فرد صابری – در سایهی راهرو قدرتهای جهانی، انقلابی خاموش در حال رخ دادن است؛ نه با اسلحه و گلوله، بلکه با سکوت و خشم انتخابی. بیش از ۱۲ روز طاقتفرسا در اواخر ۲۰۲۵ و اوایل ۲۰۲۶، خیابانهای ایران در اعتراض به رژیم اسلامی علی خامنهای منفجر شد. شهروندان با به خطر انداختن جانشان، آزادی و بازپسگیری ایران از اشغال را فریاد زدند اما، رسانههای بزرگ چپگرای جهان، به طرز عجیبی سکوت کردند.
فقط یک غفلت ساده نبود؛ بلکه نوعی مجوز ضمنی به خامنهای برای نسلکشی خاموش بود. در حالی که گزارشها از استفاده نیروهای امنیتی از گاز اشکآور، مسلسل، مهمات جنگی، دستگیریهای گسترده و اعدامها حکایت داشت، این بوقهای رسانهای به جای پوشش این وقایع، به موضوعات معمول خود پرداختند. سؤال اینجاست: چگونه رسانههای پیشرو، که زمانی مدافع مظلومان بودند، به نیروهای ضددموکراتیک تبدیل شدهاند؟ تا جایی که برخی میگویند آنها شریک جرم آیتالله هستند!
این تغییر تصادفی نیست؛ ریشه در یک برنامه گستردهتر دارد که توسط گلوبالیستهای چپ پیش برده میشود؛ کسانی که جهانی را تصور میکنند که در آن صدای مخالفت مدیریت شود، نه اینکه پاس داشته شود. رسانه آزاد یکی از ستونهای دموکراسی است، همانطور که در متونی مانند متمم اول قانون اساسی آمریکا و اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده. اما در غرب، این ستون در حال فروپاشی است. انقلاب ایران در ۱۴۰۴ واقعیت تلخی را آشکار کرد: وقتی رسانهها ایدئولوژی را بر حقیقت ترجیح میدهند، دموکراسی نابود میشود. با نادیده گرفتن فریادهای ایرانیان، این رسانهها نه تنها در روزنامهنگاری شکست خوردهاند، بلکه در سرکوب صداهایی که جهانبینیشان را به چالش میکشند، شریک هستند.
یادآوری کنیم سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران، رسانههای غربی، به ویژه چپگراها، خمینی را به عنوان نجاتدهنده از «استبداد» شاه جلوه دادند. رسانههای جریان اصلی، خمینی را قهرمان مردمی در مبارزه با امپریالیسم نشان دادند و بنیادگرایی او را کمرنگ کردند. مجله تایم حتی او را «مرد سال» ۱۹۷۹ نامید و انقلاب را پیروزی مردم توصیف کرد. این پوشش در به قدرت رسیدن خمینی کمک کرد و راه را برای جمهوری اسلامی باز کرد. حالا به امروز نگاه کنیم: در حالی که شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نماد جنبش طرفدار دموکراسی سکولار ظاهر شده، همان ماشین رسانهای به او حمله میکند. مقالات در تایم و دیگر رسانهها پهلوی را با خمینی مقایسه میکنند و او را «عوامفریب» یا «فرصتطلب تبعیدی» مینامند. چرا؟ چون پهلوی نماینده بازگشت به دموکراسی سکولار است؛ سیستمی که با روایت جهانیگرایانه چندفرهنگی مدیریتشده و کنترل متمرکز چپهای گلوبالیست سازگار نیست.
این الگو یک تاکتیک عمیقتر را هم نشان میدهد: هرگاه چپ گلوبالیست در اقلیت سیاسی قرار میگیرند، واژه «پوپولیست» را برای بیاعتبار کردن برندگان به کار میبرند. پیروزی دونالد ترامپ در ۲۰۱۶ را به یاد آورید؛ رسانههای جریان اصلی او را «پوپولیست خطرناک» «نفرت پراکن» نامیدند. این برچسب زنیها سیاستهایش را تهدیدی برای دموکراسی نشان داد، نه پاسخ به خواست رأیدهندگان. حالا نوبت پهلوی است. در حالی که ایرانیان فریاد «جاوید شاه» یا «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» سر میدهند و به ۴۷ سال مبارزه او علیه رژیم اشاره میکنند، رسانهها او را یک بازمانده از قدرت میدانند. اما این واقعیت نیست؛ به منظور کنترل افکار مردم و فریب است. دیدگاه پهلوی برای ایران سکولار دموکراتیک، اتحادهای چپ در خاورمیانه با اسلامگرایان یا همان «سرخ و سیاه» را به چالش میکشد؛ جایی که رژیمهایی مثل جمهوری اسلامی جنگهای نیابتی را تأمین مالی میکنند و با احساسات ضدغربی همسو هستند.
