یک ماه پس از آغاز عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی، روزنامه «فایننشال تایمز» گزارش داده که است که حکومت با «اقتصاد مقاومتی» قصد تابآوری در دوران جنگ را دارد.

در این گزارش که دوشنبه ۳۰ مارس (۱۰ فروردین) منتشر شد آمده، بر اساس الگوی اقتصاد مقاومتی، جمهوری اسلامی محصولاتی را که در واردات آنها با مشکل مواجه است، در داخل تولید میکند؛ از جمله داروها، قطعات خودرو و لوازم خانگی. صدها نیروگاه برق این کشور در سراسر ایران پراکنده شدهاند؛ درسی که تا حدی پس از جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ آموخته شد تا نابودی این شبکه دشوارتر شود. همچنین جمهوری اسلامی از مبادله پایاپای (تهاتر) برای دور زدن تحریمها استفاده میکند و در ازای صادرات نفت، غذا و ماشینآلات دریافت میکند.
اقتصاد مقاومتی اگرچه باعث رکورد شدید شده اما به «بقای نظام» کمک کرده است. در این مقطع اما این الگو در معرض آزمون نهایی قرار گرفته است. از زمان آغاز جنگ، آمریکا و اسرائیل هزاران نقطه مورد حمله قرار گرفتهاند، رهبران آن را کشتند و زیرساختهای نظامیاش را هدف گرفتهاند. زیرساختهای حیاتی نیز مورد حمله قرار گرفتهاند، از جمله مخازن ذخیره سوخت، بزرگترین مجتمع گازی ایران و حتی یک بانک، همه با هدف تضعیف کنترل حکومت. به گفته رسانههای ایرانی، برخی کارخانههای صنعتی نیز در بمبارانها آسیب دیدهاند، از جمله دو کارخانه بزرگ فولاد. فولاد یکی از صادرات مهم غیرنفتی ایران است.
اسفندیار باتمانقلیچ، مدیرعامل اندیشکده «بورس و بازار» مستقر در بریتانیا، برآورد کرده که ایران در سال گذشته خورشیدی در مسیر صادرات حدود ۷ میلیارد دلار محصولات فولادی بوده است. این موضوع فشار شدیدی را بر کشوری که پیش از آغاز جنگ نیز در بحران عمیق اقتصادی قرار داشت، افزوده است.
افزایش نارضایتی داخلی
با تورمی بیش از ۴۰ درصد، سطح زندگی بهشدت کاهش یافته و نارضایتی از وضعیت اقتصادی عامل اصلی اعتراضات ضدحکومتی بوده است. با این حال، تحلیلگران میگویند نشانههایی وجود دارد که نشان میدهد «اقتصاد مقاومتی» تا حدی در حال انجام کارکرد مورد انتظار خود است. هزینه جنگ برای ایران بسیار سنگین خواهد بود و فشارهای اقتصادی ناشی از آن احتمالاً نارضایتی داخلی را افزایش میدهد.
اما در حال حاضر، موضوع اصلی بقای نظام است. باتمانقلیچ گفت: «شکی نیست که اقتصاد ایران بهدلیل این جنگ با شوک مواجه خواهد شد. اما فکر نمیکنم بحران اقتصادی عاملی باشد که در این درگیری کمر حکومت ایران را بشکند.» او افزود: «از دید مقامات ایرانی، چالش این نیست که اقتصاد را بهطور عادی اداره کنند. فضای زیادی برای استفاده از منابع اقتصاد غیرنظامی جهت تأمین نیازهای اقتصاد جنگی وجود دارد.»
فایننشال تایمز مینویسد، با وجود بمبارانهای مداوم، مقامات ایرانی تلاش کردهاند ثبات را نشان دهند و تأکید کردهاند که کالاهای اساسی کمبود ندارند.
