روشنک آسترکی – یک ماه از آغاز خیزش ملی اخیر در ایران که بزرگترین اعتراضات ضدحکومتی در تاریخ جهوری اسلامی را رقم زد و سرکوب بیسابقه و مسلحانه شهروندان معترض که جمهوری اسلامی را در صدر حکومتهای سرکوبگر قرار داد میگذرد؛ رقم برآوردها از آمار جانباختگان سرکوب حکومتی اعتراضات در حال افزایش است. دهها هزار کشته، دهها هزار زخمی و دهها هزار بازداشت نتیجه سرکوب وحشیانه مردم در شهرهای مختلف ایران است و عمده آن تنها در دو روز هجدهم و نوزدهم دیماه صورت گرفته است.

در این دوره از اعتراضات برخورد دولتهای غربی در اروپا و آمریکا با جمهوری اسلامی متفاوت بود. عواملی چون تجمعات و کارزارهای ایرانیان دیاسپورا برای جلب توجه مقامات غربی از نقض جدی حقوق بشر در ایران، گزارش نهادهای حقوق بشری و تأیید کشتار و دیگر انواع سرکوب حکومتی علیه شهروندان، و همچنین موقعیت جمهوری اسلامی در آرایش خاورمیانه بر شیوه رویارویی مقامات غرب با این اعتراضات موثر بوده است.
اظهارات مقامات اروپایی از باور به پایان عمر جمهوری اسلامی تا لزوم حمایت از مردم معترض در ایران و احضار سفرا و کاردارهای رژیم به وزارت خارجه کشورهایی چون هلند از نمونه رویکردهای متفاوت دولتهای اروپایی به اعتراضات این دوره است؛ دولتهایی که پیشتر بسیاری از تحلیلگران سیاسی آنها را متهم به مماشات با جمهوری اسلامی میکردند و همین مماشات را یکی از دلائل ماندگاری جمهوری اسلامی با وجود شدت نارضایتیها و شکنندگی شدید اقتصادی رژیم ارزیابی میکردند.
در این میان اما در شمال شرق ایران، کشورهای حوزه قفقاز اما واکنشهایی متفاوت به اعتراضات خیزش ملی در ایران داشتند. گرجستان به عنوان تنها کشور حوزه قفقاز که مرز مشترکی با ایران ندارد و همواره در سالهای گذشته تلاش کرده در مناسبات مختلف منطقه خود را «کشور اروپایی» ببیند، چندان دغدغهای نسبت به رویدادهای ایران از خود نشان نمیدهد.
دولت اردوغان در ترکیه همچنان رویکردی حامیانه نسبت به جمهوری اسلامی داشته است. رجب طیب اردوغان حتی مدعی شده «جمهوری اسلامی بعد از حملات اسرائیل با چالش جدیدی روبهرو شده که آرامش و ثبات کشور را هدف قرار داده است.»
جمهوری آذربایجان نیز در حالیکه روابطی پیچیده را طی سالهای گذشته با اسرائیل برقرار کرده اما همچنان تلاش میکند در حوزه دیپلماتیک خود را با جمهوری اسلامی درگیر نکند.
در آنسو اما رویکرد همسایگان شمال غرب ایران در قفقاز نسبت به تحولات ایران برای جمهوری اسلامی اهمیت دارد. برای نمونه جمهوری باکو به علت روابط قوی با اسرائیل، ترکیه به علت داشتن مرز مهم زمینی، وجود پایگاههای آمریکایی در این کشور، نقش آن در ناتو و روابط با اتحادیه اروپا، و البته بهعنوان مسیری که ارتباط جمهوری اسلامی با حزب الله را فراهم میکند، دارای اهمیت هستند.

آرسن نظریان تحلیلگر مسائل قفقاز درباره رویکرد کشورهای حوزه قفقاز به تحولات اخیر در ایران به «کیهان لندن» میگوید: «در باره گرجستان، به نظر نمی رسد که حساسیت خاصی در روابط دو کشور به ویژه در ارتباط با اعتراضات اخیر در ایران وجود داشته باشد. گرجستان به طور فعال در رویدادهای قفقاز جنوبی فعال نیست و اکنون، با امضای پیشنویس پیمان صلح میان آذربایجان و ارمنستان اهمیت ژئوپولتیک آن در منطقه احتمالا کاهش پیدا کرده و یا خواهد کرد.»
