ایران در چهارمین هفته خیزش ملی، صحنه یکی از خشنترین سرکوبهای دولتی در تاریخ معاصر خود است؛ خیابانها زیر سایه عملیِ حکومت نظامی، حضور گسترده نیروهای سپاه پاسداران و شبهنظامیان وابسته، شلیک سلاحهای جنگی به معترضان و قطع ارتباطات، عملاً به پادگان تبدیل شدهاند.

با وجود این خشونت عریان، آمار بالای کشتهشدگان، بازداشتهای گسترده و فضای رعب و اضطرار، هستههای اعتراض همچنان فعالاند و مردم با شعارهای شبانه، اعتصابهای پراکنده و حضور در مراسم جانباختگان نشان میدهند که امید به تغییر و پایان حکومت دینی، زیر سرکوب خاموش نشده است؛ امیدی که همزمان نگاهها را به واکنش جامعه جهانی و آینده توازن قوا در ایران دوخته است.
بعد از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای حضور مردم در خیابانها در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، علی خامنهای با مشاهده حضور میلیونی در سراسر کشور، فرمان سرکوب صادر کرد. براساس مصوبه شورایعالی امنیت ملی، «مسئولیت امنیت کل کشور به سپاه پاسداران» واگذار شد و قتلعام مردم آغاز گردید.
اکنون، در چهارمین هفته از خیزش ملی در ایران، در شرایطی که گفته میشود آمار جانباختگان بین ۱۲ تا ۲۰ هزار نفر است، خشم عمومی ایران را فراگرفته است؛ تا آنجا که بسیاری از مردم «مداخله بشر دوستانه» دولتهای غربی، بویژه آمریکا را ضروری میدانند و برای کشته شدن علی خامنهای و سایر عوامل سرکوب لحظهشماری میکنند.
اگرچه در اغلب شهرهای ایران عملاً حکومت نظامی برقرار است و گردانهای امنیتی سپاه پاسداران با همکاری شبه نظامیان حشدالشعبی، حرکه النجباء، کتائب حزبالله، فاطمیون و زینبیون شهرها را به پادگانهای تحت کنترل تبدیل کردهاند اما براساس گزارشهای میدانی، هستههای خیزش همچنان فعالاند. مردم شعارهای شبانه سرمیدهند، در مراسم سوگواری و خاکسپاری جانباختگان علیه خامنهای و نظام شعار سر میدهند از پهلویها حمایت میکنند، بازارها نیمهتعطیل است و اقدامات میدانی علیه پایگاههای بسیج و مراکز تجمع سرکوبگران ادامه دارد.
وضعیت اضطراری
حکومت با زنجیرهای از اقدامات موقت میکوشد القا کند وضعیت کشور عادی و اوضاع تحت کنترل است؛ اما قطع دو هفتهای اینترنت، فضای پلیسی شهرها، لغو پروازهای خارجی، تعطیلی مدارس و برخی ادارات، تعطیلی سفارتخانهها، لغو امتحانات، کمبود برخی موادغذایی و گرانی شدید کالاها، از کار افتادن دستگاههای عابر بانک، عدم پرداخت پول نقد در بانکها، خفقان در خیابانها و حضور سنگین نیروهای امنیتی در میادین و چهارراهها، تصویری عریان از واقعیت موجود را پیش چشم میگذارد.
در ایران تعداد محدودی از مردم که با کمک ویپیان تنها برای دقایقی به اینترنت دسترسی پیدا میکنند، ویدیوها، عکسها، گزارشها و مشاهدات خود از وقایع را به رسانهها یا اقوامشان در خارج از ایران ارسال میکنند. از همین طریق بخشی از ابعاد جنایات گسترده جمهوری اسلامی افشا شدهاست. از سیلوهای پر از پیکر و تیر خلاص زدن به مجروحان در بیمارستانها گرفته تا بازداشتهای گسترده مردم.
در همین ویدیوها به وضوح دیده میشود که نیروهای سپاه پاسداران با خودروهای تویوتا، کلاشنیکف و تیربار در شهرها به راه افتادهاند، تیرهوایی شلیک میکنند، رجز میخوانند و عربدهکشان شعارهای «حیدر حیدر» و «لبیک یا خامنهای» سر میدهند. بسیاری از پیکرها تحویل خانوادهها نشدهاست، تعداد زنان گمشده زیاد است و شماری از خانوادهها میگویند از سرنوشت عزیزانشان بیخبرند.
اکنون بسیاری از ناظران معتقدند آنچه در ایران میگذرد، مصادیق آشکار نسلکشی، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت است که با دستور مستقیم علی خامنهای انجام گرفته است.

تلنگر به وجدان مقامات بینالمللی
این جنایت هولناک، همراه با حمایت گسترده هزاران ایرانی خارج از کشور و راهپیماییها و تجمعات گسترده آنان در پشتیبانی از مردم داخل ایران، تلنگری جدی به وجدان شماری از مقامات بینالمللی وارد کرده است.
اعضای پارلمان اروپا، چهارشنبه ۲۱ ژانویه (اول بهمنماه)، در نشستی سرکوب گسترده اعتراضات، اعدامها و قطع اینترنت در ایران را بهشدت محکوم کردند. در این جلسه، اکثریت نمایندگان خواستار قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی شدند و شماری از نمایندگان نیز آشکارا از مردم ایران حمایت کردند. برخی از آنان همچنین خواستار دعوت از شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان رهبر اپوزیسیون به پارلمان اروپا شدند.
