شاهزاده رضا پهلوی در مقالهای در روزنامه واشنگتن پُست که ششم ژانویه ۲۰۲۵ برابر با ۱۶ دیماه ۱۴۰۴ منتشر شده با اشاره به آغاز دور جدید اعتراضات سراسری در ایران، این اعتراضات را همچون نقطه عطف تاریخی ارزیابی کرده و تأکید کرده اعتراضات شجاعانه مردم ایران نیازمند حمایت جهانی برای گذار مسئولانه از جمهوری اسلامی است.

شاهزاده رضا پهلوی افزوده «آزادی ایران تنها به بازگرداندنِ کرامت به ایرانیان محدود نخواهد شد. بلکه سودی عظیم برای صلح جهانی به همراه خواهد آورد. منافعى با ابعادی که تصور آن نیز دشوار است.»
او همچنین تأکید کرده نه بهعنوان فرمانروایی در انتظار قدرت، بلکه به مثابه امانتدار یک گذار ملی به دموکراسی به جایگاه «رهبری» اعتراضات گام نهاده است. شاهزاده رضا پهلوی بار دیگر به سه اصل تمامیت ارضی ایران، پاسداشت آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان، و جدایی دین از دولت بهعنوان سه اصلی که «باید با فرایندی از آشتی ملی و برگزاری همهپرسى برای تعیین صورت نهایی نظام دموکراتیک آینده پشتیبانی و استوار شود» تأکید کرده است.
شاهزاده رضا پهلوی به دولتهای خارجی گفته «به تماشای تولد «ایران نو» بسنده نکنید. با ما همراه شوید تا تضمین کنیم این زایش، مسالمتآمیز، باثبات و درخورِ فداکاریهایی باشد که مردمش روا میدارند.»
متن کامل مقاله شاهزاده رضا پهلوی در روزنامه واشنگتن پُست را در ادامه میخوانید:
«شاهزاده رضا پهلوی از رهبران اپوزیسیون دموکراتیک ایران مى باشد. او فرزند ارشد محمدرضا پهلوی، پادشاه فقید ایران است.»
ایران با آغاز سال ۲۰۲۶، در آستانه دگرگونی ژرفى قرار گرفته است. ایرانیان در سراسر کشور، از بازار بزرگ تهران گرفته تا شهرها، بخشها و روستاهای دور از پایتخت، جان بر کف نهادهاند تا آینده خود را بازپس گیرند. پیام آنان بیابهام است: جمهوری اسلامی مشروعیت خود را از دست داده و پس از نزدیک به ۴۷ سال، کشور خواهان آزادی است.
شجاعت این مردان و زنان، لایقِ بیش از همدردی است. به موضعى روشن، آمادگی و رهبری مسئولانه نیاز دارد هم در درونِ ایران و هم در میان آنان که بر صحنه امورِ جهانی اثر میگذارند.
زیرا آزادی ایران تنها به بازگرداندنِ کرامت به ایرانیان محدود نخواهد شد. بلکه سودی عظیم برای صلح جهانی به همراه خواهد آورد. منافعى با ابعادی که تصور آن نیز دشوار است.
از همین روست که من از حمایت روشن و قاطع رئیسجمهور دونالد ترامپ از مردم ایران استقبال میکنم. پیام او، اینکه ایالات متحده در کنار آنهایى میایستد که در پی آزادیاند، نه در کنار رژیمی که ترور و بیثباتی را صادر میکند، در درون ایران بازتابی عمیق یافته است. برای معترضان که با زندان، شکنجه یا مرگ روبرو هستند، دانستن اینکه تنها نیستند اهمیتی اساسی دارد. و برای رژیم، این یادآوری است که ارعاب، دیگر تضمین بقا نیست. ما نمونه این واقعیت را در ونزوئلا دیدیم.
جمهوری اسلامی ایران، امروز از هر زمان دیگری از سال ۱۹۷۹ بدین سو، ضعیفتر و دچار شکافهای عمیق تر است. واکنش آن به اعتراضهای مسالمتآمیز، بازداشتهای گسترده، اعدامها و سرکوب نشان میدهد که رژیم هراسان است. بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری، دستکم ١۵٠٠ اعدام از ژانویه تا اوایل دسامبر سال گذشته صورت گرفته است. افزایشی چشمگیر نسبت به سال ۲۰۲۴. اقلیتهای دینی، مسیحیان، یهودیان و بهاییان با آزار و تعقیبِ نظاممند روبرو هستند. خشونتِ رژیم نشانه ماندگاری آن نیست، بلکه رفتار سامانهای است که برای حفظ کنترل، دست و پا میزند.
با وجودِ این فشارها، مردم ایران ایستادگی میکنند. در روزهای اخیر، اعتراضات در نزدیک به همه استانها و در بیش از ۱۰۰ شهرِ کشور گسترش یافته است. معترضان نامِ مرا در کنارِ شعارهای آزادی و وحدت ملی فریاد میزنند. من این را دعوتی برای تصاحبِ قدرت تعبیر نمیکنم. بلکه آن را به عنوان مسئولیتی عظیم بر دوش میگیرم. این بازتاب آن است که در درون ایران، این درک شکل گرفته که ملت ما به چهرهای وحدتبخش نیاز دارد تا به هدایت گذار از استبداد و حرکت به سوی آیندهای دموکراتیک که به دست خود مردم برگزیده میشود، یاری رساند.
