گزارش تحلیلی هفته؛ جنگ در آستانه‌ی نوروز؛ چشم‌انداز آزادی

- براساس برآوردهای اولیه‌ی میدانی و آنچه در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا کرد، اغلب مخالفان حکومت بر این باورند که کمک نظامی بین‌المللی، بویژه برای هدف قرار دادن سرکوبگرانی که دست به قتل‌عام مردم زدند، ضروری بود. آن‌ها می‌گویند با دست خالی نمی‌شد در برابر دوشکا و کلاشنیکف ایستاد.
- مردم ایران از اقشار مختلف، خود را شایسته‌ی داشتن حکومت و رهبرانی می‌دانند که منافع ملی را بشناسند و اولویت‌شان سعادت و رفاه نسبی ملت ایران باشد؛ حکومتی که حامی تروریسم نباشد و با جامعه‌ی بین‌المللی همکاری داشته باشد.
- اغلب مخالفان جمهوری اسلامی، بویژه جریان ملی‌گرا که مدافع دیدگاه‌های شاهزاده رضا پهلوی هستند، به این باور رسیده‌اند که منافع اسرائیل برای سرنگونی جمهوری اسلامی همراستا با منافع ملی ایران است. از این رو میان هر دو طرف نوعی اعتماد دوطرفه و حتا احساس مشترک «دو ملتی» شکل گرفته است.
- یکی از سناریوهایی که برای ادامه‌ی عملیات نظامی مطرح است، احتمال اعزام محدود نیروی ویژه برای یافتن محموله‌های اورانیوم، بازداشت رهبران نظام و حمایت از مردم است. این سناریو که ترامپ آن را رد نکرده ، موجب نگرانی رژیم شده است. مقام‌های حکومتی مدام در مورد اقدام زمینی به آمریکا و اسرائیل هشدار می‌دهند.
- در چنین شرایطی که شمارش معکوس برای پایان یافتن ۴۷ سال ظلم و فساد و ترور آغاز شده است، مردم امیدوارند امکان بازگشت به خیابان فراهم شود تا خودشان کار را تمام کنند. آن‌هایی که جان‌فدای میهن‌اند می‌گویند منتظر فراخوان شاهزاده رضا پهلوی هستند.

جمعه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ برابر با ۱۳ مارس ۲۰۲۶


دو هفته پس از آغاز حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به مراکز نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی، بسیاری از آن‌ها که مخالفان حکومت هستند امیدوارند پس از تضعیف نیروهای سرکوبگر، زمینه برای بازگشت مردم به خیابان ها فراهم شود تا خود مردم کار نظام را تمام کنند. مردم در آستانه‌ی نوروز سال ۱۴۰۵ می‌گویند بهترین عیدی در تمام عمرشان این خواهد بود که از شرّ نظام جمهوری اسلامی خلاص شوند.

تهران زیر آتش

براساس برآوردهای اولیه‌ی میدانی و آنچه در شبکه‌های اجتماعی بازتاب پیدا کرد، اغلب مخالفان حکومت بر این باورند که کمک نظامی بین‌المللی، بویژه برای هدف قرار دادن سرکوبگرانی که دست به قتل‌عام مردم زدند، ضروری بود. آن‌ها می‌گویند با دست خالی نمی‌شد در برابر دوشکا و کلاشنیکف ایستاد.

حتا بخشی از مخالفان جمهوری اسلامی که همزمان مخالف مداخله‌ی نظامی، بویژه از سوی آمریکا و اسرائیل، بودند و منتقد سرسخت سیاست‌های دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو هستند، نیز معتقدند جنگ را جمهوری اسلامی به ایران تحمیل کرد.

