از آغاز جنگ حکومت تا پایان خیابانی آن؛ چرا کلید صلح در دستان جامعه و مردم است؟

دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۰۲ مارس ۲۰۲۶


س. روزبه – تاریخ معاصر بارها نشان داده‌است دیکتاتوری‌هایی که به لبه‌ی سقوط نزدیک می‌شوند، «جنگ» را نه برای منافع ملی، بلکه به عنوان آخرین طناب نجات برمی‌گزینند. در الگوی فرمانروایی جمهوری اسلامی، جنگ اغلب ابزار سرکوب درون کشوری، یکپارچه‌سازی بدنه‌ی لرزان قدرت، و خفه‌کردن خواست‌های نان و زندگی و آزادی بوده است. اما این سکه روی دیگری نیز دارد: اگر دولت‌ها ماشه جنگ را می‌کشند، این جامعه است که می‌تواند با هوشمندی راهبردی، نقطه‌ی پایان را ترسیم کند.

در شرایطی که حکومت خود بخشی از کشور را عملا تعطیل کرده، آموزش را غیرحضوری کرده و در کنار آن با قطع یا اختلال اینترنت زندگی روزمره را فلج کرده است، تعیین پایان جنگ دیگر از مسیرهای کلاسیک و آرام پیش نمی‌رود. اینجا مسئله، کنترل میدان است: میدانی که هم نظامی است، هم رسانه‌ای، هم روانی و هم خیابانی.

۱. عبور از تله‌ی «امنیت ملی» ساختگی

حکومت می‌کوشد هرگونه اعتراض و حتی انتشار برخی پیام‌ها و ویدیوها را به «همراهی با دشمن» پیوند بزند. در همین چارچوب، دادستانی کل کشور در بیانیه‌هایی از تعبیرهایی مانند «پیاده نظام دشمن» برای توصیف برخی کنش‌های رسانه‌ای در فضای مجازی استفاده کرده و هشدار داده‌است. هدف این زبان روشن است: ساختن یک ترس حقوقی و امنیتی تا جامعه از ترس برچسب خوردن، به سکوت رانده شود.

اما واقعیت میدانی چیز دیگری می‌گوید: بزرگترین تهدید برای امنیت ملی ایران، فقط موشک و هواپیما نیست؛ حکومتی است که کشور را به انزوای سخت، بن‌بست نظامی و فرسایش روزمره کشانده است. جامعه‌ی ایران امروز بیش از گذشته میان «پاسداری از خاک» و «پاسداری از بقای یک ساختار فرسوده» فرق می‌گذارد. پایان جنگ زمانی با مردم رقم می‌خورد که خیابان به جای نقش قربانی، نقش داور را بر عهده بگیرد.

۲. پنج گام سازگار با شرایط جنگی برای تعیین پایان

برای اینکه جامعه بتواند ابتکار عمل را از اتاق جنگ حکومت بیرون بکشد، باید پنج حلقه یک زنجیر را به هم قفل کند؛ حلقه‌هایی که حتی با تعطیلی و قطع اینترنت هم کار می‌کنند:

یکم: مدیریت هوشمند ترس
جنگ هراس تولید می‌کند و حکومت از همین هراس برای فلج‌کردن جامعه سود می‌برد. راه، انکار ترس نیست؛ تبدیل ترس فردی به رفتار جمعی است: شبکه‌های محله‌محور، پشتیبانی از خانواده‌های آسیب دیده و حفظ کانال‌های ارتباطی چهره‌به‌چهره. ترس وقتی مدیریت شود، به سکون تبدیل نمی‌شود.

دوم: تبدیل هیجان لحظه‌ای به روند پیوسته
در زمان جنگ، خیابان نمی‌تواند همیشه در شکل تجمع بزرگ بماند. اما می‌تواند به یک روند فرساینده تبدیل شود: کنش‌های کوتاه، پراکنده و تکرارشونده که انرژی را حفظ کند و همزمان هزینه سرکوب را بالا ببرد. حکومت دنبال خسته‌سازی است، جامعه باید دنبال پیوستگی باشد.

سوم: شکست دادن انحصار روایت
وقتی اینترنت قطع یا نیمه فلج است، جنگ روایت به نفع حکومت می‌شود. یکی از کلیدهای تعیین پایان، ساختن راه‌های راستی‌آزمایی و پخش خبر درست از طریق شبکه‌های قابل اعتماد محلی است. در جنگ، شایعه می‌تواند به اندازه‌ی گلوله جان بگیرد.

