خلیل نیک خصال – صد روز گذشته است. صد طلوع و غروب، نه با ریتم عادی زندگی، بلکه با پژواک فقدان و تداوم خاطره سنجیده میشود. زمان، که اغلب غم را ملایم میکند، در این مورد، آن را تیزتر کرده است. چهرههای کسانی که در قیام خونین دیماه جان باختند، محو نشدهاند؛ آنها واضحتر شدهاند و در وجدان ملتی که از فراموشکردن امتناع میکند، حک شدهاند.
آنها صرفا نامهایی در گزارشها یا اعدادی در تیترها نبودند. آنها صداها، رؤیاها، جملات ناتمام بودند. پیر و جوان، زن و مرد، کودک، آنها نه برای جستجوی مرگ، بلکه برای جستجوی زندگی، زندگی با عزت، با آزادی، با حق ساده شکلدادن به آیندهی خود، به خیابانها قدم گذاشتند. و برای این، آنها بالاترین قیمت را پرداختند.
با این حال، چیزی قابلتوجه از سایهی آن فاجعه پدیدار شده است. خاطرهها، در ایران امروز، دیگر منفعل نیستند. این یک سوگواری آرام و محدود به فضاهای خصوصی نیست. به یک نیروی فعال تبدیل شده است؛ یک مقاومت آرام اما تسلیمناپذیر.
هر عکسی که بالا نگهداشته میشود، هر نامی که زمزمه میشود یا بر دیواری نوشته میشود، عملی اعتراضی در برابر پاکشدن است. مردگان ساکت نشدهاند؛ آنها به صدایی جمعی تبدیل شدهاند که همچنان از طریق زندگان سخن میگویند.
در خانههای سراسر کشور، غم در کنار امید نشسته است. خانوادههایی که فرزندانشان را از دست دادهاند، غمی غیرقابل اندازهگیری را با خود حمل میکنند، اما در درون آن غم، غرور شدیدی شعلهور است. عزیزانشان در گمنامی ناپدید نشدند؛ آنها بخشی از چیزی بزرگتر از خودشان شدند، جنبشی که چشمانداز اخلاقی کشور را تغییر داده است. فقدان آنها غیرقابل تحمل است، اما معنای آنها پابرجاست.
آنچه این لحظه را تعریف میکند، نه تنها وحشیگری اعمال شده، بلکه انعطافپذیری پس از آن نیز هست. تلاش برای سرکوب یک ملت، در عوض، عمق شجاعت آنها را آشکار کرده است. ترس، که زمانی ابزاری برای کنترل بود، شروع به از دستدادن کنترل خود کرده است. به جای آن، عزمی آرام رشد میکند، باوری که حتی سنگینترین ساختارهای قدرت نیز در مواجهه با ارادهای متحد، بیحرکت نیستند.
یاد کشتهشدگان به یک نماد تبدیل شده است، نه یک نماد انتزاعی. این یک نماد زنده است، نمادی که در شعارهای اعتراض، در سکوت شبزندهداریها، در تفاهم ناگفته بین غریبههایی که آرزوی مشترکی دارند، نفس میکشد. این یادآوری است که آزادی اعطا نمیشود؛ ادعا میشود، اغلب با هزینهای گزاف.
گرچه پس از صد روز، دیگر سؤال این نیست که آیا قیام مهم بوده است یا خیر. واضح است که این قیام چیزی اساسی را تغییر داده است. مرز بین گذشته و آینده تغییر کرده است. آنچه زمانی دور یا غیرممکن به نظر میرسید، اکنون در دسترس به نظر میرسد، حتی اگر مسیر نامشخص و مملو از خطر باشد.
جمهوری اسلامی ممکن است هنوز قدرت را در دست داشته باشد، اما دیگر همان اقتدار بیچون و چرا را بر قلبها و ذهنها ندارد. آن تغییر، ظریف، نامرئی، اما عمیق، میراث کسانی است که ایستادند و افتادند. آنها معنای مقاومت، امید و تحمل را دوباره تعریف کردهاند.
صد روز گذشته است، اما این پایان نیست. این یک آستانه است. خاطرهی کشتهشدگان متعلق به گذشته نیست؛ این نیرویی است که همچنان حال را شکل میدهد و آینده را هدایت میکند. در آن خاطره، هم زخم و هم نوید نهفته است – زخمی که عدالت را میطلبد، و نویدی مبنی بر اینکه آزادی، هر چقدر هم که دور به نظر برسد، دیگر رؤیایی نیست که بتوان آن را خاموش کرد.
بنابراین مردم به یاد میآورند که نه تنها در غم و اندوه بمانند، بلکه نوری را به پیش ببرند که از خاموش شدن امتناع میکند.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.


