دکتر محمد طباطبایی* – در پی بحرانهای کنونی و در این شرایط تاریخی که هر لحظه و دقیقه آن ارزشمند است و در عین حال زمان در حال تیک تاک است، این وقت ارزشمند و طلایی تاریخی باید به صورت بهینه مورد استفاده گیرد.

در شرایط بحرانی که جامعه ایران امروز با آن دست و پنجه نرم میکند، حکومت سرکوبگر مافیایی اسلامی تنها راه نجات و بقای خود را در بکارگیری خشونت، ضربوشتم، و ایجاد هراس و ترس میبیند.
این وضعیت، جامعه را وارد مرحلهای از گذار کرده است؛ مرحلهای که در آن مردم میان «ترس و نگرانی» از یکسو و «امید و احساس قدرت» از سوی دیگر در کشمکشاند.
در این شرایط پر تنش و در طی این گذار، چالشی عمیق میان یأس و ناامیدی در برابر «امید و باورمندی» به رهایی از این دوران تاریک شکل گرفته است؛ باوری که در انتظار «مرغ همای سعادت» است تا پیامآور روزنهای از شادی و رستگاری باشد. امروزه این ققنوس و اسطوره بازآفرینی، تحول و دگرگونی در چهارگوشه ایران و در ذهن بسیاری از مردم با نام شاهزاده رضا پهلوی گره خورده است که در شعارهایی همچون «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و یا «این است شعار ملی، رضا رضا پهلوی» بازتاب یافته است.
این امید، تلاشی است برای عبور از خاطرات تلخ سالیان گذشته؛ خاطراتی که بهویژه در جنبش «زن، زندگی، آزادی» بهروشنی خود را نمایان کرد و همچون ابری سنگین بر فضای روانی و اجتماعی جامعه ایران سایه افکنده است.
بنابراین بسیار پراهمیت است که در مبارزه با شیوههای تخریبی و فرسایندهی مافیایی رژیم اسلامی، خود دچار همان روشهای فرساینده نشویم. آنان همواره با اتخاذ رویکردهای ویرانگر و گسترش رعب و وحشت، میکوشند توجه را از اهداف اصلی منحرف کنند. با بهرهگیری از سمپاشی رسانهای و پخش اطلاعات نادرست و بیپایه، تلاش میکنند بذر یاس و ناامیدی را در میان جامعه و طرفداران دموکراسی و آزادی بپراکنند.
در چنین فضایی، بسیار حایز اهمیت است که درون خود را همچون درختی تنومند و استوار حفظ کنیم؛ درختی که در طوفانهای سهمگین خم میشود، ولی ریشههایش را از دست نمیدهد. ما نیز در این شرایط بحرانی ممکن است دچار تزلزل شویم، ولی همچنان میتوانیم بر اهداف خود پایدار بمانیم و نگذاریم شکسته شویم.
بدون تردید، این «قدرت درون» و ثبات فکری و روانی، امری تصادفی و ناگهانی نیست بلکه مهارتی آموختنی است که میتوان آن را آگاهانه شکل داد، پرورش داد و تقویت کرد.
از منظر روانشناختی، سیستم لیمبیک مغز که مرکز پردازش احساسات و واکنشهای هیجانی همچون ترس، خشم و اضطراب است، نقش مهمی در یادآوری خاطرات و تجربههای تلخ گذشته ایفا میکند. فعال شدن بیش از حد این بخش از مغز میتواند مانعی جدی در مسیر «باورمندی فردی و جمعی» ایجاد کند و واکنشهای ما را بیش از آنکه بر پایه آگاهی و منطق باشند، بر اساس ترس و اضطراب شکل دهد. در همین راستا، این حکومت تبهکار نیز با شناخت این سازوکار و واکنش روانشناختی، تلاش کرده است از طریق ایجاد ترس و وحشت جامعه را در وضعیتی دائماً ملتهب و هراسزده نگه دارد و «توان و قدرت جمعی» را مختل سازد.