چهارم: گشودن مسیر بازگشت برای بدنه‌ی سرکوب
این بخش حیاتی‌ترین حلقه برای جلوگیری از حمام خون است. جامعه باید پیام روشن بدهد: «راه برگشت باز است». تأکید بر دادگری به جای انتقام، می‌تواند بدنه‌ی سرکوب را از یک ابزار صلب، به توده‌ای دودل تبدیل کند. در همین نقطه، نقش شاهزاده رضا پهلوی برجسته می‌شود؛ او با پیام‌های مستقیم به نیروهای مسلح تأکید کرده که سوگند آن‌ها پاسداری از ایران و مردم است نه حفظ نظام، و هشدار داده‌است که در صورت عدم جدایی، با کشتی درهم شکسته نظام غرق خواهند شد. او ضمن دعوت مردم به آمادگی، بر پیوستن نظامیان به ملت به عنوان تنها راه نجات تأکید دارد.

پنجم: ترسیم افق روز پس از فروپاشی
هراس از آینده‌ی نامعلوم، بزرگترین همدست حکومت است. ترسیم یک طرح روشن برای اداره‌ی موقت کشور و حفظ یکپارچگی ملی، این سلاح را از دست حکومت می‌گیرد. تأکید شاهزاده رضا پهلوی بر یکپارچگی ایران و نفی تجزیه طلبی، دقیقا با هدف خنثی‌سازی همین ترس روانی انجام می‌شود تا مردم بدانند با رفتن این ساختار، کشور از میان نمی‌رود.

۳. لحظه‌ی چرخش: وقتی فرمان اجرا نمی‌شود

پایان واقعی از جایی آغاز می‌شود که در زنجیره‌ی سرکوب، تردید جای اطاعت را بگیرد. نمود بارز این فروپاشی روانی در روزهای اخیر دیده شد؛ جایی که با انتشار خبرهایی درباره‌ی فوت علی خامنه‌ای، با وجود عدم تأیید رسمی یا تکذیب قاطع از سوی رژیم، مردم با اعتماد به اراده‌ی خود به خیابان‌ها ریختند.رقص و پایکوبی و فریادهای شادی در سراسر ایران نشان داد که نه کشتار و نه زندان، دیگر نمی‌تواند جلوی پیروزی نهایی مردم را بگیرد. این شادی خیابانی، نشان‌دهنده‌ی مرگ کامل مشروعیت نظام است. آنهم در شرایط جنگی و بعد از آن کشتار عظیم توسط رژیم اسلامی.

۴. فراخوان تاریخی: «ما به وعده‌ی خود عمل کردیم، نوبت شماست»

در کنار فشار خیابان، مؤلفه‌ی حمایت بین‌المللی اکنون به قاطع‌ترین مرحله‌ی خود رسیده‌است. دونالد ترامپ، رییس جمهوری ایالات متحده، در پیامی صریح خطاب به ملت ایران اعلام کرده است: «ما به وعده‌ی خود برای درهم شکستن ماشین جنگی و سرکوب رژیم عمل کردیم؛ اکنون نوبت شماست که سرنوشت خود را به دست بگیرید.» این پیام یک به رسمیت‌شناسی آشکار، برای اراده ملی ایرانیان است.

در این میان، نقش شاهزاده رضا پهلوی به عنوان نقطه‌ی ثقل این گذار، بیش از هر زمان دیگری کلیدی است. ترامپ با تأکید بر اینکه ایالات متحده در تعیین نوع حکومت آینده دخالتی نخواهد داشت، تصریح کرده‌است که اگر مردم ایران رهبری شاهزاده را برای دوران انتقالی برگزیدند، این انتخاب مورد حمایت کامل او خواهد بود. این همان لحظه‌ای است که مشروعیت بین‌المللی به اقبال عمومی گره می‌خورد. شاهزاده رضا پهلوی نه به عنوان یک فرد، بلکه به عنوان نماد ثبات و تضمین‌کننده‌ی امنیت ایران در فردای پس از سقوط، مسیر رهایی میهن را هموار کرده است.

نتیجه‌گیری

امروز، مثلث «خیابان‌های بیدار»، «ریزش در بدنه‌ی سرکوب» و «حمایت قاطع بین‌المللی با محوریت رهبری شاهزاده»، رژیم را در محاصره‌ای قرار داده‌است که راه فراری از آن نیست. لحظه‌ی آزادی نزدیک است و این بار، جهان نه در کنار ظالم، که در کنار ملت ایران ایستاده است.

خیابان، پارلمان واقعی مردمی است که می‌خواهند به گروگان‌گیری میهن پایان دهند و با رهبری شاهزاده، ایران را به جایگاه شایسته‌ی خود در جهان بازگردانند. البته سرعت تحولات در جامعه ایران اینقدر سریع است که شاید به یک‌هفته یا چند هفته نکشد. ولی وظیفه‌ی ما همگی روشن می‌باشد.

 

 

*«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۴ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=397963