از اینرو، برای رهبری و خدمت در این جایگاه گام پیش نهادهام: نه بهعنوان فرمانروایی در انتظار قدرت، بلکه به مثابه امانتدار یک گذار ملی به دموکراسی. نقش من گردآوردن نیروهای گوناگونِ دموکراتیک ایران است. پادشاهیخواهان و جمهوریخواهان، سکولارها و دینداران، کنشگران و متخصصین، شهروندان عادی و اعضای نیروهای مسلحی که میخواهند ایران بار دیگر کشوری با ثبات و مستقل باشد؛ بر گرد اصول مشترک تمامیت ارضی ایران، پاسداشت آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان، و جدایی دین از دولت. این سه اصل باید با فرایندی از آشتی ملی و برگزاری همهپرسى برای تعیین صورت نهایی نظام دموکراتیک آینده پشتیبانی و استوار شود.
بسیاری نگراناند که گذارِ ایران به آشوب، ازهم گسیختگى یا بیثباتی طولانی مدت، همچون آنچه در عراق یا افغانستان رخ داد، بیانجامد. این نگرانی بجاست و دقیقاً از همین روست که آمادگی و پیشبینی، اهمیتی تعیینکننده دارد.
طی چند سال گذشته، من «پروژه شکوفایی ایران» را بنیان نهادهام. شبکهای رو به گسترش و متشکل از بیش از یکصد کارشناسِ ایرانی در حوزههای اقتصاد، حقوق، انرژی، حکمرانی، بهداشت عمومی و زیرساخت؛ این گروه، به طور مشترک، برنامههایی دقیق و بخش به بخش برای گذارِ منظم تدوین کردهاند. گذارى که خدمات حیاتی را حفظ کند، اقتصاد را تثبیت نماید و اعتماد را در داخل و خارج از کشور بازسازی کند. این تلاشها با رایزنیهای مستمر با رهبران و مدیران برجسته کسب و کار در سطح بینالمللی تکمیل میشود. کسانی که به خوبى میدانند احیای اقتصادی و مدیریتِ درست در عمل چه اقتضائاتی دارد، نه صرفاً در نظریه.
عاملِ دیگرِ ثبات، همکاری با کسانی است که در درونِ رژیم هستند و از آن گسست میکنند. ما خطاهای «بعثزدایی» در عراق را تکرار نخواهیم کرد. تیمِ من برای آن دسته از افراد حاضر در نهادهای خودِ رژیم که میخواهند از رژیم آخوندی فاصله بگیرند و از ایرانی دموکراتیک پشتیبانی کنند، مجاری امن و محرمانهای برقرار کرده است.
این ابتکار که از طریق پربینندهترین شبکه خبری ماهوارهایِ ایران، «ایران اینترنشنال»، پخش شد، به تیم من امکان داده است تا یک بستر امن راهاندازی کند. بستری که از طریق آن اعضای نیروهای مسلح، دستگاههای امنیتی و نهادهای دولتی بتوانند به طور محرمانه آمادگی خود را برای جدا شدن از رژیمِ در حالِ فروپاشی و همسویى با مردم ایران اعلام کنند. تاکنون دهها هزار نفر از این مجرا وارد شدهاند. گواهی روشن بر گستردگی نارضایتی در صفوف رژیم و بر این واقعیت که بسیاری در درون نهادهای ایران آمادهاند نقشی سازنده در گذار مسالمتآمیز ایفا کنند.
خلاء قدرتی در کار نخواهد بود. در هر جا که ممکن باشد، تداومِ نهادها حفظ میشود. هر جا که لازم باشد، پاسخگویى برقرار خواهد بود و فرایند قانون اساسی، به گونهاى شفاف و زیرِ نظارت بینالمللی، اجرا خواهد شد تا ایرانیان از هر نسلى، برای نخستین بار بتوانند خود درباره نظام حکمرانی خویش تصمیم بگیرند.
پشتیبانی از مردم ایران نه عملی خیرخواهانه است و نه مداخلهجویانه. بلکه سرمایه گذارى در ثباتِ جهانی است. جمهوری اسلامی طی نزدیک به ۴۷ سال، به منازعات منطقهای دامن زده، به باجگیرى هستهای پرداخته و آشوبی فراگیر در عرصه بینالمللی پدید آورده است. ایرانِ آزاد و دموکراتیک، نیرویی برای ثبات در خاورمیانه خواهد بود نه سرچشمهای برای بحرانهای بی پایان.
تاریخ به ندرت نقاط عطف خود را از پیش اعلام میکند. اما امروز نشانهها بیابهاماند. مردم ایران با شجاعت و عزم راسخ به پیش میروند. آنچه اکنون نیاز دارند، جهانی است که برای پشتیبانی از گذاری مسئولانه آماده باشد. اکنون زمان آن فرا رسیده است.
به تماشای تولد «ایران نو» بسنده نکنید. با ما همراه شوید تا تضمین کنیم این زایش، مسالمتآمیز، باثبات و درخورِ فداکاریهایی باشد که مردمش روا میدارند.