ترویستی اعلام شدن سپاه در پارلمان اروپا
پارلمان اروپا پنجشنبه ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ (دوم بهمن ۱۴۰۴)، با ۵۶۲ رأی موافق، ۹ رأی مخالف و ۵۷ رأی ممتنع «قتلعام هزاران معترض در ایران» را محکوم کرد و «قرارگرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا را تصویب کرد. از شورای اتحادیه اروپا خواسته بدون تأخیر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از جمله بسیج و نیروی قدس، را بهطور کامل بهعنوان سازمانهای تروریستی معرفی کند. همچنین خواستار گسترش و اجرای سختگیرانه اقدامات محدودکننده اتحادیه اروپا، از جمله مسدود کردن داراییها و ممنوعیت صدور ویزا شده است.
پیشتر چارلی وایمرز نماینده سوئد در پارلمان اروپا در یک سخنرانی گفته بود، «سفارتهای جمهوری اسلامی در خاک اروپا را ببندید تا زمانی که پرچم شیر و خورشید در آنها برافراشته شود. به شعارهای مردم ایران در کف خیابانها توجه کنید؛ مردم فریاد میزنند: جاویدشاه. وقت آن رسیده که شاهزاده رضا پهلوی را بعنوان رهبر اپوزیسیون به بروکسل دعوت کنید.»
شماری از نمایندگان پارلمان اروپا آشکارا اعلام کردند که دولتهای فرانسه، ایتالیا و اسپانیا کشورهایی هستند که در حال مانعتراشی برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران در اروپا هستند. یکی از نمایندگان پرسیده بود، «آیا وقت آن نرسیده که واقعیت را همانگونه که هست بگوییم؟ سپاهی که مردم را میکشد، تروریسم را تأمین مالی میکند و حتی امنیت اروپا را تهدید میکند، چرا نباید تروریستی شناخته شود؟»
مواضع بیخاصیت اتحادیه اروپا
با این همه، با توجه به وضعیت اضطراری مردم در ایران و در شرایطی که بسیاری از بازداشتشدگان در آستانه اعدام قرار دارند، بسیاری از ایرانیان معتقدند اروپا هنوز اقدام عملی مؤثری برای حمایت از مردم انجام نداده است؛ احساسی که نسبت به دونالد ترامپ نیز وجود دارد.
هانا نویمن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا، در پیامی ویدیویی با انتقاد از سرویس روابط خارجی اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی، «رویکرد نرم» این اتحادیه را «بسیار ناامیدکننده» و «اشتباه» خواند.
گزارشها از ایران حاکیاست، نیروهای امنیتی برای سرکوب مردم از مهمات آلوده به مواد شیمیایی و سمی استفاده کردهاند. در مواردی از گلولههای جنگی سلاح کلاشنیکف به کار گرفته شده که مرمی آنها برای هدف قراردادن استحکامات، تانک و زرهپوش طراحی شدهاند. شاهدان عینی میگویند در چند شهر، از جمله اصفهان و ساری، بهسوی مردم با دوشکا شلیک شده است شماری از پزشکان و پرستاران به دلیل کمک به مجروحان بازداشت یا تحت فشار قرار گرفتهاند و رؤسای بیمارستانها میگویند به سبب امدادرسانی به مجروحان تهدید شدهاند.
چه باید کرد؟
در چنین وضعیتی، برخی ناظران میگویند هنگامی که مردم با دست خالی در برابر کلاشنیکف و دوشکا قرار گرفتهاند، کمکهای بینالمللی و مداخله بشردوستانه ضرورتی فوری است. در داخل کشور نیز دیدگاههای متفاوتی شکل گرفته است؛ گروهی معتقدند راهی جز مسلحشدن برای دفاع از خود باقی نمانده، در حالیکه گروهی دیگر نسبت به تشدید چرخه خشونت و پیامدهای انسانی و ویرانگر آن هشدار میدهند؛ موضعی که حکومت و مخالفان عمدتاً چپگرای پهلوی نیز بر آن تأکید میکنند.
با این حال، آنچه بهطور مشترک در میان بخش بزرگی از جامعه بیان میشود، نگرانی عمیق از عدم پایبندی دونالد ترامپ به وعدههای پیشین درباره پشتیبانی از مردم ایران است. هرچند هنوز بسیاری امیدوارند او با اقدامی قاطع، توازن قوا را به نفع مردم در خیابان تغییر دهد، اما آنچه مسلم است، انباشت روزافزون خشم، نفرت و کینه عمومی علیه علی خامنهای و کلیت حکومت دینی است؛ خشمی که بهسختی مهارشدنی به نظر میرسد.
شاهزاده رضا پهلوی در همین ارتباط، در پیامی خطاب به ملت ایران گفت: «ما اجازه نمیدهیم اندوهمان به ناامیدی تبدیل شود. هممیهنانم، سوگِ از دست دادن بهترین فرزندان ایران سنگین است. اما ما این سوگ را به خشم آگاهانه و ارادهای شکستناپذیر علیه خامنهای و همه عاملان داخلی و خارجیاش تبدیل میکنیم.» این یعنی ضرورت ادامه مبارزه؛ آنهم در تراز یک انقلاب.