مردم ایران از اقشار مختلف، خود را شایسته‌ی داشتن حکومت و رهبرانی می‌دانند که منافع ملی را بشناسند و اولویت‌شان سعادت و رفاه نسبی ملت ایران باشد؛ حکومتی که حامی تروریسم نباشد و با جامعه‌ی بین‌المللی همکاری داشته باشد. اما خودشان بهتر از همه می‌دانند تحقق چنین نتیجه‌ای با اقدام نظامی دولت‌های خارجی میسر نمی‌شود، بلکه تا حد زیادی به خودشان بستگی دارد. با این حال واقعیت آن است که آن‌ها برای دستیابی به آزادی و برخورداری از حق زندگی، بیش از چهار دهه است هزینه‌های غیرقابل انکاری داده‌اند. آخرین مورد آن ۱۳ تا ۳۰ هزار کشته در جریان «انقلاب ملی» بود.

اعتماد مردم به شریک منطقه‌ای بیشتر است

آن‌طور که پیداست، اولویت اصلی رهبران اسرائیل قطعا «سقوط رژیم ایران» است و تقریبا بدون هیچ تعارفی آن را در بالاترین رده‌ها و به‌صورت مداوم تکرار می‌کنند. اغلب مخالفان جمهوری اسلامی، بویژه جریان ملی‌گرا که مدافع دیدگاه‌های شاهزاده رضا پهلوی هستند، به این باور رسیده‌اند که منافع اسرائیل برای سرنگونی جمهوری اسلامی همراستا با منافع ملی ایران است. از این رو میان هر دو طرف نوعی اعتماد دوطرفه و حتا احساس مشترک «دو ملتی» شکل گرفته است.

این احساس به قدری عمیق شده که در بطن خود شجاعت‌آفرین شده است. بعنوان مثال، حتا در شرایطی که حکومت شهروندان را به دلیل فعالیت در فضای مجازی تهدید و بازداشت می‌کند و با اتهام جاسوسی مورد مجازات قرار می‌دهد، بسیاری از مردم از داخل ایران در صفحات اجتماعی شخصی از نتانیاهو و اسرائیل به دلیل پایبندی به وعده‌ی کمک به «انقلاب ملی» تقدیر و تشکر می‌کنند. شبیه همین وضعیت، اما با اندکی افت، نسبت به شخص دونالد ترامپ هم برقرار است. شاید علت این افت در تفاوت میان شخصیت و مواضع رهبران اسرائیل در مقایسه با ترامپ و مقامات آمریکایی باشد.

به نظر می‌رسد مردم نتانیاهو را صادق‌تر از ترامپ می‌دانند، اما از هر دو قدردانی می‌کنند. اتفاقا این قدردانی را ترامپ درک کرد و در یکی از مصاحبه‌های خود با رضایت خاطر اعلام کرد که مردم ایران تصاویرش را در دست می‌گیرند و از او تشکر می‌کنند.

هدف‌گیری ایست‌های بازرسی

در این دو هفته ارتش آمریکا و اسرائیل بیش از هفت هزار نقطه‌ی نظامی و امنیتی استراتژیک را هدف قرار دادند. شاخص‌ترین آن بمباران بیت علی خامنه‌ای بود. به گفته‌ی بسیاری از مردم، پس از اعلام خبر مرگ خامنه‌ای، بهترین خبر آغاز کارزار هدف قرار‌دادن نیروهای سرکوبگر بسیج، سپاه و نیروی انتظامی در ایست‌های بازرسی در خیابان‌ها بود.

در شرایطی که استراتژی حکومت برای بقا، کشاندن طرفدارانش به خیابان بعنوان سپر برای پشتیبانی از سرکوبگران است، از دید مردم و حتا کارشناسان نظامی و امنیتی حمله‌ی نقطه‌ای و هدفمند به مأموران و فرماندهان، به معنای حمله به آخرین سپر بقای نظام است.

فرماندهان، سیاسیون و همچنین مداحان حکومتی که مأموریتشان تزریق حس و حال عاشورایی به کارزار خیابانی حامیان نظام است، با اشاره به هدف‌گیری بسیجی‌ها هشدار می‌دهند که «نباید خیابان را خالی کرد.»

