در حالیکه علی خامنهای در طول ۳۷ سال رهبری جمهوری اسلامی همواره مدعی هدایت ایران به سوی پیشرفت و توسعه بود بر عباراتی مانند «اقتدار» و «قدرت نخست منطقه» تأکید کرده بود اما آمارهای اقتصادی ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی نشان میدهد چهار شاخص اصلی اقتصاد ایران در دوره رهبری او با سقوط روبرو شدند.

«مرکز دادههای باز ایران» در گزارشی آماری وضعیت چهار شاخص اصلی اقتصاد ایران شامل درآمد ملی، تورم، رشد اقتصادی و توسعه انسانی را طی ۳۷ سال رهبری علی خامنهای را مورد بررسی قرار داده است که نشان میدهد برخلاف ادعاهای رهبر دوم جمهوری اسلامی، در دوره او اقتصاد ایران با رکود و عقبماندگی و توسعهنیافتگی روبرو شده است.
درآمد ملی که درآمد کسب شده توسط عوامل تولید (نیروی کار، سرمایه و…) شامل مزد، اجاره، بهره و سود را نشان میدهد یکی از اصلیترین و عمومیترین شاخصهای کلان برای سنجش عملکرد، توسعه و وضعیت اقتصادی یک کشور در یک دوره زمانی مشخص است.
بر اساس گزارش ارائه شده از سوی «مرکز دادههای باز ایران» وقتی خامنهای رهبر شد، متوسط درآمد هر ایرانی ۱۰ درصد از شهروندان در ترکیه بیشتر بود. در زمان مرگ او، متوسط درآمد ایرانیان به یکسوم ترکیه سقوط کرده است٬
بنا بر آمارهای بانک جهانی، سرانه تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۱۹۸۹ میلادی معادل ۲۱۲۵ دلار و در ترکیه معادل ۱۹۴۹ دلار بود. یعنی متوسط درآمد هر ایرانی حدود ۱۷۶ دلار از ترکیه بیشتر بود. در سال ۲۰۲۴ میلادی، در حالی که سرانه تولید ناخالص داخلی ترکیه به ۱۵۸۹۳ دلار رسیده بود، این رقم بیش از سه برابر متوسط درآمد مردم ایران بود.

از سوی دیگر از خرداد ۱۳۶۸ که علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی شد تا ماه گذشته که ترور شد، متوسط نرخ تورم سالانه بیش از ۲۴ درصد بوده است. یعنی هر سال، بهطور متوسط، یکچهارم ارزش پول نسبت به قیمت کالاهای مصرفی کاهش پیدا کرده است.
به این ترتیب، از زمان شروع رهبری علی خامنهای تا زمان کشته شدن او در اسفند ۱۴۰۴، متوسط قیمت کالاها و خدمات در ایران بیش از ۳ هزار برابر افزایش پیدا کرده است.

«مرکز دادههای باز ایران» افزوده یکی از شاخصترین ویژگیهای اقتصاد ایران در دوران زمامداری خامنهای، بیثباتی بود. نوسانهای شدید، که عملا پیشبینیپذیری اقتصاد را به میزان قابلتوجهی تحت تأثیر قرار داده است. همچنین در شرایطی که رشد اقتصادی هدفگذاری شده در برنامههای پنج ساله توسعه همواره بالای ۸ درصد بوده رشد اقتصادی ایران با هدفگذاری صورت گرفته فاصله عمیقی داشته است.
برآیند این نوسانها تا نیمه دهه ۱۳۸۰، تحت تأثیر شکوفایی نسبی اقتصاد در دولتهای هاشمیرفسنجانی و خاتمی، کموبیش رو به رشد است، اما با آغاز دهه ۱۳۹۰ و تشدید بحرانهای سیاسی در داخل و خارج ایران، بهخصوص بحران هستهای، اقتصاد ایران وارد یک دوره رکود سنگین میشود که همچنان ادامه دارد.

در شرایطی که هواداران جمهوری اسلامی با تکیه بر آمارهایی مانند افزایش شمار زنان تحصیلکرده در ایران مدعی توسعه انسانی در ایران طی سه دهه گذشته هستند اما دادهها نشان میدهد که از ابتدای دهه ۱۳۹۰ خورشیدی و تشدید بحران، رشد شاخص توسعه انسانی در ایران متوقف شده و ایران از کشورهای همسایه عقب افتاده است.
«مرکز دادههای باز ایران» نیز گزارش داده که در سال ۱۹۹۰ میلادی، دومین سال رهبری خامنهای، ایران در ردهبندی توسعه انسانی در جایگاهی بالاتر از ترکیه قرار داشت، اما ۳۵ سال بعد، ایران به میزان قابلملاحظهای از رقیب منطقهای خود عقب افتاده است.

«مرکز دادههای باز ایران» تأکید کرده که شاخص توسعه انسانی (HDI)، یک شاخص آماری ترکیبی از سلامت، آموزش و رفاه است که توسط دفتر توسعه انسانی ملل متحد از سال ۱۹۹۰ به بعد محاسبه و منتشر میشود.
این شاخصها نشان میدهد برخلاف آنچه مورد ادعای رهبر پیشین جمهوری اسلامی بوده، و با وجود اینکه او در سالهای گذشته هر سال را با عناوین شعارگونه اقتصادی نامگذاری میکرد اما در دوره رهبری او اقتصاد ایران با عقبماندگی و سقوط شاخصهای اصلی روبرو بوده است.




