حسن قرآننویس زندانی سیاسی پیشین در واکنش به ادعای فائزه هاشمی رفسنجانی که زندان اوین را به «هتل» تشبیه کرده، در یادداشتی نوشته است «رنجِ بیصدایی، عمیقترین و واقعیترین دردِ زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی است». او افزوده «اگر نام خانوادگیات هاشمی باشد و از شبکههای درهمتنیدهی سیاسی، رسانهای و بینالمللی برخوردار باشی، «بیصدا» نیستی.»

متن کامل یادداشت حسن قرآننویس را در ادامه میخوانید:
رنجِ بیصدایی، عمیقترین و واقعیترین دردِ زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی است.
دردی که از اتاق بازجویی آغاز میشود، با فقدان رسیدگی پزشکی ادامه مییابد و در شرایط غیرانسانی زندان به اوج میرسد.
اما این رنج، برای همه یکسان نیست.
در ساختاری که قدرت و نسبت خانوادگی تعیینکننده است، «زندانی سیاسی» بودن معنایی واحد ندارد.
اگر نام خانوادگیات هاشمی باشد و از شبکههای درهمتنیدهی سیاسی، رسانهای و بینالمللی برخوردار باشی، «بیصدا» نیستی.
در این وضعیت، بازجو نمیتواند هر خط قرمزی را زیر پا بگذارد و خواستهها بهراحتی نادیده گرفته نمیشوند.
علت روشن است:
پیوندهای خانوادگی در ساختار قدرت،
شبکه اصلاحطلبان حکومتی،
پوشش رسانهای هدفمند،
و حمایت نهادها و محافل بینالمللی،
برای برخی زندانیان «صدا» میسازد؛ صدایی که مانع از تکرار بسیاری از خشونتهای معمول زندان میشود.
اما اگر پای روایت زندانیان سیاسیِ واقعاً آسیبدیده بنشینیم، تصویر دیگری آشکار میشود.
نخستین درد آنان نه شلاق است، نه انفرادی؛
بلکه بیصدایی است.
بیصداییِ زندانیای که از درد کلیه یا دندان به خود میپیچد و ماهها اعزام پزشکی نمیشود.
بیصداییِ کسی که با مهرهی خردشدهی کمر یا دست و پای شکسته، ماهها کفخواب بوده است.
بیصداییِ بیماری که سرطان داشته و آنقدر اعزامش به تعویق افتاده که کار به تخلیه یک عضو حیاتی کشیده است.
بیصداییِ زندانیای که پس از هفتهها انتظار به بهداری منتقل میشود، بیآنکه متخصصی او را معاینه کند یا دارویی دریافت کند؛ و بیماری، شدیدتر و گاه جبرانناپذیر میشود.
اینها استثنا نیستند؛ قاعدهاند.
فهرستی طولانی که هر زندانی سیاسیِ گمنام میتواند سطرهایش را تکمیل کند.
در مقابل، برای برخی چهرهها، زندان اوین «هتل پنجستاره» تلقی میشود؛
نه بهدلیل ماهیت زندان،
بلکه بهدلیل دسترسی دائمی به گوشهایی که میشنوند، پیگیری میکنند و امتیاز میدهند.
امکانات ویژه، ارتباطات مستمر، رسیدگی پزشکی خارج از قاعده، و تسهیلاتی که زندانیان عادی حتی تصور آن را ندارند، واقعیتی انکارناپذیر در زندانهای جمهوری اسلامی است.
مسأله، دیوارهای اوین نیست؛
مسأله تبعیض ساختاری و بیصدایی سازمانیافته است.
تا زمانی که صدای زندانی سیاسی به نام و نسبت وابسته باشد،
«عدالت» در زندان، واژهای تهی باقی خواهد ماند.

