دکتر علی سرکوهی – «برای اداره مملکت دو چیز لازم است: عقل کم، زور زیاد»؛ این جمله که به اسدالله علم[i] نحست وزیر و وزیر دربار در زمان محمدرضا شاه نسبت داده میشود، بطور طنزآمیز و انتقادی نوع حکومتی را مینویسد که بجای تکیه بر عقلانیت و تدبیر، از زور و قدرت برای اداره کشور استفاده میکند. این نقد بهویژه به نظامهای دیکتاتوری و غیردموکراتیک اشاره دارد که در آنها قدرت متمرکز است و آزادیهای فردی محدود میشود. در چنین نظامهایی، تصمیمات عمدتاً بدون مشارکت مردمی اتخاذ میشود و مخالفان سرکوب میشوند.
شیوههای غیردموکراتیک حکومت در دنیای امروز
کشورهایی که تحت حکومتهای غیردموکراتیک و دیکتاتوری قرار دارند، معمولاً فاقد آزادیهای سیاسی و حقوق بشر هستند. قدرت در این کشورها در دست یک فرد یا گروه کوچک متمرکز است و تصمیمات بطور غیرمشارکتی و بهویژه بدون توجه به خرد جمعی اتخاذ میشود. در حال حاضر، طبق ارزیابیهای سازمانهای بینالمللی مانند «Freedom House»، حدود ۵۰ تا ۶۰ کشور ویژگیهای رژیمهای دیکتاتوری دارند. این کشورها عمدتاً در آفریقا، آسیا و آمریکای جنوبی قرار داشته و در آنها سرکوب مخالفان و محدود کردن آزادیها به امری رایج تبدیل شده است.

حتی در برخی کشورهای دموکراتیک، گاهی بعضی سیاستمداران به روشهای اقتدارگرایانه و پوپولیستی متوسل میشوند. ویکتور اوربان در مجارستان و الکساندر ووچیچ در صربستان نمونههایی از این نوع رهبران به حساب میآیند. در کشورهای دموکراتیک همچون فرانسه، ایالات متحده و بریتانیا نیز گاهی استفاده از قدرت نظامی یا سرکوب به منظور حفظ کنترل مشاهده میشود. این امر نشاندهنده تمایل برخی رهبران به تمرکز قدرت و استفاده از زور بجای تکیه بر عقلانیت و دموکراسی است.
عقل کم و زور زیاد: مفاهیم و تأثیرات آنها
در این دیدگاه، «عقل کم» به تصمیمات غیرعقلانی اشاره دارد که اغلب بر اساس اراده فردی و نه خرد جمعی اتخاذ میشوند. در مقابل، «زور زیاد» نمادی از سرکوب و اجبار برای کنترل جامعه است. این شیوه حکومتی معمولاً باعث کاهش بهرهوری و انگیزه در سازمانها میشود، چرا که بجای توجه به نظرات کارشناسانه، تصمیمات بر اساس دستورات فردی و فشار به کارکنان اتخاذ میشود.
روانشناسی و تأثیرات قدرت مطلق
از منظر روانشناسی، قدرت مطلق میتواند زمینهساز خطاهای شناختی بشود. دیکتاتورها معمولاً کمتر به دیدگاههای دیگران توجه دارند و همین امر موجب بروز اشتباهات مدیریتی و تصمیمات نادرست میشود. در نتیجه به دلیل استفاده مداوم از زور و سرکوب، هم میزان اعتماد عمومی کاهش مییابد، هم انگیزه پیشرفت در جامعه. در رژیمهای دیکتاتوری، پلیس مخفی و نهادهای امنیتی بجای افزایش مشروعیت حکومت از طریق توسعه اجتماعی و اقتصادی، از ابزارهای سرکوب برای کنترل مردم استفاده میکنند.
راهکارهایی برای مقابله با حکومت دیکتاتوری
برای مقابله با پدیده دیکتاتوری و پرهیز از تکیه بر «عقل کم و زور زیاد»، میتوان اقدامات مختلفی انجام داد از جمله: تقویت مشارکت مردمی و دموکراسی از طریق ایجاد انتخابات آزاد و شفاف به منظور کاهش تمرکز قدرت؛ ارتقای سواد سیاسی و اجتماعی مردم برای جلوگیری از پذیرش دیکتاتورها؛ ایجاد نهادهای نظارتی مستقل برای پیشگیری از سوء استفاده از قدرت؛ ترویج تصمیمگیریهای عقلانی و مشارکتی بجای تصمیمات فردی؛ تقویت شفافیت و پاسخگویی مسئولان حکومتی؛ حمایت از آزادیهای فردی و مدنی؛ و همچنین تقویت نهادهای قضائی مستقل و ترویج فرهنگ انتقادپذیری و تحمل نظرات مخالف.
در نهایت، حکومتهای غیردموکراتیک و دیکتاتوری که به زور متکی هستند، در بلندمدت با بحران مشروعیت و نارضایتی اجتماعی روبرو میشوند. نمونههایی از این وضعیت را میتوان در کشورهایی مشاهده کرد که بجای حل ریشهای مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، از سرکوب اعتراضات و محدود کردن آزادیهای مدنی برای کنترل موقتی بحرانها استفاده میکنند. برعکس، جوامعی که بین قدرت و عقلانیت تعادل برقرار کرده و از روشهای مشارکتی و شفاف بهره میبرند، پایدارتر و موفقتر خواهند بود. بطور کلی، جمله اسدالله علم بیشتر هشداری نسبت به خطرات حکومتهای استبدادی است و نه راهکار مدیریتی مؤثر.
*دکتر علی سرکوهی روانشناس و استاد دانشگاه در سوئد
[i] مهندس نورالدین ارسنجانی در کتاب «دکتر ارسنجانی در آیینه زمان»، ۱۳۷۹ صفحه ۹۶ جملهای میآورد از کتاب «دیروز و فردای ایران» نوشته داریوش همایون ( ۱۳۵۹). جملهی نقل شده از کتاب داریوش همایون این است: «امیر اسداله علم (آخرین نماینده اشرافیت سنتی ایران با همهی تواناییها و کاستیهایش) میگفت: «برای اداره ایران دوچیز لازم است، زور زیاد و عقل کم».