آرسن نظریان نیز معتقد است «اینکه گرجستان مرز مشترک با ایران ندارد نیز احتمالا گرجیها را خیلی نگران رویدادهای ایران نمی کند. میتوان گفت که ایران و رویدادهای آن، آن چنانکه برای آذربایجان و ارمنستان میتواند مهم باشد، احتمالا از اولویتهای سیاست خارجی گرجستان نیست، گرچه آنچه که در حال حاضر در ایران رخ میدهد این توان بالقوه را دارد که کل منطقه را تحت تأثیرات منفی یا مثبت خود قرار دهد.»
این تحلیلگر مسائل حوزه قفقاز با تأکید بر اینکه «روابط دو کشور ایران و آذربایجان، با وجود ظاهر دیپلماتیک آرام، پیچیده و چند لایه است» میگوید «جمهوری اسلامی و جمهوری آذربایجان، علیرغم وجود تنشها در رابطه با همکاری رژیم باکو با اسراییل و فعالیت سازمانهای دولتی و غیردولتی آذربایجانی که گفتمان کذایی «آذربایجان جنوبی» (همانند گفتمان مشابه «آذربایجان غربی» (در اشاره به ارمنستان) و گذرگاه زنگهزور» را پیش میبرند، تلاش دارند تا ظاهر روابط عادی همجواری را حفظ کنند.»
به عقیده آرسن نظریان «دولت ترکیه نیز، با وجود موضع رقابتی با جمهوری اسلامی در منطقه، عموما از رژیم جمهوری اسلامی حمایت کرده و نگران تشدید نا آرامیها در ایران است.»
در ترکیه ایرانیان برای برگزاری تجمع حمایتی از خیزش ملی درون کشور با مشکل روبرو بودند. دولت مجوز برای برگزاری تجمع در شهرهای بزرگ را نداده است و همچنین با برخی از ایرانیان معترض نیز برخورد کرده است.
در این میان اما ارمنستان که هم از نظر اقتصادی، و هم از نظر ژئوپلتیکی -به علت مناقشات با ترکیه و جمهوری آذربایجان- همواره در تلاش برای جلب حمایت جمهوری اسلامی بوده است در این دوره از اعتراضات رفتاری متفاوت را نشان داده است.
در شرایطی که در دورههای پیشین اعتراضات دولت ارمنستان با وسواس مراقب بود که ایرانیان ساکن این کشور در حمایت از اعتراضات مردمی کنش اجتماعی در این کشور نداشته باشند اما در روزهای گذشته ایرانیان ساکن ارمنستان به صورت پرشمار تجمعاتی علیه جمهوری اسلامی و حتی حمایت از شاهزاده رضا پهلوی برگزار کردند؛ بر اساس اطلاع «کیهان لندن» این تجمعات با مجوز رسمی دولت ارمنستان برگزار شده است که این موضوع بیانگر پذیرش تضعیف موقعیت جمهوری اسلامی و احتمال تغییر ساختار حکومت در ایران در دید دولتمردان ارمنستان است.
برگزاری تجمع ایرانیان مقیم ارمنستان که از دهم ژانویه برای چند روز پیاپی مقابل سفارت جمهوری اسلامی، با مجوز رسمی دولت ارمنستان، برگزار میشد اما موجی از خشم در مقامات جمهوری اسلامی ایجاد کرد.
تجمعکنندگان مقابل سفارت جمهوری اسلامی شعارهای «جاویدشاه»، «کینگ رضا پهلوی» را سر دادند.
خلیل شیرغلامی اظهارات سفیر جدید جمهوری اسلامی در ایروان ۱۴ ژانویه در گفتگو با رسانههای داخلی ارمنستان نسبت به تجمعات واکنش نشان داد و اعلام کرد که «مقامات جمهوری اسلامی نگران این هستند که به گروهی از مردم چراغ سبز نشان داده شده است تا به سفارت ایران بیایند و اظهارات بسیار غیرمحترمانه و توهینآمیزی مطرح کنند. شش روز است که بین ساعت ۶ بعد از ظهر تا ۹ شب، گروهی از مردم تجمع میکنند و اظهارات توهینآمیزی مطرح میکنند و با وجود اعتراضات ما، این روند همچنان ادامه دارد.»