در آستانه جنگ، مسعود پزشکیان اختیارات استانداران را افزایش داد تا واردات را تسریع کنند. موانع بوروکراتیک کاهش یافته و مجوزها سریعتر صادر میشوند. تجارت از طریق مرزهای زمینی ادامه داشته، در حالی که عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز -دروازه اصلی صادرات و واردات ایران- بهشدت کاهش یافته است، تنگهای که عملاً توسط حکومت محدود شده است.
با وجود بمبارانهای مداوم، مقامات تلاش کردهاند ثبات را القا کنند و اصرار دارند که کمبودی در کالاهای ضروری وجود ندارد. قفسههای سوپرمارکتها همچنان پر است و محصولات تازه بهوفور یافت میشود. سهمیهبندی بنزین نیز پس از حملات اسرائیل به تأسیسات ذخیرهسازی تهران، به تثبیت عرضه سوخت کمک کرد. اما اگر رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ، تهدید خود برای هدف قرار دادن نیروگاههای برق ایران را عملی کند تهدیدی که فعلاً متوقف شده وضعیت اقتصادی بهسرعت وخیمتر خواهد شد.
ایران پیش از آغاز جنگ نیز بهدلیل ترکیبی از تحریمها، سوءمدیریت، کاهش درآمدهای نفتی و فساد گسترده در حال افول اقتصادی شدید بود. این شرایط به اعتراضات گسترده ضدحکومتی دامن زد که در ژانویه با سرکوبی شدید و کشته شدن هزاران نفر همراه شد. جنگ ۱۲روزه نیز به تشدید احساس رکود کمک کرد. با این حال، یک مقام سابق اقتصادی ایران گفت که با وجود فشارها، اقتصاد کشور توان بقا حتی در صورت ادامه جنگ تا یک سال را دارد.
تحلیلگران میگویند ایران یکی از متنوعترین و صنعتیترین اقتصادهای منطقه را دارد -با وجود ناکارآمدیها- که ریشه آن به برنامههای نوسازی شاه در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بازمیگردد. پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، حکومت و بخش خصوصی بر این پایه ساخته شدند و در واکنش به دههها تحریم آمریکا و غرب توسعه یافتند. آنها در دور زدن تحریمها ماهرتر شدند، مسیرهای تجاری جایگزین ایجاد کردند و در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپزمانی که تحریمها تشدید شد جایگزینی واردات را سرعت بخشیدند.
جواد صالحیاصفهانی، اقتصاددان ایرانیتبار در دانشگاه ویرجینیا تک، گفت: «صنعت ایران میتواند بهطور انعطافپذیر از کالاهای وارداتی به تولید داخلی تغییر کند. این چیزی است که ایران را از همسایگان خلیجفارس متمایز میکند.» او افزود: «آنها میتوانند در سطحی پایهای دوام بیاورند، اما زندگی بسیار سخت خواهد شد.»
باتمانقلیچ گفت که اقتصاد کشور فقط به نفت وابسته نیست و میتواند ماهانه حدود ۲ میلیارد دلار از صادرات محصولاتی مانند فلزات، مواد شیمیایی و مواد غذایی درآمد داشته باشد. او گفت: «شریان حیاتی اقتصاد ایران صادرات نفت نیست. حتی اگر صادرات نفت کاملاً متوقف شود، ایران میتواند بهطور محافظهکارانه صادرات خود را از طریق سایر مسیرهای گمرکی حفظ کند، به شرطی که موجودیها برای ادامه تولید وجود داشته باشد.»
اما اختلال در تنگه هرمز از جنبههای دیگر ایران را آسیبپذیر میکند. اگرچه مقامات میگویند حدود ۸۰ درصد غذای کشور در داخل تولید میشود، اما ایران همچنان بخشی از نیاز خود به گندم، دانههای روغنی و برنج را وارد میکند. همچنین برای تأمین خوراک دام به سویا، ذرت و سایر غلات وابسته است. این اقلام معمولاً به زنجیرههای لجستیکی پیچیده وابستهاند و اغلب از طریق امارات متحده عربی که هدف حملات جمهوری اسلامی ایران علیه متحدان آمریکا در خلیجفارس قرار گرفته و از بندر «جبلعلی» دبی منتقل میشوند.
