جمهوری اسلامی و «تفاهم‌»هایش در سی و ششمین نشست ناتو در آنکارا

- الگوی جنگ نیابتی از طریق جنبش‌های آزادیبخشی که مورد حمایت روسیه بودند، با فروپاشی اتحاد شوروی به‌ سرعت رنگ باخت، اما حکومت ایران پس از انقلاب اسلامی کوشید آن را در چارچوب مفاهیم ایدئولوژیک، مذهبی و منافع خود احیاء کند. در نتیجه، جهان شاهد ظهور بازوهای منطقه‌ای رژیم ایران شد؛ نیروهایی که هرگاه مرکز به آنها نیاز داشت، جنگ‌هایش را پیش می‌بردند و هر زمان حفظ آنها برای نبردهای مهم‌تر ضروری تشخیص داده می‌شد، از درگیری کنار کشیده می‌شدند. اما این معادله نیز زمانی کارآیی خود را از دست می‌دهد که خودِ مرکز، عناصر قدرتش را از دست بدهد و ابزارها و شاخه‌هایش پراکنده شوند.
- بیشتر توافق‌های صلحی که طی حدود یک سال گذشته در سراسر منطقه حاصل شده‌اند، تا حد زیادی بر اساس وضعیت ایران شکل گرفته‌اند و اکنون باید متناسب با شرایط جدید مورد بازنگری قرار گیرند. روند اجرای این توافق‌ها نیز نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی تا آخرین لحظه تلاش کرده است مفاد آنها را به سود خود تفسیر و مدیریت کند و در عین حال، موازنه‌های جدید قدرت را نادیده بگیرد.
- هفته برگزاری راهپیمایی‌های ضدآمریکایی و مراسم نمادین اعتراض در ایران و عراق، با پایان مراسم تدفین رهبر حکومت ایران و همراهانش خاتمه خواهد یافت و همزمان، یکی از مهلت‌های اعلام‌نشده نیز پایان می‌پذیرد؛ مهلتی که پس از آن رسیدگی به مسائل اساسی آغاز خواهد شد. درواقع خلع سلاح نیروهای نیابتی به عنوان نماد چهره جدید از حکومتی تبدیل شده که در حال خروج از معادلات منطقه‌ای است. 
- جمهوری اسلامی دیگر فرصت چندانی برای خریدن زمان، بازی با اعصاب طرف مقابل یا تغییر معادلات ندارد. نظام پس از پایان مراسم تشییع زمامدارانش، ناگزیر خواهد بود نتایج نشست کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را که این هفته برای نخستین بار طی ۲۲ سال گذشته در آنکارا برگزار می‌شود و دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور آمریکا حضوری فعال و برجسته در آن دارد، با دقت دنبال کند.

چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۴۰۵ برابر با ۰۸ ژوئیه ۲۰۲۶


تونی فرانسیس (ایندیپندنت عربی) –  سی و ششمین نشست پیمان نظامی ناتو در پایان مجموعه‌ای از تحولات بزرگ در خاورمیانه برگزار می‌شود؛ تحولاتی که جمهوری اسلامی ایران را به بازنده اصلی در سوریه، لبنان و فلسطین تبدیل کرده و ترکیه را به بازیگری جایگزین بدل ساخته است؛ بازیگری که می‌کوشد خلأ ناشی از کاهش نفوذ ایران را پر کند؛ آنهم در سایه‌ی «پیروزی‌»های اسرائیل و طرح‌هایی که بنیامین نتانیاهو برای خاورمیانه جدید در نظر دارد.

استقبال رجب طیب اردوغان از دونالد ترامپ در آنکارا/ سی و ششمین نشست پیمان نظامی ناتو در آنکارا / ۷ ژوئیه ۲۰۲۶

اکنون دورانی که توافق‌نامه‌های میان دولت‌ها به‌ صورت خودکار اجرا می‌شد، به پایان رسیده است. تقریباً همه جنگ‌های بزرگ و کوچک تا پایان قرن بیستم با توافق‌ها و مصالحه‌هایی خاتمه می‌یافتند. این سنت احتمالاً از جنگ‌های اروپایی قرن گذشته سرچشمه گرفت و در جنگ‌های جهانی نیز ادامه یافت؛ جنگ آغاز می‌شد، خسارت‌ها وارد می‌آمد، طرفین درگیر پای میز مذاکره می‌نشستند، هزینه‌هایی می‌پرداختند و به توافق‌هایی دست می‌یافتند و سپس زندگی به روال عادی بازمی‌گشت.

