فراخوان و هنگامه‌ای که پادشاه «شیرازه کتاب ملت» می‌شود

پنج شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۸ ژانویه ۲۰۲۶


جلال حیدری نژاد – جامعه ایران در آستانه یک لحظه‌ سرنوشت‌ساز ایستاده است. فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای خیزش صداها در پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی ماه، فراتر از یک دعوت ساده به اعتراض، یک بازنگری راهبردی در مسیر گذار از جمهوری اسلامی است. برای درک اهمیت این رخداد، باید از پوسته احساسی عبور کرد و به عمق «دینامیک قدرت در دوران گذار» نگریست؛ جایی که سیاست، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی توده‌ها در یک نقطه به هم می‌رسند و نشان می‌دهد که پادشاه «شیرازه کتاب ملت» است.در این یادداشت کوتاه تلاش می‌کنم تا  تأثیر این فراخوان را از منظر دینامیک قدرت و نقش پادشاه در اتحاد مردم و شکاف در استبداد و نیروهای سرکوب  را نشان بدهم.

۱- شکستن ستون فقرات استبداد در سایه پادشاه

در تئوری‌های کلاسیکِ نظام‌های اقتدارگرا، «ترس» تنها یک حس نیست، بلکه یک «کالای سیاسی» است که حکومت با هزینه‌ای گزاف آن را تولید و توزیع می‌کند تا جامعه را در وضعیت اتمیزه (تکه‌تکه شده) نگه دارد. حکومت‌ها تا زمانی پایداری می‌کنند که هر فرد تصور کند در مخالفت خود تنهاست. اما فراخوان شاهزاده، نقطه پایان این تنهایی است. وقتی صدای شعارها ازخیابان و  پنجره‌ای به پنجره دیگر و از محله‌ای به محله دیگر پل می‌زند، «دیوار ترس» که تنها حفاظ فیزیکی و روانی رژیم است، فرو می‌ریزد. در این لحظه، فرد از یک «مخالف خاموش» به بخشی از یک «ملت معترض» تبدیل می‌شود. شکستن این دیوار در روزهای فراخوان، اولین و حیاتی‌ترین گام برای کاهش هزینه‌های تغییر است؛ چرا که حکومتی استبدادی که نتواند بترساند، دیگر نمی‌تواند حکومت کند.

 ۲- پادشاه به عنوان «نقطه کانون» و شیرازه اتحاد

در جامعه‌شناسی سیاسی، بزرگترین چالش هر انقلاب، پراکندگی و فقدان هماهنگی (Coordination) است. مردم زمانی ریسک می‌کنند که مطمئن باشند تنها نیستند. در اینجاست که نهاد پادشاهی به عنوان یک «نقطه کانون» (Focal Point)  عمل می‌کند. شاهزاده رضا پهلوی با تکیه بر مشروعیت تاریخی و جایگاهی فراتر از احزاب، نقش «ریسمان اتحاد» را ایفا کرده و  پراکندگی را به «جبهه متحد» تبدیل می‌کند. وقتی ملت حول یک محور ملی جمع می‌شوند، هویت جنبش از یک اعتراض صنفی یا منطقه‌ای به یک «اراده ملی» تغییر می‌یابد و این هماهنگی، اولین ضربه را به استبداد می‌زند؛ چرا که استبداد تنها در فضای «تفرقه» تنفس می‌کند.

۳- لرزه بر تن سرکوب: روان‌شناسی فروپاشی از درون

یکی از حساس‌ترین ابعاد فراخوان ، تأثیر مستقیم آن بر «ماشین سرکوب» است. نیروهای امنیتی و بدنه اجرایی رژیم، موجوداتی مکانیکی و نفوذناپذیر نیستند؛ آنها در واقع «عقلانیت بقا» دارند. وقتی این نیروها شاهد پاسخ گسترده و سراسری به یک فراخوان واحد باشند، دچار چیزی می‌شوند که در روان‌شناسی سیاسی به آن «تزلزل وفاداری» (Defection Uncertainty) می‌گوییم.

نیروی سرکوب زمانی با قاطعیت عمل می‌کند که حس کند در جبهه پیروز ایستاده است. اما وقتی فریادها از تمام بلوک‌های یک ساختمان و تمام کوچه‌های یک شهر بلند می‌شود، پیامی مرگبار برای او مخابره می‌شود: «تو محاصره شده‌ای». در این وضعیت، شکاف عمیق‌تر در حکومت نه از سر خیرخواهی، بلکه از سر ترسِ بدنه سرکوب آغاز می‌شود.

