وقتی فرمانده گفت «نه»؛ مرز اطاعت و تصمیم از چین ۱۹۸۹ تا ایران امروز

- فرمانده شو چین‌شیان، فرمانده ارتش ۳۸ام ارتش آزادی‌بخش خلق چین، در جریان سرکوب اعتراضات ۱۹۸۹ چین از اجرای دستور شلیک به مردم امتناع کرده است.
- آنچه شو چین‌شیان در دادگاه گفت، نه بیانیه سیاسی بود و نه اعتراض اخلاقی نمایشی. او با زبانی خشک، حرفه‌ای و کاملاً نظامی سخن گفت این یک بحران سیاسی–اجتماعی است، نه یک عملیات نظامی با دشمن مشخص.
- در جمهوری اسلامی نیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج در بسیاری از مقاطع، نه‌تنها مجری، بلکه طراح، تصمیم‌گیر و فرمانده مستقیم سرکوب بوده‌اند.
- این نیروها، شناسایی معترضان، تعیین سطح خشونت، هدایت عملیات خیابانی، بازداشت، بازجویی و ایجاد رعب، همگی بخشی از یک زنجیره درون‌نهادی است. فرمان لزوماً از بیرون نمی‌آید؛ خودِ نهاد، مرجع تصمیم است.
- در چنین ساختاری، شلیک تصمیم نیست؛ انجام وظیفه تلقی می‌شود. فرمانده نه مسئول انتخاب، بلکه حامل حقیقت و حافظ منافع از پیش تعریف‌شده است. مسئولیت اخلاقی در دل اطاعت حل می‌شود و فرد، پشت نهاد پنهان می‌ماند.
- پرسش تلخ امروز این است: در ساختاری که سرکوب را هم رسالت ایدئولوژیک و هم تضمین منافع اقتصادی می‌داند، آیا اصلاً چنین «نه»‌ای قابل تصور است؟

پنج شنبه ۴ دی ۱۴۰۴ برابر با ۲۵ دسامبر ۲۰۲۵


دیوید اعتباری*، نویسنده و پژوهشگر – سال‌ها روایتش در حد یک افسانه می‌چرخید: این‌که در جریان سرکوب اعتراضات ۱۹۸۹ چین، یکی از فرماندهان عالی‌رتبه ارتش از اجرای دستور شلیک به مردم امتناع کرده است. افسانه‌ای که گفته می‌شد سندی ندارد و اگر هم حقیقتی در آن بوده، زیر لایه‌های سانسور دفن شده است. اما انتشار ویدیویی نادر از دادگاه نظامی او، این روایت را از مرز شایعه عبور داد و به تاریخ مستند وارد کرد.

شو چین‌شیان

این فرمانده شو چین‌شیان (Xu Qinxian) بود؛ فرمانده ارتش ۳۸ام ارتش آزادی‌بخش خلق چین، یکی از یگان‌های نخبه‌ای که برای حفاظت از پکن و تثبیت قدرت سیاسی طراحی شده بودند. یگانی که اگر وارد عمل می‌شد، می‌توانست ابعاد سرکوب میدان تیان‌آن‌من را به‌مراتب خونین‌تر کند.

آنچه شو چین‌شیان در دادگاه گفت، نه بیانیه سیاسی بود و نه اعتراض اخلاقی نمایشی. او با زبانی خشک، حرفه‌ای و کاملاً نظامی سخن گفت. وقتی قاضی از او پرسید چرا پس از اعلام حکومت نظامی نیروهایش را به حرکت درنیاورد، پاسخ داد که این یک بحران سیاسی–اجتماعی است، نه یک عملیات نظامی با دشمن مشخص. ارتش برای دفاع از کشور آموزش دیده، نه برای جنگ با مردم خود. وقتی دشمن نامشخص است و شهروندان غیرمسلح‌اند، عملیات نظامی چیزی جز کشتار نیست.

او تأکید کرد که هرگز دستور مکتوب و رسمی برای شلیک دریافت نکرده است. در ساختار ارتش چین آن زمان، استفاده از نیروی مرگبار علیه مردم بدون فرمان کتبی از مرجع قانونی، تخلف محسوب می‌شد، نه اطاعت. شو چین‌شیان گفت نمی‌توانسته به سربازانش بگوید به چه کسی شلیک کنند، وقتی هدف نظامی مشخصی وجود ندارد.

در یکی از لحظات کلیدی دادگاه، قاضی به او هشدار داد که در حال رقم زدن تبعات تاریخی ماجراست. پاسخ او کوتاه و روشن بود: تاریخ قضاوت می‌کند. من نمی‌خواهم وقتی تاریخ به من نگاه می‌کند، گناهکار باشم.

