حدود دو ماه پس از سرکوب خونین مردم و قتلعام ۱۲ تا ۳۰ هزار نفر توسط جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل در یک عملیات مشترک با عنوان «خشم حماسی» مداخلهی نظامی را آغاز کردند. علی خامنهای و جمعی از فرماندهان ارشد در همان ساعات نخست حمله کشته شدند. حملات در بالاترین سطح ادامه دارد و اصلیترین پرسش این است که این جنگ تا کجا ادامه خواهد داشت و آیا به سقوط نظام منتهی خواهد شد؟

هرچند دونالد ترامپ گفت که هدف اصلی آمریکا از حمله «تغییر رژیم» نیست، اما تقریبا همه میدانند که او بنا به مصلحت این حرف را میزند، زیرا قبلا خودش دربارهی ضرورت حل ریشهای تهدیدات جمهوری اسلامی صحبت کرده است؛ از جمله اینکه پیش از شروع جنگ و پس از قتلعام مردم توسط حکومت گفت: «تغییر رژیم در ایران بهترین اتفاقی است که میتواند بیفتد.»
در همین ارتباط، فریدریش مرتس صدراعظم آلمان، در دیدار با دونالد ترامپ در کاخ سفید گفت: «دربارهی دور کردن این رژیم از ایران با آمریکا همسو هستیم» و «از تلاش آمریکا و اسرائیل برای خلاص کردن ما از شرّ رژیم تروریست جمهوری اسلامی حمایت میکنیم.» او حتا تأکید کرد که «باید برای فردای بعد از این رژیم استراتژی داشته باشیم.»
مقامات رژیم حاکم بر ایران به اندازهی کافی آگاهند که وقتی رهبران قدرتمند اما محافظهکار اروپایی چنین مواضعی میگیرند، پس حکومت در بزنگاهی بسیار سخت قرار دارد و زمینهسازی برای «تغییر رژیم» کاملا جدی است.
رسانههای جمهوری اسلامی به نقل از «یک مقام نظامی» تهدید کردند که در صورت تلاش آمریکا و اسرائیل برای تغییر رژیم در ایران، راکتور اتمی دیمونا در اسرائیل هدف قرار خواهد گرفت. در عمل هم جمهوری اسلامی نشان داد که برای بقای خود حاضر به هر حماقتی است.
شلیک موشک و پهپاد به حداقل ۱۳ کشور اطراف ایران تأیید میکند که حکومت، آخرالزمانی فکر میکند حتا اگر از ایران یک «سرزمین سوخته» برجای بماند.
اغلب کشورهایی که موشکهای سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی به سرزمینهای آنها اصابت کرد، دولتهایی داشتند که در تمام چهار دههی گذشته با ملاها مماشات کرده بودند و فراتر از آن، در دور زدن تحریمها، پولشویی و معامله با غربیها به اسم میانجیگری برای کاستن فشارها از رژیم قدم برداشته بودند، بیآنکه حتا یک بار به جنایات حکومت علیه مردم، از جمله سرکوب اعتراضات، قتلعام مردم یا اعدامها، اعتراض کنند.
حکومت چنان ستیزهجویی را به حداکثر رساند که خشم دولتهای اسلامی «دوست» و «برادر» را هم برانگیخت.
اعتراض فیدان به جمهوری اسلامی
وزیر خارجهی ترکیه اعلام کرد که ایران بدون هیچگونه تمایزی، کشورهای حاشیه خلیج فارس را بمباران میکند و این راهبردی «بهشدت اشتباه» است.
هاکان فیدان در رابطه با راهبرد اتخاذ شده توسط جمهوری اسلامی گفت که آنها در ارزیابی خود، رویکرد «اگر من بروم، منطقه را هم با خود میبرم» را دنبال میکنند و در حال هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی سایر کشورهای منطقه هستند.
او تأکید کرد که ایران به خوبی میداند زیرساختهای انرژی در کشورهای کلیدی منطقه تا چه اندازه برای اقتصاد جهانی، ثبات و امنیت انرژی اهمیت دارد و از همین نقطه بهعنوان ابزاری برای فشار استفاده میکند.