امارات لحن خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تندتر کرده، زیرا جنگ روابط تجاری ایران با یکی از مهمترین مراکز واردات و صادراتش را تهدید میکند. با اختلال شدید در تردد دریایی در خلیجفارس، مسیرهای جایگزین مانند خطوط ریلی بین چین و شمال ایران و بنادر کوچکتر مانند چابهار امکان دور زدن محدود را فراهم میکنند، هرچند ظرفیت آنها بسیار کمتر است. ایران همچنین اجازه داده تعداد محدودی کشتی حامل غلات و محصولات کشاورزی از تنگه عبور کنند. یک واردکننده ایرانی گفت: «درست است که گزینههای دیگری وجود دارد، اما این گزینهها ظرفیت قابل مقایسهای با بندر امام خمینی ندارند. ممکن است در کوتاهمدت کار کند، اما در بلندمدت چالش بزرگی خواهد بود.»
تا کنون، دولت به عنوان بزرگترین کارفرما پرداخت حقوق کارمندان و پاداش پایان سال را ادامه داده، با وجود اختلالاتی که حملات سایبری به سیستم بانکی ایجاد کرده است. قیمت مواد غذایی به اندازه ماههای اخیر نوسان نداشته، تا حدی به این دلیل که بازار ارز عملاً غیرفعال شده است. کسانی که به دستمزد روزانه وابستهاند مانند رانندگان و رفتگران شهرداری سعی کردهاند به کار ادامه دهند، هرچند کاهش تقاضا در دوران جنگ معیشت آنها را تحت فشار قرار داده است. ایران همچنین تا حدی به دلیل پراکندگی نیروگاهها توانسته تأمین برق را حفظ کند.
افزایش قیمت نفت
حملات آمریکا و اسرائیل یک اثر متناقض نیز بر اقتصاد ایران داشته است: افزایش قیمت نفت. با افزایش قیمت نفت برنت به بالای ۱۰۰ دلار در بیشتر روزهای ماه گذشته، تحلیلگران خارجی برآورد کردهاند که ایران روزانه بیش از ۱۴۰ میلیون دلار درآمد داشته، زیرا همچنان میلیونها بشکه نفت صادر میکند و آمریکا اعلام کرده برای تقویت عرضه جهانی، این فروشها را تحمل خواهد کرد.
یک تاجر ارشد محصولات انرژی در ایران گفت: «افزایش قیمت نفت به اقتصاد ایران کمک کرده و بخشی از هزینههای جنگ را جبران کرده است. این فروشها چند میلیارد دلار درآمد اضافی ایجاد میکند.» اما باتمانقلیچ هشدار داد که تابآوری اقتصادی ایران محدود است.
اگر آمریکا و اسرائیل حملات خود را به زیرساختهای غیرنظامی گسترش دهند، کشور ممکن است وارد بحرانی بسیار عمیقتر شود. او گفت: «اگر نیروگاههای برق هدف قرار گیرند، تأثیر آن بسیار سریع و شدید خواهد بود.» با این حال، او افزود که چنین اقدامی میتواند واکنش متقابل ایران علیه زیرساختهای مشابه در کشورهای خلیجفارس را به دنبال داشته باشد و حتی اگر مدت جنگ کوتاهتر شود، هزینه کلی برای همه طرفها بالا خواهد بود.
صالحیاصفهانی گفت حتی اگر حکومت از جنگ جان سالم به در ببرد، مسیر بازسازی ایران طولانی خواهد بود: «نمیتوان چنین سطحی از تخریب و بمباران را تجربه کرد و حداقل ۱۰ سال یا بیشتر به عقب بازنگشت.»

