سیاوش پندار* – در روزهای اخیر، بارها و بارها زمزمههایی از این دست شنیدهایم که چرا حملهی آمریکا به تأخیر افتاده، چرا مذاکره با جمهوری اسلامی ادامه دارد و پرسشهایی از این قبیل. هستهی اصلی این روایتها، ماشین پروپاگاندای خود رژیم است که میکوشد به مردم ایران—مردمی که برای یک انقلاب ملی واقعی علیه جمهوری اسلامی برخاستهاند—این پیام را القا کند که: «شما تنها هستید، کسی صدایتان را نمیشنود و من هنوز خدای این مملکتم.»
اما حقیقت چیست؟
جمهوری اسلامی با قتلعامی که در جریان قیام دیماه مرتکب شد، آخرین سنگرهای مشروعیت خود را نیز از دست داد. هنگامی که مردم شجاع ایران، به پیروی از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، چون سیلی خروشان به خیابانهای شهرها و روستاها آمدند، تمام تبلیغات، جریانسازیها و اپوزیسیونهای ساختگی رژیم را چون زبالههایی کوچک در مسیر پر قدرت خود از ساحت ایران زدودند و تصویری یکپارچه و روشن از ایران ساختند؛ صحنهای که در آن فقط صدای ملت و شعارهای ملی در حمایت از خاندان پهلوی شنیده میشد و رسانههای مغرض دیگر جایی برای سانسور نداشتند.
حتی سرکوب خونین ۱۸ و ۱۹ دی هم نتوانست این صدا را خاموش کند. هم داخل کشور و هم در خارج، ایرانیان نشان دادند که واقعاً اعضای یک پیکرند. صدای ملت با شکوهی بیسابقه در سراسر جهان طنینانداز شد؛ تا جایی که سیاستمداران دنیا را وادار به واکنش کرد و حتی محافظهکارترین اروپاییها را به عقبنشینی واداشت.
این تنها گوشهای از قدرت عظیم یک ملت متحد بود؛ قدرتی که نه جمهوری اسلامی و نه برخی دشمنان سربلندی ایران در خارج، هیچکدام مایل نبودند چنین عریان و آشکار دیده شود. اما هیچکس نتوانست جلویش بایستد. این همان قدرت شما ملت ایران است که روزی آریامهر بزرگ قدرت خود را ناشی از آن میدانست.
ایرانیان ثابت کردند که نه به بلندگوهای خارجی نیاز دارند و نه اهل التماس برای حمایتاند. آنها با قدرت و عزم خود، دیگران را وادار به کاری میکنند که خودشان میخواهند.
امروز تنها سلاحی که برای رژیم مانده، جنگ روانی و القای ناامیدی است؛ سلاحی زنگزده و کند که دیگر کارایی ندارد. ملت ایران برای پیروزی فقط کافی است همچنان متحد و گوش به فرمان شاهزاده رضا پهلوی بمانند.
مهمترین رویداد پیش رو، تظاهرات عظیم ۱۴ فوریه است که به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در شهرهای بزرگ جهان برگزار میشود. حضور پرشور و گسترده ایرانیان در این روز باید چنان باشکوه باشد که حتی کرترین سیاستمداران دنیا هم ناچار به شنیدن صدای ملت ایران شوند.
اخبار مذاکرات آمریکا با جمهوری اسلامی هم نباید خللی در ارادهمان ایجاد کند. حقیقت آن است که توافق نه ممکن است و نه نجاتدهنده رژیم. جمهوری اسلامی حتی پیش از این قیام نیز دستاوردی از مذاکرات نداشت؛ حالا که هیچ مشروعیتی ندارد و برگ برندهای برای چانهزنی باقی نماندهاست، اساساً امکان توافق وجود ندارد. آمریکاییها هم این واقعیت را خوب میدانند.
آنچه امروز در حال رخ دادن است، بیشتر خرید زمان از سوی آمریکاست. هم برای آماده شدن برای عملیات جنگی در شرایط آبوهوایی مناسبتر (پس از پایان فصل برف و بوران شدید) و هم برای ساختن یک توجیه قوی برای افکار عمومی داخلیشان تا بتوانند وارد یک درگیری بزرگ در خاورمیانه شوند.
وظیفه ما، ایرانیان داخل و خارج، تا روز موعود این است که با حمایت تمامقد از شاهزاده رضا پهلوی، رهبر انقلاب ملی ایران و فریاد زدن نام او، آلترناتیو روشن و مشخص خود را بارها و بارها به جهان نشان دهیم و در برابر هر تلاشی برای تحریف صدای ملت با قدرت بایستیم. باید دولتهی غربی و جهان را وادار کنیم که دولت گذار ایران را به رسمیت بشناسند تا گذار بینالمللی از جمهوری اسلامی آغاز شود و سرعت تحولات چند برابر گردد.
حتی لحظهای نگذاریم این آخرین سلاح پوسیدهی رژیم یعنی القای تنهایی و ناامیدی، ذرهای بر صفحه درخشان و یکپارچهی اتحاد ملت ایران خط بیندازد.
پیروزی از آن ماست.
*سیاوش پندار استاد علوم سیاسی
*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