فیدان همچنین گفت که اهداف طرفهای مهاجم، حول دو محور اصلی از بین بردن توانمندیهای نظامی ایران و هدفگذاری برای تغییر رژیم مطرح شده است و در نتیجه میتوان ارزیابی داشت که مدت، شکل و دامنهی جنگ بر اساس این دو هدف متفاوت خواهد بود.
آنطور که مقامهای آمریکایی میگویند جمهوری اسلامی علیرغم تبلیغات و بزرگنماییهایی که داشت، فراتر از موشکپرانیهای عمدتا کور و پرتاب پهپاد، ابزار دیگری برای «عرض اندام» نداشت. در روز پنجم و ششم جنگ، حساب سنتکام دوبار گزارش داد: «توان حکومت ایران برای ضربه به نیروهای آمریکا و شرکای منطقهای به سرعت در حال کاهش است.» غرق شدن ناوهای نیروی دریایی ارتش و سپاه پاسداران، هدفگیری هواپیمای «یاک ۱۳۰» نیروی هوایی ارتش بر فراز تهران توسط اف-۳۵ اسرائیل، ناتوانی پدافند برای مقابله با پرواز جنگندهها و پهپادهای آمریکایی و بمباران مراکز استراتژیک نظام یکی پس از دیگری مهر تأییدی بر گزارش سنتکام است.
واکنش شاهزاده رضا پهلوی به تلاش حکومت برای تعیین جانشین خامنهای
از اصلیترین مسائلی که نظام در بدترین شرایط با آن درگیر است، انتخاب جانشین برای علی خامنهای است. اصلیترین گزینه احتمالا مجتبی خامنهای باشد، اما ترامپ صراحتا گفت هرکسی جانشین خامنهای شود، کشته میشود.
شاهزاده رضا پهلوی نیز در پیامی ویدیویی گفت: «همانطور که پس از هلاکت خامنهای تأکید کردم، هرگونه جانشینسازی برای او از پیش شکستخورده است. هر نامی که معرفی شود، چه مجتبی باشد یا حسن، فاقد مشروعیت است و در کارنامهی خونین این رژیم و رهبران جنایتکارش، خمینی و خامنهای، شریک خواهد بود.»
او افزود: «رژیم در حال سقوط جمهوری اسلامی مشروعیتی ندارد. تنها جایگزین این رژیم، سامانهی گذار است که چارچوب آن از طریق کتابچهی مرحله اضطراری پروژهی شکوفایی ایران به اطلاع شما رسیده است.»
آنچه برای حکومت حیاتی است، تحمل بمبارانهاست؛ به این امید که تا پایان آنها دوام بیاورد. با بمباران مراکز نظامی، نیروهای امنیتی به اماکن غیرنظامی، از جمله مدارس و باشگاههای ورزشی و استادیومها، منتقل شدند. در واقع این اماکن به پوشش و سپر انسانی آنها تبدیل شد، اما با هدفگیریهای دقیق، این کانونهای پوششی نیز برای سرکوبگران ناامن شد.
در چنین شرایطی حکومت هواداران خود را به خیابان کشانده است و به اسم ماه رمضان و برگزاری مراسم یادبود برای خامنهای، آنها را تا نیمههای شب در خیابانهای شهرهای مختلف در تجمعات نگه میدارد؛ آن هم در نزدیکی نقاط استراتژیک. کارشناسان و تحلیلگران حکومتی مدام به طرفداران نظام توصیه میکنند که باید خیابان را حفظ کرد. نهادهای اطلاعاتی در آخر هفته به مردم تهران پیامک دادند که خانههایشان را برای حضور مسافران از سایر نقاط فراهم کنند؛ کسانی که به پایتخت میآیند تا در مراسم تدفین خامنهای شرکت کنند.
بسیاری بر این باورند که آخرین ابزار نظام برای بقا همچنان سرکوب است. اساسا رهبران آمریکا و اسرائیل نیز گفتهاند عملیات را تا جایی پیش میبرند که مردم در خیابان بتوانند در مقابل سرکوبگران قد علم کنند. در روزهایی که میشود امیدوار بود حکومت نفسهای آخر را میکشد، اگر ضربه نهایی را مردم وارد کنند.