ترس از پیامدهای حمله به ایست‌های بازرسی آن‌قدر زیاد بود که چهارشنبه شب ۲۰ اسفند، به محض آنکه گزارش شد تعداد زیادی بسیجی و سپاهی در این حملات کشته و زخمی شدند، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی در «ایکس» از حامیان نظام خواهش کرد که در خیابان بمانند و به نیروهای مسلح کمک کنند.

پیام اسرائیل به مردم ایران

یک روز پیش از آغاز کارزار حمله به ایست‌های بازرسی، درست زمانی‌که ترامپ گفت در ایران دیگر هدفی باقی نمانده که به آن حمله شود، دفتر نخست‌وزیری اسرائیل در پیامی خطاب به مردم ایران نوشت: «ما در حال انجام یک جنگ تاریخی برای آزادی هستیم. این فرصتی بی‌نظیر برای شماست تا رژیم آیت‌الله‌ها را سرنگون کنید و آزادی خود را به دست آورید. ما در حال ایجاد شرایطی برای شما هستیم تا این کار را انجام دهید.»

در همین حال شاهزاده پهلوی از مردم خواست در خانه‌ها بمانند و به نیروهای مسلح هشدار داد که آخرین فرصت‌ها برای پیوستن به مردم است. همین مواضع سبب شد تا خبرگزاری فارس ادعا کند هدف‌گیری بسیجی‌ها در ایست‌های بازرسی برنامه‌ی مشترک «اسرائیل و سلطنت‌طلب‌ها» برای خرابکاری و بازگشت به خیابان است. احمدرضا رادان، فرمانده انتظامی که گفته می‌شود از ترس مرگ در یکی از بیمارستان‌ها اقامت دارد، پیش‌تر در یک برنامه تلویزیونی تهدید کرده‌بود که معترضان را «مثل دشمن» با تیر هدف قرار خواهند داد.

احتمال هلی‌برن نیرو در خاک ایران

یکی از سناریوهایی که برای ادامه‌ی عملیات نظامی مطرح است، احتمال اعزام محدود نیروی ویژه برای یافتن محموله‌های اورانیوم، بازداشت رهبران نظام و حمایت از مردم است. این سناریو که ترامپ آن را رد نکرده ، موجب نگرانی رژیم شده است. مقام‌های حکومتی مدام در مورد اقدام زمینی به آمریکا و اسرائیل هشدار می‌دهند.

براساس آنچه در رسانه‌ها، تحلیل‌ها و گفته‌های مقامات و کارشناسان دو طرف منازعه مطرح شده‌است، یکی از گزینه‌ها می‌تواند در اختیار گرفتن کنترل تنگه‌ی هرمز و جزیره‌ی خارک بعنوان گلوگاه جریان انرژی باشد.

جمهوری اسلامی اقدام به هدف قرار دادن نفتکش‌ها می‌کند و امنیت تنگه‌ی هرمز را مختل کرده است و به هشدارهای بین‌المللی توجه ندارد. یکی دیگر از سناریوهای مطرح شده هلی‌برن نیرو به تهران است. این گزینه نظام را نگران کرده و آنچنان که گزارش شده است روی باند فرودگاه مهرآباد اتوبوس پارک کرده‌اند تا هواپیماهای ترابری آمریکا و اسرائیل قادر به فرود نباشند.

در مورد توانایی استقامت حکومت، مقامات نظام طبیعتا بزرگنمایی می‌کنند، اما آمار پرتاب موشک و پهپاد طی این دو هفته، کاهش بسیار محسوسی داشته است. به‌جز همین مورد، سایر قوای نظام در هوا و زمین تقریبا متلاشی شده‌اند.

در چنین شرایطی که شمارش معکوس برای پایان یافتن ۴۷ سال ظلم و فساد و ترور آغاز شده است، مردم امیدوارند امکان بازگشت به خیابان فراهم شود تا خودشان کار را تمام کنند. آن‌هایی که جان‌فدای میهن‌اند می‌گویند منتظر فراخوان شاهزاده رضا پهلوی هستند.

[کیهان لندن شماره ۵۵۴]

 

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲۰ / معدل امتیاز: ۴٫۷

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=398676