شورای سردبیری روزنامه «اورشلیم پست»، ۷ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۷ دیماه) در سرمقالهای با اشاره به گسترش اعتراضات ضدحکومتی در ایران، مینویسد، که در اغلب شهرهای کشور مردم یکصدا نام رضا پهلوی را به آن آلترناتیو جمهوری اسلامی فریاد میزنند.

در مقدمه این مقاله آمده، در میان درهمریختگی که از ایران بیرون میتراود، اینکه چند نفر از معترضان کشته شدهاند، چند نفر واقعاً در خیابانها هستند، چه کسی «عامل موساد» است و چه کسی برای رژیم کار میکند از نخستین روز اعتراضات یک مسئله ثابت مانده است: حمایت از رضا پهلوی.
بر اساس آمارهای تا روز سهشنبه، بنا بر گزارش گروههای حقوق بشری، دستکم ۲۹ معترض کشته شدهاند، هرچند بهطور گسترده باور بر این است که شمار واقعی بسیار بیشتر است. بیش از هزار نفر نیز در جریان سرکوبهای گسترده نیروهای امنیتی رژیم در چندین شهر بازداشت شدهاند؛ بازداشتهایی که بسیاری از آنها هرگز بهطور علنی تایید نشده است.
در حالیکه جمهوری اسلامی تلاش میکند کشور را در سیلی از اطلاعات نادرست و سرکوب غرق کند، پهلوی به برجستهترین و منسجمترین صدای بیرونیِ حامی معترضان بدل شده است. از پیامهای همبستگی با قربانیان خشونت رژیم گرفته تا ارائه تصویری هرچه دقیقتر از ایرانِ پس از جمهوری اسلامی، او خلائی را پر کرده که سالها اپوزیسیون پراکنده ایران از آن رنج میبرد.
در ادامه مقاله اورشلیمپست آمده، این هفته، پس از گزارشهایی از تیراندازی در شهر غربی ملکشاهی و حمله به یک بیمارستان در ایلام، پهلوی پیامی صریح صادر کرد. او کشتن جوانان بیسلاح و یورش به مراکز درمانی را «جنایتی آشکار» خواند و آن را به کشتار زاهدان در سال ۲۰۲۲ یادآوری کرد؛ زمانی که نزدیک به ۱۰۰ معترض کشته و بیش از ۳۰۰ نفر بهدست نیروهای امنیتی زخمی شدند. او افزود رژیمی که جوانان را میکشد و به بیمارستانها حمله میکند «بهوضوح مشروعیتی ندارد و به پایان خود نزدیک میشود.»
این ادبیات در داخل ایران طنینانداز شده، زیرا بازتاب صدای معترضان است.
در شهرهای مختلف، شعارهایی که زمانی غیرقابل بیان تلقی میشدند دوباره شنیده میشوند: «جاوید شاه». برخی حتی فراتر میروند: «این آخرین نبردِ، پهلوی برمیگرده» و «پهلوی برمیگرده و ضحاک سرنگونه» اشارهای به چهره اسطورهای استبداد در ادبیات فارسی.
همانطور که الکس وینستون تحلیلگر «اورشلیم پست»، اخیراً نوشت، این شعارها تهدیدی وجودی برای رژیمی است که بر سرنگونی پادشاهی و پاککردن میراث پهلوی بنا شده است. این شعارها نشان میدهند خشم مردم از مطالبات صرفا اقتصادی فراتر رفته و به رد کامل جمهوری اسلامی رسیده است.
جمهوری اسلامی تنها لحظهای گذرا در تاریخ بلند ایران است. در بخش اعظم این تاریخ، ایران نه بهدست روحانیونی وسواسگونه در پی صدور انقلاب اسلامی و هزینهکرد میلیاردها دلار در جنگهای نیابتی در غزه، لبنان، سوریه و یمن، بلکه توسط پادشاهان اداره میشد.
در چنین بستری است که پهلوی گام به پیش گذاشته؛ نه صرفا بهعنوان نمادی دوردست در هزاران کیلومتر آنسوتر، بلکه بهعنوان کنشگری سیاسی که اکنون بر تحولات میدانی اثر میگذارد. او این هفته در گفتوگویی با والاستریتژورنال گفت: «برای رهبری این گذار وارد عمل شدهام… مسئله، حق تعیین سرنوشت است… آزادی… و بازسازی کشورمان.» او همچنین تأکید کرد که مداخله نظامی آمریکا ضروری نیست و تغییر رژیم باید از درون ایران بجوشد، نه از بیرون.
این موضعگیری حاصل ماهها کار است. پهلوی در کنفرانس خبری پاریس در ماه ژوئن آشکارا خواستار تغییر رژیم شد و اصول ایرانِ پس از جمهوری اسلامی را برشمرد: حفظ تمامیت ارضی، برابری همه شهروندان، آزادیهای فردی و جدایی دین از دولت. او مستقیما علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را خطاب قرار داد، از او خواست کنارهگیری کند و وعده دادرسی عادلانه داد.
این پیام در کنفرانس مونیخ تقویت شد؛ جایی که پهلوی بیش از ۵۰۰ مخالف ایرانی از طیفهای ایدئولوژیک گوناگون را گرد هم آورد. پادشاهیخواهان و جمهوریخواهان، فعالان سکولار، رهبران قومی، هنرمندان، ورزشکاران و زندانیان سیاسی پیشین در گردهماییای شرکت کردند که بهگفته بسیاری، گستردهترین ائتلاف مخالفان در دهههای اخیر بود. پهلوی در آنجا راهبردی پنجستونی را تشریح کرد: حداکثر فشار بینالمللی بر رژیم، حداکثر حمایت از مردم ایران، تشویق ریزش نیروها از درون نظام، بسیج و سازماندهی گسترده، و برنامهریزی دقیق برای بازسازی اقتصادی و سیاسی. او بهطور کلیدی تأکید کرد که نظام آینده ایران، از جمله مسئله پادشاهی، باید از طریق همهپرسی ملی تعیین شود.
بهنوشته وینستون، «باید این نکته را به یاد داشت. پهلوی منتظر نیست ناگهان وارد شود و ایرانیان را با خود ببرد؛ او آماده است که خودشان آیندهشان را انتخاب کنند. اما صداهایی که از خیابانها برمیخیزد نشان میدهد او در میان معترضان از حمایت مردمی قابلتوجهی برخوردار است.»
در پایان این مقاله آمده: این، هسته «قدرت پهلوی» است. مردم ایران دیگر نام پهلوی را در گوش هم زمزمه نمیکنند؛ آن را فریاد میزنند.

