بیانیه «انجمن راه فروغی» به مناسبت چهلم جاودانگی جوانان میهن

چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۲۵ فوریه ۲۰۲۶


چهل روز از آن هنگام می‌گذرد که جوانان این سرزمین، با تنِ بی‌پناه اما با اراده‌ای سترگ، در برابر استبدادی فرسوده ایستادند و نام خود را در دفتر جاودانگی ایران ثبت کردند. چهلم آنان، صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست، نقطه‌ای است برای تأملی عمیق‌تر در معنای خون، مسئولیت و سرنوشت.

خون جوان ایرانی، سرمایهٔ چانه‌زنی قدرت‌های جهانی نیست.

نام جان باختگان میهن، ابزار مهندسی انتقال قدرت از یک صورت به صورت دیگر نیست.

انقلاب ملت، سکوی آزمون سناریوهای خارجی نیست.

ملت ایران برای «تغییر صحنه» قیام نکرده است؛ برای «تغییر سرنوشت» برخاسته است.

در چنین بزنگاهی، باید با صراحت و بدون هیجان‌زدگی گفت:
تحولات ژئوپلیتیک منطقه و حضور فعال بازیگران خارجی در پیرامون ایران، الزاماً به معنای هم‌سویی آنان با منافع ملی ما نیست. قدرت‌های بزرگ، منافع خود را دنبال می‌کنند؛ نه آرمان‌های تاریخی یک ملت را. تجربهٔ کشورهای مختلف نشان داده است که هرگاه یک انقلاب مردمی فاقد انسجام راهبردی و صورت‌بندی روشن قدرت آینده باشد، میدان به‌تدریج در اختیار پروژه‌های مهندسی‌شده قرار می‌گیرد؛ پروژه‌هایی که در ظاهر، تغییر می‌آورند اما در باطن، وابستگی و تداوم بی‌ثباتی را بازتولید می‌کنند.

از این رو، پاسداشت چهلم این جوانان، صرفاً با اشک و گل و شعار کامل نمی‌شود. پاسداشت حقیقی، در صیانت از اصالت انقلاب و جلوگیری از مصادرهٔ آن است.

امروز مسئلهٔ اصلی، «بردن یا باختن» در صفحهٔ شطرنج سیاست است.

باخت، تنها در سرکوب نظامی تعریف نمی‌شود؛

باخت آنجاست که انقلاب از درون تهی شود،

باخت آنجاست که گفتمان اصیل ملی در مهِ ابهام فرو رود،

باخت آنجاست که چارچوب آینده روشن نباشد و میدان به سناریوهای سیال سپرده شود.

ایران نیازمند وضوح است؛ وضوح در هدف، وضوح در ساختار آینده، وضوح در مرز با مداخله‌جویی خارجی.

انجمن راه فروغی بر این باور است که انقلاب ملی ایران تنها زمانی به پیروزی راهبردی خواهد رسید که:
نخست، استقلال تصمیم‌گیری سیاسی به‌صورت صریح و غیرقابل تفسیر اعلام شود و هرگونه سناریوی انتقال قدرت که بر مبنای معاملهٔ بیرونی شکل گیرد، مردود شناخته شود.
دوم، چارچوب نظم آیندهٔ کشور بر پایهٔ تداوم تاریخی ایران، یکپارچگی سرزمینی و حاکمیت ملی تعریف گردد، نه بر اساس مصلحت‌های مقطعی یا فشارهای رسانه‌ای.
فریاد «جاوید شاه» در خیابان‌های ایران، صرفاً یک شعار عاطفی نیست؛ بیانگر طلبِ بازگشت به تداوم تاریخی و ساختارِ تضمین‌کنندهٔ ثبات ملی است. نهاد پادشاهی، در این معنا، نه یک انتخاب مقطعی، بلکه صورتِ حقوقیِ استمرار ایران و سپرِ نهادیِ وحدت سرزمینی تلقی می‌شود.
سوم، نیروهای ملی و میهن‌گرا از پراکندگی پرهیز کرده و حول اصول بنیادین، نه افراد یا موج‌های رسانه‌ای، هم‌افزایی کنند.

چهلم این جوانان، لحظهٔ سوگ صرف نیست؛ لحظهٔ بلوغ است.

انقلابی که به بلوغ نرسد، بازی داده می‌شود.

انقلابی که چارچوب نداشته باشد، مصادره می‌شود.

انقلابی که انسجام نداشته باشد، فرسوده می‌شود.

ما با احترام به همهٔ نیروهای ملی، تأکید می‌کنیم که آیندهٔ ایران نمی‌تواند بر پایهٔ ابهام بنا شود. آینده باید روشن، صریح، مبتنی بر تداوم تاریخی و مصون از معامله‌های پشت‌پرده باشد. هرگونه دوگانگی در تعریف مسیر، تنها میدان را برای مهندسی‌های بیرونی باز می‌کند.

این چهلم، عهد دوباره‌ای است:
عهد به اینکه خون جوان ایرانی، ابزار آزمون نظریه‌های سیاسی نشود.
عهد به اینکه انقلاب ملی ایران، از مسیر اصیل خود منحرف نگردد.
عهد به اینکه در بازی بزرگ منطقه‌ای، ایران «میدان» نباشد، بلکه «تصمیم‌گیر» باشد.
ما سوگواریم، اما ساده‌لوح نیستیم.
ما امیدواریم، اما بی‌حساب خوش‌بین نیستیم.
ما مصمم هستیم که این بار، تاریخ ایران به نیمه راه بازنگردد.
چهلم این جوانان، آغاز مسئولیتی تازه است.
پیروزی تنها با شجاعت در خیابان حاصل نمی‌شود؛
با شفافیت در راهبرد، انسجام در هدف و صیانت از اصالت انقلاب تثبیت می‌شود.
ایران باید ببرد.
و برد، نیازمند هوشیاری است.

پاینده ایران
جاوید شاه
انجمن راه فروغی
چهلم جاودانگی جوانان میهن

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=397722