نقدی بر کتاب” گابریلای من»
اثر صدیقه (سیسی) اسدی
چاپ اول: ۲۰۲۶ میلادی
طرح جلد: تورج سنگچی
ویراستار و صفحه آرا: سپیده زرین پناه
چاپخش: نشر باران، سوئد
علی سرکوهی * – «گابریلای من» را میتوان در مرز میان ادبیات خاطرهنگار، روایت تبعید و متن روانشناختی قرار داد؛ کتابی که نهتنها تجربهی زیستهی یک فرد، بلکه حافظهی زخمی یک نسل را بازتاب میدهد. این اثر در سطحی عمیقتر، دربارهی تأثیر تروما بر حافظه، هویت و زبان است؛ اینکه چگونه انسانِ آسیبدیده، سالها بعد، هنوز در میان تکههای پراکنده گذشته بدنبال معنایی برای رنج خود میگردد.
از منظر روانشناسی، مهمترین نقطهی قوت کتاب در نمایش «تروما» نه بعنوان یک رویداد منفرد، بلکه بعنوان تجربهای ماندگار و بازتولیدشونده است. نویسنده نشان میدهد که خشونت سیاسی، سرکوب، زندان، شکنجه، اعدام و ترس دائمی، تنها در همان لحظه پایان نمییابند، بلکه در روان فرد رسوب میکنند و در قالب اضطراب، حملات پانیک، احساس گناه، بیاعتمادی، افسردگی و گسست هویتی خود را بازتولید میکنند. مهاجرت نیز در این کتاب نه یک نجات کامل، بلکه نوعی امتداد تروماست؛ زیرا فرد مهاجر، هرچند از خشونت فیزیکی فاصله میگیرد، اما ناچار است با غربت، بیریشگی، از دست دادن زبان، تعلق و بازسازی خویشتن روبرو شود.
آشنایی سیسی با رواندرمانگر (گابریلا)، یکی از مهمترین لایههای روانشناختی کتاب را شکل میدهد. این رابطه تنها یک عنصر روایی نیست، بلکه نمادی از آغاز مواجهه با خویشتن سرکوبشده است. درمان در اینجا به معنای فراموشی نیست؛ بلکه تلاشی است برای نامگذاری رنج، فهم آن و بازسازی روایتی منسجم از گذشته. در واقع، کتاب نشان میدهد که انسان آسیبدیده تا زمانی که نتواند روایت خود را بیان کند، همچنان در بند گذشته باقی میماند. از این منظر، نوشتن خود به شکلی از درمان تبدیل میشود؛ نوعی بازپسگیری صدا از دل سکوت و سرکوب.
از منظر ادبی، ساختار کتاب بر پایهی حافظه شکل گرفته است؛ و حافظه، برخلاف تاریخ، خطی و منظم نیست. به همین دلیل، روایت گاه میان زمانها، مکانها و احساسات مختلف در رفتوآمد است. این گسست روایی را نمیتوان ضعف دانست، بلکه بازتابی از ذهن فردی است که گذشته را نه به شکل منظم، بلکه در قالب تصویرها، بوها، ترسها و تکههای پراکنده بیاد میآورد. در چنین متنی، آشفتگی زمانی و جابجایی میان خاطره و تحلیل، بخشی از منطق درونی روایت است.
با این حال، اگر کتاب در برخی بخشها میان روایت شخصی و توضیح نظریههای روانشناسی تعادل بیشتری برقرار میکرد، تأثیر ادبی آن عمیقتر میشد. گاه توضیح مستقیم نظریهها ممکن است از قدرت تصویرسازی و حسبرانگیزی متن بکاهد. ادبیات زمانی بیشترین تأثیر را دارد که بجای توضیح دادن، تجربه را به خواننده منتقل کند؛ یعنی بجای آنکه اضطراب را تعریف کند، آن را در زبان، سکوت، ریتم و تصاویر متن قابل لمس سازد.
«گابریلای من» در نهایت، تنها روایت زندگی یک زن یا یک خانواده نیست؛ بلکه تصویری از روان جمعی جامعهای است که سالها با ترس، سانسور، تبعید و فقدان زندگی کرده است. این کتاب نشان میدهد که چگونه تاریخ میتواند وارد خصوصیترین لایههای زندگی انسان شود و حتی عشق، خانواده، دوستی و تصویر فرد از خودش را تغییر دهد. ارزش اصلی اثر نیز دقیقا در همین پیوند میان امر شخصی و امر تاریخی نهفته است؛ جایی که خاطرهی فردی، به حافظهی جمعی یک نسل تبدیل میشود.
*علی سرکوهی، روانشناس
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.