سفیر جمهوری اسلامی با طرح این ادعا که «جمهوری اسلامی در سختترین زمانها در کنار دولت و مردم ارمنستان ایستاده است و اگر معترضان موفق شوند، یکی از بازندگان ارمنستان خواهد بود» گفته بود «اکنون ما در شرایط سختی هستیم. و اتفاقاتی که هر روز در مقابل سفارت ایران رخ میدهد، در حافظه تاریخی مردم ایران باقی خواهد ماند. فکر میکنم همه چیز را خیلی واضح گفتم.»
سفیر جمهوری اسلامی در پاسخ به این پرسش که «آیا همه اینها میتواند بر روابط دوجانبه تأثیر بگذارد و آیا این نگرانیها به رهبری ارمنستان منتقل شده است یا خیر» گفته بود «از همان ابتدا، این نگرانیها بارها به نهادهای مربوطه منتقل شده است. در تهران این نظر وجود دارد که ارمنستان در حال تبدیل شدن به یک مرکز جدی برای اقدامات نیروهای متخاصم با ایران است.»
آرسن نظریان معتقد است اظهارات سفیر جمهوری اسلامی «غیر دیپلماتیک» بوده و سبب تعجب و واکنش جامعه سیاسی ارمنستان شد: «صاحبنظران سیاسی و گروههای مدنی اظهارات شیرغلامی را به نادیده گرفتن نظام دموکراتیک ارمنستان و یا به بیتجربگی وی نسبت دادند. تعدادی هم گفتههای وی را با اظهارات تهدیدآمیز و متفرعنانه مقامات روسی مشابه دانستند که ارمنستان را هنوز حیات خلوت خود میپندارند. بسیاری از مفسران و تحلیلگران سیاسی در ارمنستان این سئوال را مطرح می کنند که چرا مقامات جمهوری اسلامی برای حل مشکلات پدید آمده چاره اندیشی نمی کنند و مثلا چرا با رهبران اپوزیسیون به گفتگو نمی نشینند؟ آیا مقامات جمهوری اسلامی تشخیص نمی دهند که با عدم حل مشکلات پیش رو این اعتراضات، ادامه پیدا خواهند کرد و این بار با حدت و شدت بیشتری صورت خواهند گرفت؟»
نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان هم در واکنش به اظهارات سفیر جمهوری اسلامی تأکید کرده که از سال ۲۰۱۸ [پس از انقلاب بدون خشونت در ارمنستان] هیچ تظاهراتی در ارمنستان منع نشده است. ما نمیتوانیم در هیچ مورد خاص به نحو دیگری عمل کنیم.»
وزارت کشور ارمنستان نیز بیانیهای اعلام کرده که «ارمنستان، به عنوان یک کشور دموکراتیک، نمیتواند در اعمال حقوق شهروندان برای آزادی رفت و آمد و آزادی تجمع مسالمتآمیز دخالت کند. تمام تجمعات مطابق با قانون برگزار شده و نیروهای انتظامی امنیت شرکتکنندگان در اعتراض و ساختمان سفارت را تضمین کردهاند.»
اینهمه نشان میدهد جمهوری اسلامی حتی نزد کشور کوچکی چون ارمنستان که به دلائل مختلف نیازمند حفظ روابط موثر با ایران و جلب حمایت حکومت مستقر در تهران در جهت پیشبرد موقعیت خود در قفقاز است نیز دچار وضعیتی شکننده شده است. به نظر میرسد اینبار جهان متوجه اراده همبسته مردم ایران برای تغییر ساختار سیاسی در ایران شده است و هر کشور بر اساس موقعیت و سطح روابط خود با تهران در حال تغییر مواضع و رویکردها با جمهوری اسلامی است.