در چنین شرایطی، واکنشی منطقی، آگاهانه و همراه با مدیریت ترس، در کنار تصمیم گیری مبتنی بر محافظت از خود و جمع، نقشی اساسی در مهار و هدایت این احساس ایفا میکند. ایجاد تعادل میان واکنشهای احساسی و پردازش عقلانی، نهتنها به حفظ «ثبات روانی و فکری» فرد کمک میکند، بلکه باورمندی و قدرت جمعی را نیز تقویت و دوچندان میسازد. آگاهی از این مکانیزم، نخستین گام در مسیر قدرتمندی درونی و ایفای نقشی هدایتگر در چنین شرایطی است. در شرایط بحرانی، این تعادل، ضرورتی حیاتی برای بقا، پایداری و امیدواری به آیندهای روشنتر به شمار میآید.
پذیرش ترس به عنوان واکنشی طبیعی و انسانی نبایستی نفی شود؛ اما نکته کلیدی آن است که «ما ترس را کنترل کنیم، و نه اینکه ترس هدایت ما را در دست بگیرد». ازاینرو، محافظت از ذهن در برابر هرج و مرج اطلاعاتی و پرهیز دنبال کردن افراطی اخبار ضد و نقیض میتواند نقش محافظتکنندهای داشته باشد؛ چنانچه گاهی اخبار به عنوان ابزاری راهبردی برای ایجاد ترس و وحشت مضاعف به کار میروند و تنها بر شکافها و نگرانیها میافزایند.
پذیرش این واقعیت که تغییر واقعی بدون عبور از بحران امکانپذیر نیست، خود گامی ارزشمند در مسیر رشد است. چالشها، شرایط ناخوشایند و حتی ترسناک، بخشی جداییناپذیر از راه رسیدن به شرایط بهتر هستند. تغییر و رشد بدون درد و رنج، رخ نمیدهد و پذیرش این حقیقت میتواند نیرویی دوچندان در ما بیافریند.
از راهکارهای عملی برای ایجاد ثبات عاطفی و روانی میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
تکنیکهای تنفس: تنفس عمیق و آگاهانه، مستقیمترین راه برای آرام کردن سیستم عصبی میباشد و میتواند به سرعت به کاهش اضطراب کمک کند.
ارتباط آگاهانه با محیط: تمرکز بر محیط اطراف و درک حسی آن (چه میبینم، چه میشنوم، چه حسی دارم) میتواند از بروز حالت و احساس وحشت و اضطراب شدید پیشگیری کند و فرد را به لحظه حال بازگرداند.
یادآوری غلبه بر شرایط سخت: به یادآوردن موفقیتهای گذشته و به یاد آوردن مواقعی که بر شرایط سخت غلبه کردهایم، میتواند «خودباورمندی» را افزایش دهد و احساس «تسلط و خودکارایی» را تقویت کند.
تقویت روابط نزدیک اجتماعی: گفتگو در محیطی امن و قابل اعتماد میتواند نقش بسزایی در ایجاد آرامش ایفا کند.
بهداشت خواب و بیداری: این نکته ساده اما بسیار مهم است؛ نظم در زمان خواب و بیداری، نقش بهسزایی در سلامت روان و کاهش اضطراب دارد.
جمعبندی
با بهکارگیری این راهکارها میتوانیم:
- قشر پیشپیشانی و یا به عبارتی بخش «آگاهانه» مغز را فعال نگه داریم
- ترس را مدیریت کنیم
- خودباوری فردی و جمعی را افزایش دهیم
- با امید و آگاهی از این دوران عبور کنیم
به یاد داشته باشیم و فراموش نکنیم: «ما قویتر از ترسهایمان هستیم.»
* دکتر محمد طباطبایی، روانشناس، روانکاو، پژوهشگر و عضو انجمن روان درمانی تحلیلی آلمان
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

