روز گذشته خبر اقدام به خودکشی احمد خدایی همسر جاویدنام صالحه اکبری در شبکههای اجتماعی منتشر شد اما ساعاتی بعد خبر رسید که وی پس از انتقال به بیمارستان و اقدامات فوری پزشکی از خطر مرگ نجات یافته و اکنون با وجود فشارهای روانی بسیار، از نظر جسمی در وضعیت باثباتی قرار دارد.

بر اساس گزارشهای منتشرشده نیروهای امنیتی تلفن همراه جاوید نام صالحه اکبری را که همراه وی بوده و تنها با اثر انگشت باز میشده با استفاده از اثر انگشت وی در حالی که پیکر او در سردخانه گذاشته شده بود باز کردند، عکسهای خصوصی تلفن او را دیدند و برای احمد خدایی فرستادند و همچنین به پیکر این جاویدنام تعرض کردند.
پس از این توهین و تعرض بود که احمد خدایی دست به خودکشی زد اما خوشبختانه با انتقال فوری به بیمارستان از خطر مرگ نجات پیدا کرد. در حال حاضر مادر و دوستان نزدیک او در کنار او هستند.
روز شنبه ۸ فروردین یک منبع آگاه در تماس با «کیهان لندن» خبر داده بود صالحه اکبری اهل اراک و همسر احمد خدایی، کوهنورد سابق هیئت کوهنوردی استان تهران بوده که پس از ازدواج با احمد خدایی همراه با دختر هشت ساله او در اردبیل زندگی میکردند. صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل، ورزشکار و کوهنورد بوده که همراه با همسر خود احمد خدایی پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی طی روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه در خیزش سراسری مردم ایران در اعتراضات شهر اردبیل شرکت کرده بودند.
صالحه اکبری، تکنسین اتاق عمل و کوهنورد، با شلیک مأموران سرکوب در خانهاش جان باخت
به گفته این فرد مطلع، از آنجا که این زوج کوهنورد به امدادرسانی هم آشنایی داشتند در جریان خیزش سراسری مردم در شهر اردبیل به بسیاری از مجروحان و آسیبدیدگان کمک کردند، تا اینکه پس از مدتی مأموران امنیتی آنها را شناسایی کردند و در ۲۲ دی به منزل مسکونی آنها یورش بردند. مأموران امنیتی، پس از حمله به خانه آنها احمد خدایی را مورد ضرب و شتم قرار دادند، دست و پای او را بستند و قصد داشتند تا او را با خود ببرند که در آن هنگام، صالحه همسر احمد خدایی برای دفاع از همسرش در مقابل مأموران امنیتی ایستاد، تبر کوچک کوهنوردی، تنها وسیله دفاعی دم دستی که داشت را برداشت و با آن، ماموران را تهدید کرد که همسرش را رها کنند و دست و پایش را باز کنند، اما مأموران امنیتی در پاسخ، با اسلحه جنگی به سینه صالحه شلیک کردند و او همان دم جان باخت.»
این منبع آگاه در ادامه تاکید کرده بود: «مأموران امنیتی در مقابل چشمان دختر هشت ساله احمد، همراه با پیکر غرق در خون صالحه، او را دست بسته با خود بردند و دختر هشت ساله را تنها و گریان در خانه رها کردند. احمد تا مدتی پیش در زندان بود تا اینکه بعد از مدتها با وثیقه سنگین از زندان آزاد شد. در طول مدتی که احمد خدایی در زندان محبوس بود مأموران امنیتی پیکر صالحه را به خانواده او در اراک تحویل دادند و آنها را وادار کردند که پیکر دخترشان را بدون نام و نشان و با یک شماره قبر در آرامستان اراک به خاک بسپارند.»

