حنیف حیدرنژاد– «میدان» صدای آمریکا، روز شنبه ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱ آوریل ۲۰۲۶، گفتگویی زنده با محمد سیدالمحدثین، مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت و از مسئولان ارشد سازمان مجاهدین خلق، پخش کرد.
مجری برنامه، فهیمه خضر حیدری، خبرنگار باسابقهای است که چند ماهی است اجرای «میدان» را در صدای آمریکا برعهده دارد.
این برنامه با تیتر «عمق میدان؛ اولین گفتگوی اختصاصی یک رهبر بلندپایه سازمان مجاهدین خلق در چهار دهه گذشته» ارایه شد. بعنوان نخستین گفتگو با افرادی که گفته میشود کمتر در رسانهها حضور یافتهاند و افکار عمومی پرسشهای بیپاسخ بسیاری درباره آنها دارد.
نوشته حاضر، نگاهی سریع به این گفتگوی تقریبا یکساعته است.
مجری
مجری برنامه با احتیاط پرسشهای خود را مطرح میکرد. طرح پرسشهای صریح کمتر دیده میشد و هر جمله چند بار چرخانده میشد تا در نهایت به شکلی ملایمتر بیان شود. البته در پایان گفتگو، صراحت پرسشها اندکی بیشتر شد.
با این حال، نمیتوان این گفتگو را «چالشی» دانست؛ زیرا پاسخها و ادعاهای مطرحشده از سوی سیدالمحدثین مورد پرسش مجدد قرار نگرفت و از او برای ادعاهایش توضیح بیشتر یا ارائه سند و مدرک خواسته نشد. حتی در مواردی که ادعاها آشکارا نادرست بودند نیز پیگیری صورت نگرفت.
میتوان گفت مجری یا به موضوع تسلط کافی نداشت یا عمدا از طرح پرسشهای تکمیلی که پاسخها را به چالش بکشد خودداری کرد. نمونهها در ادامه آمده است.
پرسشهای مطرحشده
در مجموع، حدود پانزده موضوع مطرح شد. در اینجا به برخی از پرسش و پاسخها بطور کوتاه و نقل به مضمون اشاره میشود. توصیه میشود پیش از خواندن این مطلب، گفتگو را مشاهده کنید.
*****
– چرا حاضر به گفتگو با رسانههای فارسیزبان و مستقل نیستید؟ آیا حضور شما در این مصاحبه نشانه تغییری در درون سازمان است؟
پاسخ: «مشکل در ما نیست. ما همیشه شفافیت داشته و داریم و مواضع خودمان را در رسانههای خودمان انتشار میدهیم. اما از سوی رسانههائی که اسم و رسمدار هستند با سانسور مواجه هستیم. خیلی از این رسانههای بزرگ که نمیخواهم اسم ببرم- بخاطر فشارهای رژیم یا بخاطر سیاستهایی که در رابطه با رژیم دارند- سیاستشان را یک شبه در رابطه با مجاهدین تغییر دادند. طرفهای تامین کننده این رسانهها با رژیم توافق کرده و قرارداد بستهاند و ما را بایکوت کرده و سانسور کردهاند.»
سیدالمحدثین«رسانههای بزرگ و اسم و رسمدار فارسی زبان» را به «داشتن توافق و بستن قرارداد با رژیم» متهم میکند ولی خبرنگار هیچ مدرک و سندی در این مورد از او نمیخواهد.
– چرا (در حدود ۲۶ سال گذشته) تصویری از مسعود رجوی منتشر نشده است؟ آیا او زنده است؟
پاسخ: زنده است و پیامهای صوتی او از سیمای مقاومت (تلویزیون مجاهدین) پخش میشود. او هدف شماره یک ترور رژیم است. بهدلیل مصالح و ملاحظات امنیتی نمیتوانم در این مورد چیز بیشتری بگویم. این جزئی از مسئولیت مسئولین امنیتی است و ما نمیتوانیم وارد تصمیمگیریهای آنها شویم. ما درهمه مسائل با شفافیت صحبت میکنیم، مگر آنکه موضوع امنیتی باشد.
خبرنگار نمیپرسد اگر صدای او پخش میشود، چرا انتشار تصویر یا ویدئو ممکن نیست و چرا در سهدهه گذشته حتی یک عکس هم منتشر نشده است.
این یک رویه شناخته شده است که سازمان مجاهدین در بسیاری موارد برای امتناع از پاسخگوئی، «مسائل امنیتی» را مطرح میکند.
