جمشید قراجهداغی، اندیشمند پیشگام در حوزه تفکر سیستمی و از چهرههای برجسته آموزش و پژوهش، که آثار و اندیشههای او نقشی مؤثر در شکلگیری رویکردهای نوین طراحی سازمانی، مدیریت و علوم سیستمهای اجتماعی ایفا کرد، روز سی ام ماه مه در ۸۸ سالگی در منزل خود در شهر نیویورک درگذشت.

زنده یاد جمشید قراجهداغی که در فوریه ۱۹۳۸ در تبریز به دنیا آمده بود، در دورانی از تاریخ معاصر رشد پیدا کرد که جامعهی ایران شاهد دگرگونیهای گسترده و پر شتاب اجتماعی و سیاسی بود. تحولاتی که تأثیری ژرف و ماندگار در شکلگیری اندیشه، جهان بینی و مسیر زندگی حرفهای و فعالیتهای علمی او بر جای گذاشت.
وی که کوچکترین فرزند از میان سه فرزند خانواده بود، دوران کودکی خود را در سایهی رویدادهای تلخ و دشوار و حوادثی سرنوشتساز سپری کرد. اشغال تبریز به دست نیروهای متفقین در سال ۱۳۲۰ خورشیدی (۱۹۴۱ میلادی) و سپس درگذشت زودهنگام پدرش، از نخستین تجربههای تلخ زندگی او بود. سالها بعد، اصلاحات ارضی ناشی از «انقلاب سفید» در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی، بخش بزرگی از املاک و داراییهای خانوادگی آنان را از میان برد و شرایط اقتصادی خانواده را بهطور چشمگیری دگرگون ساخت.
قراچهداغی در اواخر دهه ۱۳۳۰ خورشیدی (اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی) ایران را ترک کرد و برای ادامه تحصیل راهی ایالات متحده آمریکا شد. او در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی به تحصیل مهندسی سیستمها پرداخت و در سال ۱۹۶۳ دانشنامه خود را دریافت کرد. سپس با گذراندن آموزشهای تخصصی در مراکز آموزشی شرکت آی. بی. ام ، پایههای دانش و تجربهای را بنا نهاد که بعدها وی را به یکی از برجستهترین نظریهپردازان تفکر سیستمی و علوم اجتماعی سازمانی بدل ساخت.
او در سال ۱۹۶۳ به ایران بازگشت و مسئولیتهای گوناگونی را بر عهده گرفت و سرانجام در سال ۱۹۶۹ به ریاست «مؤسسه مدیریت صنعتی» دست یافت و تا سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) در آن باقی ماند. در آن دوران، ایران با روندی پر شتاب رو به صنعتیشدن و نوسازی گام برمیداشت و اهداف و برنامههای «مؤسسه مدیریت صنعتی» نیز بهطور مستقیم با این تحولات ملی همسو بود.
قراچهداغی با تربیت و پرورش نسلی از مدیران، برنامهریزان و سیاستگذاران، نقشی مؤثر در توسعه ظرفیتهای مدیریتی کشور ایفا کرد. او با نوسازی ساختار و گسترش فعالیتهای مؤسسه مدیریت صنعتی، این نهاد را به یکی از برجستهترین مراکز آموزشی و پژوهشی ایران تبدیل کرد. مرکزی که تأثیر و سهمی چشمگیر در پیشبرد توسعهی اقتصادی و سازمانی کشور در آن روزگار داشت.
تحولات و آشوبهای ناشی از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و پیامدهای آن، جمشید را وادار کرد تا به همراه همسر و دو دخترش وطن را ترک و زندگی تازهای را در ایالات متحده آغاز کند. او پس از استقرار در آمریکا به دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا پیوست و مدیریت «مرکز بوش» را بهعهده گرفت.
در آنجا او در کنار استاد برجسته علوم و مدیریت، راسل آکوف، به یکی از چهرههای محوری در ایجاد و گسترش «تفکر سیستمی» و «مدیریت تعاملی» بدل شد. حاصل همکاری این دو اندیشمند، شکلگیری رویکردی نوین در علوم مدیریت و طراحی سازمانی بود که به جای تمرکز بر اجزای منفرد یک سیستم، بر شناخت روابط متقابل میان اجزا و طراحی راهکارهای جامع، یکپارچه و مبتنی بر پیوندهای درونی نظامهای اجتماعی و سازمانی تاکید داشت.
کتاب وی با عنوان «تفکر سیستمی: مدیریت آشوب و پیچیدگی» به یکی از منابع کلاسیک و تأثیرگذار در عرصه مدیریت و علوم سیستمی بدل شد. این کتاب به یکی از آثار مرجع در حوزه علوم مدیریت و تفکر سیستمی تبدیل شد و برای پژوهشگران، مدیران و صاحبنظرانی که در جستجوی راهکارهای عملی برای رویارویی با مسائل پیچیده هستند، جایگاهی ویژه یافت.
دوستان، همکاران و شاگردانش از او بهعنوان اندیشمندی سختکوش، دقیق و پایبند به اصول علمی یاد میکنند که شور و اشتیاقی پایانناپذیر به دانش و یادگیری داشت و همواره با بزرگواری و گشادهدستی فکری، دانش و تجربه خود را در اختیار دیگران قرار میداد.
قراچهداغی با کنجکاویای ماندگار و اشتیاقی سیریناپذیر برای آموختن، به زندگی نگاه میکرد. دلبستگی عمیق او به شعر، باور راسخش به تواناییها و ظرفیتهای انسان، و علاقهاش به کاوش در قلمرو اندیشه و ایدههای نو، تا واپسین سالهای زندگی از برجستهترین ویژگیهای شخصیتی او بهشمار میرفت.
وی که سراسر عمر خود را در مقام آموزگار و دانشجو سپری کرد، دانش را جدا از تجربه و زیست انسانی نمیدانست. او با وجود دههها زندگی در خارج از ایران، پیوندی عمیق و ناگسستنی را با سرزمین مادری خود حفظ کرد و همواره عشق عمیق و آگاهی کم نظیرش نسبت به شعر، ادبیات و تاریخ ایران در اندیشه و گفتار او آشکار بود. تسلط بر میراث ادبی فارسی و دلبستگیاش به فرهنگ ایرانی، از برجستهترین وجوه شخصیت علمی و انسانی او بود.
جمشید قراچهداغی در کنار جایگاه علمی برجستهاش، همسری وفادار، پدر و پدربزرگی مهربان بود. درگذشت همسر محبوبش، نسرین مؤثر، در سال ۲۰۱۲، که بیش از نیم قرن یار، همراه و شریک زندگی او بود، اندوهی عمیق و ماندگار بر دلش نشاند. او شامگاه ۳۰ مه ۲۰۲۶ پس از عمری سرشار از اندیشه، آموزش و خدمت به گسترش دانش، چشم از جهان فروبست.
منبع: کیهان لایف
ترجمه: کیهان لندن