در دهه ۱۹۷۰، رسانهها نظام گذشته را دیکتاتور بیرحم نشان میدادند. داستانهای هالیودی، متوهمانه و قهرمانسازیهای پوچ بهعنوان مبارز و آزادیخواه در کنار فقر مطلق در بوقهای خود مدام منعکس میکردند، در حالی که آنها عدهای تروریست مسلح بودند و همچنین بزرگترین اصلاحات تاریخ ایران را نادیده گرفتند: حقوق زنان، افزایش نرخ سواد از ۱۵٪ به بیش از ۵۰٪، و مدرنسازی که میلیونها نفر را از خط فقر نجات داد. دولت جیمی کارتر، تحت تأثیر این روایتها، حمایت هایش را قطع کرد و شورش ۵۷ را تسریع کرد. اما تاریخ شاه را تأیید کرد. اقتصاد ایران در دوران او شکوفا شد، با رشد متوسط سالانه ۱۱٪ در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ و پس از انقلاب اسلامی اما، تحت دکترین «اقتصاد مال خر است» تحریمها و فساد حاکم چرخ صنایع راکد ماند.
رسانه های جریان اصلی امروز مشغول تصویرسازی غلط به تبعیت از رفتار تبلیغات سمی جمهوری اسلامی از معترضانی هستند که امروز خونشان در اعتراضات ریخته میشود. از مرگ مهسا امینی در ۲۰۲۲ تا انقلاب ۲۰۲۶، میلیونها نفر سقوط رژیم و بازگشت پهلوی را میخواهند. «مردم ایران با خونشان سخن گفتهاند»، همانطور که یک معترض تهرانی به خبرنگاران زیرزمینی گفت: دروغهای سنتی این رسانهها زیر این حقیقت فرومیریزد.
استانداردهای دوگانه رسانههای چپگرا آشکار است. آنها حماس را علیرغم تروریستی بودنش «مبارزان مقاومت» مینامند، و رسانههایی مثل الجزیره (که توسط رسانههای غربی به عنوان مرجع استفاده میشود) حملات ۷ اکتبر را «قیام» توصیف میکنند. گرتا تونبرگ در ۲۰۲۵ با سفر دریایی بهسوی اسرائیل، تا صدای تروریستهای فلسطینی را تقویت کند. اما در مورد ایران، سکوت حاکم است. تونبرگ کشتیای پر از ترمینالهای استارلینک برای کمک به معترضان در برابر قطعی اینترنت سوار نشده. چرا؟ رژیم ایران، با وجود وحشیگریاش، با محورهای ضداسرائیلی همسو است که برای برخی ایدئولوژیهای گلوبال-چپ جذاب است. این ریاکاری، همکاری گلوبالیستهای چپ با اسلامگرایان تروریست را در ایران و خاورمیانه را برملا میکند. از حزبالله تا حوثیها، این گروهها حمایت جمهوری اسلامی را دارند، اما رسانهها آن را کمرنگ میکنند در حالی که روایت غزه را مظلومنمایی میکنند.
شایان ذکر است که این محدود به رسانههای سنتی نیست؛ شبکههای اجتماعی هم درگیرند. از ریپورتهای دسته جمعی و تعلیق حسابهای X که علیه رژیم مینویسند، تا شدوبن کردن در اینستاگرام، فیسبوک و غیره.