– نسل جوان در عصر اینترنت خواهان شفافیت است. آیا شما به ضرورت شفافتر شدن رسیدهاید؟
پاسخ: ما همیشه شفاف بودهایم. از زمان شروع انقلاب تا حالا تظاهرات بزرگ داشتهایم. تا آنجا که به مردم بر میگردد شفافترین سازمان هستیم. نام واسامی مسئولین ما شناخته شده است. در خیلی از کشورهای دنیا دفتر داریم.
خبرنگار دربارهی تعریف «شفافیت» پرسش بیشتری مطرح نمیکند.
– تصویری که از مجاهدین دیده میشود، خموده است. خون جوان نمی بینیم. چقدر نسل جوان شما را می شناسد؟
سازمان ما هیچگاه پیر نمیشود. آنان که در ایران و با کانونهای شورشی کار میکنند اکثرا جوان هستند. سیدالمحدثین در جای دیگری اضافه میکند که: در قیام دی، کانونهای شورشی ما نقش فعالی داشتند. در «۶۳۰ عملیات» برای حفاظت از مردم شرکت داشتند. در امنیتیترین نقطه تهران ما با ۲۵۰ نفرعملیات داشتهایم.
سازمان مجاهدین ادعا میکند که نیروهای این سازمان در داخل ایران و با عنوان کانونهای شورشی و بطور مخفی فعال هستند. اما خبرنگار نمیپرسد چرا هیچ نشانه یا گزارش مستقلی از این فعالیتها وجود ندارد.
– شنیده بودم فرزند آقای رجوی از سازمان شکایت کرده، چرا فرزندان شما با شما نمیمانند؟
پاسخ: فرزندان ما، مثل بقیه اعضای سازمان آزاد هستند که انتخاب خودشان را داشته باشند.
خبرنگار می گوید:«شنیده بودم». این نوع فرموله کردن به این معنی است که «گویا …» چنین چیزی بوده، شاید هم نبوده است.
شنوندهای که از سابقه موضوع مطلع نباشد، نمیداند که بالاخره آیا چنین موضوعی درست است یا نه. طرح پرسش به این ترتیب بیشتر ابهام ایجاد میکند و جنبه روشنگری یا اطلاع رسانی ندارد.
در حالی که سیدالمحدثین زیرکانه از پاسخ به این پرسش فرار میکند، به نظر میرسد که خبرنگار نیز که در این مورد اطلاعات کافی ندارد، از ادامه پرسش خودداری میکند. این در حالی است که مصطفی(محمد) رجوی، پسر مسعود رجوی، در سال ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ در مورد دادگاهی که خبرنگار به آن اشاره کرد، توضیحات مشروحی را به اطلاع افکار عمومی رسانده است.
(محمد رجوی: پیروزی بزرگ عدالت و شکست دروغ و نیرنگ!)
(محمد رجوی: پیروزی درخشان و نهایی عدالت و شکست قطعی و تاریخی دروغ و نیرنگ!)
انتظار میرود اگر یک خبرنگار حرفهای قصد طرح پرسش دارد، از قبل در آن مورد تحقیق کرده و خودش را خوب آماده کرده باشد.
– چرا هزینه خروج از سازمان بالاست و جداشدگان خائن نامیده میشوند؟
پاسخ: این داستان شناخته شدهای است. این تصویر شیطانسازی رژیم است تا مانع از پیوستن جوانان به مجاهدین شود. ورود به سازمان سخت و درهای خروج برای همه، همیشه باز است. خیلیها که بیرون رفتند زندگیشان را میکنند و حتی به ما کمک هم میکنند. سازمان امنیت آلمان و هلند گزارش دادهاند که رژیم، اعضای جدا شده مجاهدین را به کار می گیرد. دعاوی که جداشدگان مطرح میکنند، تولید وزارت اطلاعات است.
سیدالمحدثین به آن دسته از جداشدگانی که بر علیه سازمان مجاهدین فعالیت میکنند اتهام همکاری با وزارت اطلاعات میزند و چند خط از یک گزارش سازمان امنیت هلند را قرائت میکند. پاسخ سیدالمحدثین، پاسخ کلیشهای سازمان مجاهدین است که سالیان دراز تکرار میشود.
خبرنگار نمیپرسد وقتی سازمان امنیت آلمان و هلند این افراد را میشناسد، چرا سازمان مجاهدین بر علیه این افراد شکایت نکرده است؟ آیا همه جداشدگان که مخالف مجاهدین هستند، با وزارت اطلاعات همکاری دارند یا افراد مشخصی مورد نظر سیدالمحدثین است. چه شدهاست افرادی که برای مبارزه به این سازمان پیوسته و بسیاری از آنان سابقه زندان و شکنجه هم دارند از این سازمان جدا میشوند. و چرا بخشی از آنها جمهوری اسلامی را به این سازمان ترجیح داده و با وزارت اطلاعات همکاری میکنند.