جمهوری اسلامی با از دست دادن مشروعیت و تنها با تکیه زدن بر زور در مقابل فراخوان شاهزاده که بر «مشروعیت نمادین» استوار است گرفتار شکاف و تشنج عمیق خواهد شد و نیروهای سرکوب  هنگامی که با  طنین فریادهای مردم روبرو می‌شوند، تنها با یک معترض روبرو نیستند؛ آن‌ها با «اراده ملی» روبرو می‌شوند که توسط وارث یک نهاد تاریخی فراخوانده شده‌است. این موضوع «تزلزل وفاداری» را در بدنه نظام تشدید می‌کند. از منظر تئوری‌های مونارشی، حضور پادشاه در صحنه، به نیروهای مرددِ نظامی نیز این پیام را می‌دهد که «جایگزینی مشروع و باثبات» وجود دارد. این اطمینان از آینده، زانوی سرکوب را لرزان می‌کند و هزینه ریزش را برای نظامیان کاهش می‌دهد.

۴- ریسمان اتحاد و ارسال پیام به جهان

فراخوان «پادشاه» قطعا  به پراکندگی معترضین پایان می‌دهد و آنها اراده‌های خرد را به یک «ریسمان اتحاد» محکم گره می‌زنند؛ و این اتحاد به جنبش «هویت سیاسی» و «سمت‌وسوی مشخص» می‌دهد. وقتی رهبری و بدنه اجتماعی در یک زمان واحد و با یک هدف واحد (گذار از جمهوری اسلامی) هم‌صدا می‌شوند، سیگنالی پرقدرت به جهان مخابره می‌شود: «ایران دیگر کشوری با اعتراضات پراکنده نیست، بلکه ملتی است با یک اراده واحد برای انقلاب».

۵- استراتژی «از شعار شبانه تا صبح آزادی»

بسیاری ممکن است بپرسند آیا شعار دادن کافی است؟ پاسخ در درک «توالی انقلابی» نهفته است. از شعار شبانه تا صبح آزادی راهی نیست، به این شرط که شعار شبانه را «مانور آمادگی» بدانیم. این حرکت، فضای روانی شهر را از حکومت غصب می‌کند و تمرینی است برای تسخیر فضا؛ تمرینی که در آن مردم یاد می‌گیرند چطور سازماندهی شوند، چطور از هم مراقبت کنند و چطور به قشر خاکستری نشان دهند که تغییر نه تنها ممکن، بلکه حتمی است. شعار شبانه، مقدمه واجب برای نافرمانی‌های مدنی گسترده‌تر و اعتصابات فلج‌کننده برای حکومت خواهد بود و از طرفی هوشمندانه برای پیوند میان «سنت» (نهاد پادشاهی) و «تجدد» (اراده مردم برای آزادی) .

۶- نتیجه‌: اتحاد در مردم، شکاف در استبداد

این فراخوان یک بازی برد-برد برای جامعه ایران است و مشارکت در این فراخوان قطعا هزینه تغییر را از طریق «تکثیر جمعیت» و «توزیع ریسک» پایین می‌آورد. وقتی همه با هم فریاد می‌زنند، ریسمان اتحاد مردم محکم‌تر، مسیر تحول روشن‌تر و قلب استبداد لرزان‌تر خواهد شد. این فراخوان ، فرصتی است تا ثابت کنیم تئوری‌های قدرت در برابر اراده یک ملت متحد، کارایی خود را از دست می‌دهند. ما در آستانه صبح هستیم و استبداد در حال بازگشت به ذات تیره و تاریک خود. حاکمیت مستبد مذهبی  به خوبی می‌داند که وقتی پنجره‌های آگاهی و روشنی باز می‌شوند، درهای خروجی تاریخ نیز برای آنها گشوده شده‌است و شیرازه ملت با حضور «پادشاه» هیچگاه از هم پاشیده نخواهد شد.

 

*جلال حیدری‌نژاد ، تحلیلگر اجتماعی و دانش‌آموخته جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

.

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۷ / معدل امتیاز: ۴٫۹

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=394224