اما این الگو پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹–۱۹۴۵) دستخوش تغییر شد. نظم جدیدی که از دل آن جنگ ویرانگر زاده شد، زمینه ظهور آنچه را «جنبش‌های آزادیبخش» نامیده می‌شد، فراهم کرد؛ جنبش‌هایی که بعدها به ابزاری در دست اتحاد جماهیر شوروی و اردوگاه وابسته به آن تبدیل شدند تا از طریق آنها با رقیب سنتی خود، یعنی ایالات متحده آمریکا، مبارزه و مذاکره کند.

الگوی جنگ نیابتی با فروپاشی اتحاد شوروی به‌ سرعت رنگ باخت، اما حکومت ایران پس از انقلاب اسلامی کوشید آن را در چارچوب مفاهیم ایدئولوژیک، مذهبی و منافع خود احیاء کند. در نتیجه، جهان شاهد ظهور بازوهای منطقه‌ای رژیم ایران شد؛ نیروهایی که هرگاه مرکز به آنها نیاز داشت، جنگ‌هایش را پیش می‌بردند و هر زمان حفظ آنها برای نبردهای مهم‌تر ضروری تشخیص داده می‌شد، از درگیری کنار کشیده می‌شدند. اما این معادله نیز زمانی کارآیی خود را از دست می‌دهد که خودِ مرکز، عناصر قدرتش را از دست بدهد و ابزارها و شاخه‌هایش پراکنده شوند.

پس از فروپاشی نظام کمونیستی در مسکو، از احزاب بزرگ کمونیست جهان نیز اثر قابل توجهی باقی نماند. اکنون نیز با نزدیک شدن نظام ایران به مرحله‌ای که بخشی از عناصر قدرت خود را از دست می‌دهد، انتظار می‌رود جستجو برای جایگزین‌هایی آغاز شود که بتوانند میراث وضعیتی را بر عهده بگیرند که سال‌ها بر سیاست منطقه مسلط بود.

درواقع، بیشتر توافق‌های صلحی که طی حدود یک سال گذشته در سراسر منطقه حاصل شده‌اند، تا حد زیادی بر اساس وضعیت ایران شکل گرفته‌اند و اکنون باید متناسب با شرایط جدید مورد بازنگری قرار گیرند. روند اجرای این توافق‌ها نیز نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی تا آخرین لحظه تلاش کرده است مفاد آنها را به سود خود تفسیر و مدیریت کند و در عین حال، موازنه‌های جدید قدرت را نادیده بگیرد.

توافق مربوط به غزه که جنبش حماس، مهم‌ترین متحد حکومت ایران در این منطقه، در اکتبر ۲۰۲۵ امضا کرد، نخستین توافق در چارچوب رویارویی استراتژیک گسترده میان آمریکا و اسرائیل از یکسو و پروژه منطقه‌ای حکومت ایران از سوی دیگر بود.

پیش از تصویب طرح غزه نیز، جمهوری اسلامی ایران در توافق آتش‌بس میان حزب‌الله و اسرائیل در نوامبر ۲۰۲۴ نقش داشت. هر دو توافق بر خلع سلاح دو گروه وابسته به تهران تأکید داشتند، اما این بند هرگز اجرا نشد. در غزه و لبنان، مسئله سلاح همچنان گره اصلی باقی مانده است؛ همانگونه که موافقت ضمنی جمهوری اسلامی با این خلع سلاح نیز همچنان در ابهام است.

در لبنان، حزب‌الله با وجود آتش‌بس و توافق‌های منعقدشده، وارد نبردی شد که درواقع نبرد سرنوشت‌ساز حکومت ایران است.