خبرنگار همچنین نمیپرسد اگر خروج از سازمان مجاهدین راحت و آزادانه است، چرا پاسپورت کودک سربازانی که از اروپا به عراق برده شدند از آنها گرفته شد و اجازه بازگشت به اروپا نداشتند.
خبرنگار نمیپرسد چرا بعد از سقوط حکومت صدام حسین در عراق حدود ۱۲۰۰ نفر از اعضای سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف به کمپ «تیف» زیر نظر ارتش آمریکا رفتند. چرا قبلا به آنها اجازه خروج از سازمان مجاهدین داده نشده بود.
– اعضای جدا شده مجاهدین خیلی چیزها گزارش میدهند که تامل برانگیز است. مگر هدف از مبارزه زندگی نیست، چرا باید زندگی از اعضای مجاهدین گرفته شود. چرا اجازه ازداوج و سکس ندارند؟
پاسخ: اصلا هیچ چیز اجباری در درون مجاهدین وجود ندارد. خیلی از اعضای ما تحصیل کرده هستند. چنین ادعائی با منطق نمیخواند. «یک اراده کل» وجود ندارد که بخواهد بگوید این کار را بکن، آن کار را نکن.
بسیاری از جداشدگان از سازمان مجاهدین با نام و عکس خود تجربهشان در درون سازمان مجاهدین را گزارش کردهاند. از طلاق اجباری و از آنکه کودکانشان از آنها جدا شدند، گزارش دادهاند. این تجارب به شکل کتاب یا مقاله یا در گفتگوهای تلویزیونی در اینترنت موجود است. با این وجود خبرنگار حتی به یک یا دو مورد از آنها اشاره نمیکند و به توضیح کوتاه و کلی سیدالمحدثین قانع میشود.
برای مثال خبرنگار نمیپرسد اگر «اراده کلی که برای اعضا تعیین تکلیف کند» وجود ندارد، چرا صدها نفر از زنان مجاهد مجبور به عمل خارج کردن رحِم شدند؟ (فرشته هدایتی: زخمهای بیالتیام)
– مبارزه شما خیلی ایدئولوژیک است. چرا همه باید یکجور شوند، مشکل کجاست؟ (پخش سخنان مسعود رجوی؛ اشاره به سرعت نور .. باید سبکبال شوید… همه باید وارد کوره شوند، ذوب شوند تا یک چیز جدید بسازیم.)
پاسخ: موضوع این است که برای وحدت باید مشکلات خودمان را کنار بگذاریم، با هم دعوا نکنیم. باید مشکلات فردی و فردیتها را کنار بگذاریم. سازمانهای دیگر دچار انشعاب شدهاند، اما ما بخاطر همین نفی فردیت ها وحدتمان را حفظ کرده و یکپارچه و قوی ماندهایم.
خبرنگار نمیپرسد منظور از نفی «فردیت» چیست؟ خبرنگار به نمونه مشخصی از «نفی فردیت» که جداشدگان از مجاهدین در گزارشهای خود نوشتهاند اشاره نکرده و از سیدالمحدثین در آن باره توضیح نخواست. برای مثال: چرا باید مجاهدین در گزارش های روزانه افکار و رؤیاهای جنسی خودشان را نوشته و گزارش دهند؟ چرا در نشستهای جمعی چند ده نفره یا چند صد نفره یا در نشستهای بزرگ چند هزار نفره با حضور مسعود و مریم رجوی اعضای ناراضی و «مسئله دار» به مؤاخذه کشیده شده، به آنها حمله شده و «تُف باران» میشوند و چرا اعضای ناراضی، زندانی و شکنجه شدهاند.
– مردم از همکاری شما با حکومت و ارتش صدام حسین ناراضی هستند، چه توضیحی دارید؟
پاسخ: پرونده ما با عراق روشن است. ما تا عراق در خاک ایران بود با آن مبارزه کردیم و عراق خیلی از ما را اسیر کرد. ما خواهان صلح بودیم. در مورد مشارکت با عراق برای حمله به ایران این حرف غلط است. ما در عراق و ارتش عراق عملیات مشترک نداشتیم و سلاح نگرفتیم.
