.
استوار دوم محمد امین اردشیر مقدم از پرسنل فراجا در یاسوج اعلام کرد به دلیل ناتوانی مالی و مشکلات معیشتی کلیه خود را برای فروش گذاشته است. او خطاب به فرماندهان گفت که پرسنل به دلیل مشکلات مالی و معیشتی وضعیت بسیار وخیمی دارند و مجبورند مسافرکشی کنند. مقدم تأکید کرد که امیدوارم است «رهبری» [خامنهای] پیام او را ببیند. این استوار ۲۴ ساعت بعد ابراز پشیمانی کرد و در ویدیویی دیگر مجبور شد از «تلاشهای احمدرضا رادان فرمانده فراجا» قدردانی کند و اعلام کرد که «سرباز ولایت است.»
در موردی دیگر ستوانسوم مصطفی لقمانی افسر نیروی انتظامی در بندرعباس اعلام کرد، سه فرزند دارد و از پس مخارج آنها برنمیآید. او تأکید کرد مستاجر است و ساکن میناب و کلیه خودش برای فروش گذاشته است. لقمانی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی میگوید: «آقای خامنهای که نماینده خدا روی زمینی، شرایط زندگی ما رو بپرس چطوری ما این حقوق را خرج کنیم؟»
کمتر از ۲۴ ساعت بعد او نیز وادار به عقبنشینی شد و ادعا کرد: «دارو خورده» و تخت تأثیر عوارض دارو آن حرفها را زده است با این حال تأکید کرد «مشکلات مالی پرسنل بر سرجای خود هست.»
در موردی دیگر یک سرهنگ نیروی انتظامی با ۲۵ سال سابقه در ویدیویی با تأکید بر اینکه معتقد به نظام جمهوری اسلامی است میگوید: «این لباس دیگر مایحتاج زندگی من را فراهم نمیکند و مجبورم فکری برای آیندهام کنم، مجبورم از این لباس خارج شوم و شغل دیگری را برای خودم ایجاد کنم.»
اینها نمونههای مهمی از بیان «بحران درونسازمانی» نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است که ابتدا به صورت اعتراضهای فردی مدنی بیان میشود اما بلافاصله تشکیلات آنها را وادار میکند تا ضمن اعلام وفاداری موضع خود را تعدیل و نسبت به علی خامنهای، ولایت، «انقلاب» و نظام اعلام وفاداری کنند.
این اعتراضها در واقع بخش آشکار شده ریزشهای گسترده در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی است که به ویژه بعد از جنگ ۱۲ روزه شدت گرفته است.
براساس آمار منابع غیررسمی نظامی طی هفت ماه گذشته دستکم ۱۴ الی ۱۵ نفر از ماموران نیروی انتظامی اقدام به خودکشی کردهاند که در اغلب موارد دلیل آنها تنگناهای زندگی و مشکلات مالی بود.
شهرام سبزواری از پرسنل سابق ارتش و از مخالفان جمهوری اسلامی در یک ویدیو که در صفحه اینستاگرام شخصی خود منتشر کرد خطاب به نظامیها میگوید: «حکومتی که شما را به فقر، تحقیر و درماندگی کشانده هیچ ارزشی برای سلامت و کرامت شما قائل نیست، امروز انتخاب با شماست ایستادن کنار ملت و یا فرسوده شدن در سیستمی که در اولین فرصت شما را قربانی میکند.»
هشدار نسبت به اعتراض نظامیها
وبسایت «فرارو» با اشاره به اعتراض نظامیها هشدار داده است: «بحران معیشتی در نیروهای مسلح، برخلاف بسیاری از حوزهها، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً با آمار و بخشنامه مدیریت کرد. تداوم فشار اقتصادی بر نیروهایی که باید ضامن امنیت عمومی باشند، میتواند به فرسایش سرمایه انسانی، کاهش انگیزه و در بلندمدت، آسیبپذیری نهادی منجر شود.»
در بخشی از این گزارش آمده «ماجرای فروش کلیه، چه واقعی باشد چه استعاره، مهمترین بخش این پرونده نیست. مسئله اصلی، تکرار روایتهایی مشابه از درون یک ساختار حساس است؛ از یاسوج تا بندرعباس. انکار این تکرار یا فروکاستن آن به سوءاستفاده دشمن، شاید برای مدتی افکار عمومی را آرام کند، اما واقعیتها را تغییر نمیدهد.»
اعتراض پرسنل نظامی به وضعیت معیشتی، نه تنها اغلب رسانههای داخلی سانسور میشود بلکه در شبکههای فارسی زبان خارج از کشور نیز نادیده گرفته میشوند.
دو نظامی سابق به کیهان لندن میگویند دستکم با چهار خبرنگار و روزنامهنگار شبکههای خبری فارسی زبان مستقر در لندن تماس گرفتهاند تا اخبار و ویدیوهای نظامیها و کارزار اعتراضی آنها «یک وطن، یک درد، یک صدا» را پوشش دهند اما در نهایت نتیجه گرفتهاند.
آنچه حکومت را نگران میکند سرنوشت بشار اسد رئیس جمهوری سرنگونشده سوریه است، زیرا حتا فرماندهان، تحلیلگران و رسانههای حکومتی در ایران نیز اشاره میکنند که «نارضایتی نظامیها» از دلایل اصلی سقوط او بود.