آرسن نظریان معتقد است همواره روابط جمهوری اسلامی با ارمنستان دارای کیفیت دیگری نسبت به دیگر کشورهای قفقاز بوده است و شفافیت و وضوح بیشتری در مناسبات بین آنها حکمفرماست. او توضیح میدهد «جمهوری اسلامی یک سیاست خارجی ضدغربی-ضد آمریکایی تأکید شده را دنبال میکند، در حالی که ارمنستان ضمن حفظ روابط نزدیک با جمهوری اسلامی، با غرب، و اخیرا نیز با ایالات متحده روابط گستردهای را برقرار کرده و در حال تعمیق این روابط است.»
به گفته این تحلیلگر «به نظر میرسد صرف نظر از هر رژیمی که در ایران یا ارمنستان بر سر کار باشد، روابط دو کشور نمی تواند و نباید تیره گردد و وجود و تداوم این وضعیت به نفع منافع عالی هردو کشور است. از میان کشورهای همسایه، ایران کمترین مشکل را با ارمنستان داشته و دارد. بعلاوه، ارمنستان راه ارتباطی ایران با اروپا به شمار میرود. از همین رو نگرانیهایی در مورد طرح موسوم به جاده ترامپ «تریپ» نزد مقامات ایرانی وجود دارد، که ارمنستان میکوشد تا این نگرانیها را بر طرف کند. برای ارمنستان، دوستی با ایران، صرف نظر از رژیم حاکم برآن، اولویت درجه اولی است. به همین جهت، هر بار که اوضاع در ایران، یا به دلیل جنگ یا احتمال خطر جنگ و یا خیزشهای داخلی ناآرام می گردد، نگرانیها در ارمنستان افزایش مییابد.»
قابل توجه اینکه سفیر جمهوری اسلامی تنها چند ساعت پس از دیدار آرارات میرزویان، وزیر امور خارجه ارمنستان، با مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا در واشنگتن و مذاکره راجع به جزییات طرح «تریپ» که همزمان با اعتراضات ضدحکومتی در ایران و البته تجمعات ایرانیان ارمنستان مقابل سفارت رژیم صورت گرفت، نسبت به صدور مجوز برای برگزاری این تجمعات واکنش نشان داد.
آرسن نظریان توضیح میدهد که «قاطبه صاحبنظران و تحلیلگران سیاسی در ارمنستان اشراف کافی به اوضاع ایران، که آنرا همسایه تاریخی میخوانند، دارند. رویدادهای چند سال اخیر در ارمنستان، شکست در جنگ، از دست رفتن قره باغ بر اثر نقض عهد روسیه، محاصره اقتصادی توسط دو همسایه شرقی و غربی، سپس، تغییر تدریجی موقعیت ژئوپولتیک ارمنستان، توجه قدرتهای بزرگ به منطقه و چالشهای موجودیتی که در برابر مردم و دولت این کشور قرار دارند، نسل تازهای از کارشناسان سیاسی، اقتصادی، رزمی، دیپلماتیک و غیره را در این کشور به وجود آورده، که گستره توجهشان نه فقط قفقاز جنوبی است، بلکه الزاما تحولات در کشورهای منطقهای و جهان را نیز در بر میگیرد. دیدگاه عمومی در ارمنستان، خواه از آن دولت، اپوزیسیون و یا سازمانهای سیاسی-مدنی مستقل، حاکی از آنست که تحولات احتمالی در ایران، صرف نظر از آنکه چه نظام حکومتی در ایران حاکم شود، نباید در تداوم روابط حسنه با همسایه تاریخی خللی وارد کند.»
با اینهمه اپوزیسیون دولت کنونی ارمنستان که نگاهی به سمت روسیه و پوتین دارد، همچنان حامی جمهوری اسلامی است و ادبیات مقامات جمهوری اسلامی درباره اعتراضات جاری ایران را بهکار میبرد. آرسن نظریان معتقد است «اپوزیسیون ارمنستان که به اپوزیسیون روسی معروف است از احیای چیزی شبیه اتحاد شوروی سابق به سرکردگی روسیه (رویای پوتین)، حمایت می کنند. این اپوزیسیون فقط حمایت بخش کوچکی از مردم ارمنستان را داشته ودر سالهای اخیر، به ویژه پس از رفتار عهد شکنانه روسیه در جنگ قره باغ و بعد از آن، مقبولیت آن کاهش بیشتری را تجربه کرده است.»