این اتحاد جدید نیست. گلوبالیستها برای «نظم بینالمللی مبتنی بر دیکتاتوری اقلیت» فشار میآورند که قدرت را در نهادهایی مثل سازمان ملل متمرکز میکند، جایی که وتوها از خودکامهها محافظت میکند. رسانه آزاد و دموکراسی اما این دکترین را تهدید میکنند. در غرب، اکثر رسانهها مانند بوق عمل کرده و علنا به قیچی سانسور تبدیل شدهاند و در موضوعاتی مثل مهاجرت یا مخالفت با تغییرات اقلیمی، آنها منتقدان را «راست افراطی» مینامند. درمورد ایران اما وضع فرق میکند: اگر رسانهها نسلکشی را نادیده بگیرند جاییکه تخمینها بیش از ۲۰,۰۰۰ کشته فقط در دو روز را برآورد کردهاند، پایههای دموکراسی ترک برمیدارد.
اما راهکار؟ بازگشت به صداقت روزنامهنگاری، مطالبه پوشش دقیق وضعیت ایران و حمایت از صداهای مستقل در X (توییتر سابق)، جایی که ویدیوهای بدون فیلتر اعتراضات را پوشش میدهند. دولتها باید رژیم را از نظر اقتصادی و دیپلماتیک منزوی کنند، پهلوی که صدای مردم خیابان است را به عنوان رهبر گذار به رسمیت بشناسند، خرید نفت از رژیم را تحریم کنند و صدای مردم را تقویت کنند.
هیچ راهی جز شنیدن صدا و ارادهی مردم ایران با رهبری شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یگانه آلترناتیو انقلاب ملی در راستای سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. ایالات متحده، میتواند پیشرو باشد و رهبری شاهزاده رضا پهلوی را طبق خواست مردم برای رسیدن ایران به یک انتخابات آزاد معرفی کند تا اروپا و متحدانش در این مسیر همراه شوند. نادیده گرفتن این امر، دیکتاتورها را در سراسر جهان مخصوصا ایران جسورتر میکند.
این مسئله با ریاکاری نفتی پیچیدهتر میشود. رژیم ایران سرکوب خود را از طریق نفت قاچاق تأمین مالی میکند و تحریمها را با ناوگان تانکرهای ارواح دور میزند. کشورهای جهان آزاد با توقف خرید نفت خام که طبق گزارشهای سازمان «اتحاد علیه ایران هستهای» تهران سالانه ۸۰ میلیارد دلار از فروش غیرقانونی به دست میآورد، عمدتاً به چین اما اروپا هم از خریداران غیرمستقیم است. این معاملات اگرچه برای غربیها سودآور است اما، چند برابر همین سود را هزینهی جلوگیری از تهدیدات تروریستی، موشکی و اتمی جمهوری اسلامی مینمایند.
عدم تمایل بریتانیا و اتحادیه اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، حیرتآور است. در ۲۰۲۵، طبق دادههای حملونقل، بریتانیا محصولات نفتی مرتبط با ایران را وارد کرده است. سؤال اصلی این است که آیا این اقتصاد کاذب نیست؟ چراکه از ۱۹۷۹ و صادرات تروریسم توسط جمهوری اسلامی، کشورهای غربی تریلیونها دلار برای جنگ علیه تروریسم خرج کردهاند و در عمل بیش از آنچه از نفت ارزان سود بردهاند مجبور به هزینه در جنگهای بیپایان شدهاند! این تجارت نیست؛ شریک بودن در قتل است. زمان آن رسیده که این دیوار برلین مدرن -یعنی دیوار بیتفاوتی و سود که دیکتاتورها را محافظت میکند- فرو بریزد. تحریمها شدیدتر، ردیابی هوش مصنوعی کشتیهای نفتکش اعمال و سپاه پاسداران فوراً تروریستی اعلام شود همانطور که روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا اخیراً بر این مهم تاکید کرد.
در نهایت، مبارزه ایران آینهی تمدن غربی و دموکراسی است. چرخش ضددموکراتیک رسانههای گلوبالیست چپ، از همدستی در ۱۹۷۹ تا سکوت در ۲۰۲۶، هشداری است برای جهانی که گلوبالیستها کشورهای غربی را به یک دیکتاتوری علیه آزادی بیان تبدیل میکنند. اما همانطور که دیوار برلین فرو ریخت، دیوار توحش آیتالله در تهران هم فرو خواهد ریخت. جهان آزاد باید اقدام کند، وگرنه آزادیهای خود را با فرمان چپهای تمدنستیز از دست خواهد داد. با شجاعت ایرانیان، خیر بر شر و نور بر تاریکی پیروز خواهد شد.
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.