نبردی که آمریکا و اسرائیل از اواخر فوریه گذشته علیه جمهوری اسلامی آغاز کردند [جنگ چهل روزه] سرانجام به «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» انجامید که درباره آن بحث‌های فراوانی صورت گرفت و حدود سه هفته پیش امضا شد. این یادداشت تفاهم دربردارنده نوعی واداشتن رژیم ایران به پذیرش شرایط جدید است، هرچند جزئیات آن معلوم نیست. با این حال، موضوع خلع سلاح نیروهای نیابتی که در توافق‌های پیشین آمده بود، همزمان با یادداشت تفاهم جمهوری اسلامی و آمریکا و نیز از سر گرفتن گفتگوهای موازی میان لبنان و اسرائیل در واشنگتن و مذاکرات فشرده درباره غزه در قاهره و قبرس، بار دیگر با قدرت مطرح شد.

موضوع سلاح اکنون به محور اصلی سیاست سازمان‌های همسو با حکومت ایران تبدیل شده است؛ مسئله‌ای که تهران می‌خواهد در هر توافقی آن را تثبیت و دائمی کند. اما شرایط به این سادگی پیش نمی‌رود. هفته برگزاری راهپیمایی‌های ضدآمریکایی و مراسم نمادین اعتراض در ایران و عراق، با پایان مراسم تدفین رهبر حکومت ایران و همراهانش خاتمه خواهد یافت و همزمان، یکی از مهلت‌های اعلام‌نشده نیز پایان می‌پذیرد؛ مهلتی که پس از آن رسیدگی به مسائل اساسی آغاز خواهد شد. درواقع خلع سلاح نیروهای نیابتی به عنوان نماد چهره جدید از حکومتی تبدیل شده که در حال خروج از معادلات منطقه‌ای است.

رژیم ایران ناچار خواهد بود درباره سرنوشت سلاح گروه‌های مسلح در عراق و لبنان، به‌ ویژه در این دو کشور، پاسخ‌های روشنی ارائه کند. هر موضعی که تهران در این زمینه اتخاذ کند، نشانه‌ای از رویکرد آینده آن در سطح منطقه خواهد بود.

جمهوری اسلامی دیگر فرصت چندانی برای خریدن زمان، بازی با اعصاب طرف مقابل یا تغییر معادلات ندارد. نظام پس از پایان مراسم تشییع زمامدارانش، ناگزیر خواهد بود نتایج نشست کشورهای عضو پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را که این هفته برای نخستین بار طی ۲۲ سال گذشته در آنکارا برگزار می‌شود و دونالد ترامپ رئیس‌ جمهور آمریکا حضوری فعال و برجسته در آن دارد، با دقت دنبال کند.

تهران در آنکارا با چالش‌های تازه‌ای روبرو خواهد شد و شاید با شکل‌گیری نوعی چشم‌انداز غربی جدید برای سراسر خاورمیانه مواجه شود؛ چشم‌اندازی که دونالد ترامپ پیشتر به برخی از ویژگی‌های آن اشاره کرده و در آن، برای ترکیه و رجب طیب اردوغان نقشی محوری قائل شده بود. خود اردوغان نیز علاقه‌اش را به ترسیم نقشه‌ای از امنیت ملی که از بیروت و دمشق آغاز شده و تا غزه امتداد می‌یابد، پنهان نکرده است.

به نظر می‌رسد توافق‌ها و یادداشت‌های تفاهمی که در آستانه نشست آنکارا اعلام شدند، صرفاً ورودی‌هایی اکتشافی برای رسیدن به مرحله‌ای جدید باشند؛ مرحله‌ای که در آن، متن‌های قدیمی دیگر قادر نیستند از سلاح و روایت همیشگی درباره ضرورت حفظ آن به عنوان نماد یک امپراتوری که در جستجوی عوامل تازه‌ای برای تداوم خود است، حفاظت کنند.

*منبع: ایندیپندنت عربی
*نویسنده: تونی فرانسیس روزنامه‌نگار، نویسنده و تحلیلگر لبنانی
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=404657