او حتی یک‌بار هم نگفت مخالف حزب کمونیست است. برعکس، تلاش کرد نشان دهد نافرمانی‌اش ناشی از وفاداری به تعریف حرفه‌ای ارتش بوده، نه مخالفت سیاسی. اما دقیقاً همین نکته، برای نظام خطرناک‌تر از هر شعار ضدحکومتی بود. اگر یک فرمانده می‌توانست بگوید «من اختیار داشتم شلیک نکنم»، دیگران هم می‌توانستند همین را بگویند.

دادگاه وارد بحث حقوقی نشد. استدلال‌ها رد نشدند، فقط نادیده گرفته شدند. نتیجه مشخص بود: پنج سال زندان، خلع کامل درجه و عنوان، حذف از ارتش و تبعید داخلی. او اعدام نشد و محاکمه‌اش هم علنی نشد، چون دفاعش قابل تکرار بود و می‌توانست زنجیرهٔ اطاعت مطلق را از درون دچار ترک کند.

اینجاست که مقایسه با امروز ایران اجتناب‌ناپذیر می‌شود. نه با ارتش‌های کلاسیک، بلکه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج؛ نیروهایی که از ابتدا نه به‌عنوان نهاد حرفه‌ای دفاع ملی، بلکه به‌عنوان بازوی ایدئولوژیک نظام شکل گرفته‌اند. در این ساختار، مسئله صرفاً اجرای دستور نیست. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج در بسیاری از مقاطع، نه‌تنها مجری، بلکه طراح، تصمیم‌گیر و فرمانده مستقیم سرکوب بوده‌اند.

افزون بر این، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صرفاً یک نیروی امنیتی یا نظامی نیست؛ شریک اقتصادی قدرت نیز هست. حضور گسترده در پروژه‌های کلان عمرانی، انرژی، مخابرات، بنادر، بانکداری پنهان و شبکه‌های مالی، این نهاد را به ذی‌نفع مستقیم بقای وضع موجود تبدیل کرده است. در چنین وضعیتی، سرکوب فقط ابزار حفظ ایدئولوژی نیست، بلکه ابزار حفاظت از منافع اقتصادی نیز هست. نهادی که هم اسلحه در دست دارد و هم سهم در اقتصاد، نه منتظر دستور می‌ماند و نه صرفاً مجری اراده دیگران است.

در این نیروها، شناسایی معترضان، تعیین سطح خشونت، هدایت عملیات خیابانی، بازداشت، بازجویی و ایجاد رعب، همگی بخشی از یک زنجیره درون‌نهادی است. فرمان لزوماً از بیرون نمی‌آید؛ خودِ نهاد، مرجع تصمیم است. به همین دلیل، پرسشی که شو چین‌شیان مطرح کرد اساساً موضوعیت ندارد. کسی نمی‌پرسد «دستور قانونی کجاست؟» چون منبع مشروعیت، قانون یا نهاد رسمی نیست، بلکه تکلیف ایدئولوژیک و منافع نهادی درهم‌تنیده است.

در چنین ساختاری، شلیک تصمیم نیست؛ انجام وظیفه تلقی می‌شود. فرمانده نه مسئول انتخاب، بلکه حامل حقیقت و حافظ منافع از پیش تعریف‌شده است. مسئولیت اخلاقی در دل اطاعت حل می‌شود و فرد، پشت نهاد پنهان می‌ماند.

تفاوت میان ارتش چینِ ۱۹۸۹ و سپاه یا بسیج امروز ایران، در میزان خشونت نیست؛ در نقش نهادی است. در چین، حتی در اوج سرکوب، هنوز می‌شد تصور کرد که یک فرمانده بپرسد مشروعیت این فرمان چیست و مسئولیت آن با کیست. در سپاه و بسیج، این پرسش‌ها از ابتدا حذف شده‌اند. نیرو نه ابزار دولت، بلکه شریک قدرت سیاسی و اقتصادی است؛ نه مجری، بلکه فرمانده.

پرونده شو چین‌شیان یادآور یک امکان تاریخی است: این‌که زمانی بوده که یک فرمانده نظامی می‌توانسته بگوید «نه».

پرسش تلخ امروز این است: در ساختاری که سرکوب را هم رسالت ایدئولوژیک و هم تضمین منافع اقتصادی می‌داند، آیا اصلاً چنین «نه»‌ای قابل تصور است؟

 

*دیوید اعتباری نویسنده کتاب «فراتر از ایدئولوژی: نقشه راه فن سالارانه بسوی ایرانی آزاد»، از بنیانگذاران سازمان Stop Child Executions و از نظریه‌پردازان گذار ساختارمند، دموکراتیک و فن‌سالار در ایران است.

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۵ / معدل امتیاز: ۴٫۶

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=393217