خبرنگار نمیپرسد پس در مورد حکم دادگاه حمید نوری که در آن بر همکاری سازمان مجاهدین با ارتش عراق تاکید شده چه میگوید. رای دادگاه به استناد گزارش کارشناسان بیطرف صادر شد. وکیل سازمان مجاهدین در این دادگاه نتوانست دادگاه را قانع کند. «دادگاه منطقه موافقت کرد که مجاهدین خلق از (حکومت وقت) عراق در قالب تجهیزات نظامی، کمک نظامی دریافت میکرده است. … دادگاه قبلا به این نتیجه رسیده بود که عراق چنان کنترل گستردهای بر مجاهدین خلق اعمال میکرده که از همین رو، مجاهدین خلق را بخشی از درگیری مسلحانه بینالمللی بین ایران و عراق میداند… دادگاه همچنین دریافت که تحقیقات قویا ثابت کرده است که ارتش عراق پشتیبانی عملیاتی ملموس، از جمله پشتیبانی هوایی و پشتیبانی لجستیکی، از مجاهدین خلق در طول پیشروی آنان به سمت قلمرو تحت کنترل ایران در جریان عملیات فروغ جاویدان ارایه کرده است.» (خلاصه حکم دادگاه تجدید نظر حمید نوری در سوئد و نگاهی به برخی نکات مهم آن)
– شما در انقلاب « زن، زندگی، آزادی» آن را آنطور که باید منعکس نکردید. شما میگوئید حجاب اختیاری است، پس چرا حجابی که ما از زنان مجاهدین می بینیم یکدست و اونیفورمی است؟
پاسخ: در تظاهرات ما در خارج اکثر زنان ما بیحجاب هستند. شعار ما نه به حکومت اجباری، نه به دین اجباری و نه به حجاب اجباری است. هیچ دینی را نمیشود به کسی با اجبار تحمیل کرد. در اسفند سال ۱۳۵۷ اولین تظاهرات زنان بر علیه حجاب اجباری را زنان ما سازماندهی کرده و پیش بردند. (مریم رجوی نیز پیشتر همین ادعا را مطرح کرده بود).
خبرنگار نمیپرسد چرا این سازمان شعار «زن، زندگی، آزادی» را به «زن، مقاومت، آزادی» تغییر داد؟
فهیمه خضرحیدری خبرنگاری باسابقه است. موضوع زنان یکی از موضوعات اصلی برنامههای او در همه سالهای فعالیتش است. انتظار میرود وقتی سیدالمحدثین دروغ بزرگی در مورد «سازماندهی تظاهرات زنان در اسفند ۵۷» را به شنوندگانش تحویل داد، خضر حیدری اعتراض کرده و یادآوری کند که نه تنها این سازمان – یا زنان آن- هیچ نقشی در سازماندهی و پیش بردن آن تظاهرات نداشتند، بلکه این سازمان در اطلاعیهای در همان زمان، اعتراض زنان به حجاب اجباری را «جنجالی بیجهت» اعلام کرده و تاکید کرده بود «باید با اصلی و فرعی کردن موضوع، مبارزه تمام نیروها را علیه امپریالیسم و پایگاههای امپریالیستی بسیج نمود و خشم انقلاب را صرفا نثار آنها کرد.» (پیام جنبش مجاهدین خلق به مناسبت سالروز بزرگداشت مقام زن، ۱۶ اسفند ۱۳۵۷)
در مورد حجاب اجباری نیز زنان جدا شده از مجاهدین در این مورد تجربه خود را گزارش کرده اند.(مریم رجوی؛ دروغ، تناقض و فریبکاریها در مورد حجاب)
در مورد اجباری نبودن دین: رضا گوران (علیبخش آفریدنده)، یکی از جداشدگان از سازمان مجاهدین که پیرو آیین یارسان (اهل حق) است در خاطراتش با عنوان «روایت دردهای من» توضیح میدهد، او را بخاطر سبیلش مورد تحقیر قرار میدادند و به او فشار میآوردند تا تشیع را قبول کند. او در قرارگاه اشرف مدت سه سال در زندان و تحت شکنجه بود. (روایت دردهای من…قسمت بیست و نهم)
نتیجه
این گفتگو بیش از آنکه پاسخی بدهد، نشان داد پرسشهای اصلی همچنان بیپاسخ ماندهاند؛ گفتگویی که بهجای روشنکردن ابهامها، بازگویی بیچالشِ یک روایت رسمی بود و بار دیگر یادآوری کرد که بدون پرسشهای سخت، هیچ پاسخ معتبری شکل نمیگیرد. اکنون که سازمان مجاهدین از آمادگی برای حضور در هر رسانهای سخن میگوید، انتظار میرود رسانههای مستقل این ادعا را در میدان یک گفتگوی واقعی، با طرح پرسشهای جدی – از جمله در گفتگو با مریم رجوی – به آزمون بگذارند.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.




