همزمان با برگزاری مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، که دو روز از آن در کربلا و نجف برگزار شد، جمهوری اسلامی چند کشتی خارجی را در تنگه هرمز هدف قرار داد.دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، که برای شرکت در نشست رهبران ناتو به آنکارا رفته بود، در واکنش به این اقدام گفت: «به جمهوری اسلامی یک هفته فرصت دادیم تا برای خامنهای عزاداری کند، اما حمله کردند.»

به دستور رئیسجمهوری آمریکا، ارتش ایالات متحده چند مرکز راهبردی در جنوب ایران را در حملاتی نسبتاً سنگین هدف قرار داد که در نتیجه آن حدود ۱۵ نظامی کشته و زخمی شدند. سران ناتو نیز از این حملات حمایت کردند.
در ادامه دونالد ترامپ در اظهاراتی بسیار تند، سران حکومت را با الفاظی نظیر «سرطان»، «آشغال» و «شرور» خطاب کرد و گفت، «آتشبس» و «تفاهم» با جمهوری اسلامی تمام شد. مقامات آمریکایی نیز گفتهاند کاخ سفید برای درگیری چندروزه یا چند هفتهای با ایران آماده میشود و این موضوع را به اطلاع دولتهای منطقه رسانده است. با این حال، آنها تأکید کردهاند که ادامه درگیریها به واکنش جمهوری اسلامی بستگی دارد.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و از مهرههای اصلی نظام، ۱۸ تیرماه در «ایکس» نوشت: «آمریکا هنوز یاد نگرفته است که زورگویی و بدعهدی دیگر بیهزینه نیست. شفاف بگویم؛ بزنید، میخورید.»
او همچنین هشدار داد: «دست و پای بیهوده نزنید که بیشتر فرو خواهید رفت. تنگه هرمز فقط با “ترتیبات ایرانی” باز میشود، نه با تهدیدات آمریکایی.»
مراسم تشییع جنازه علی خامنهای یک هفته به طول انجامید. در سه روز پایانی، یعنی زمانی که جنازه او در کربلا و نجف گردانده شد و سپس با هواپیمای «ماهان ایر» به مشهد منتقل شد، آمریکا در حملاتی سنگین، نقاط راهبردی در جنوب ایران را هدف قرار داد. با این همه، دستگاه تبلیغاتی حکومت و بویژه صداوسیما ترجیح دادند بهجای پرداختن به بمباران پایگاههای سپاه و ارتش، بر مراسم تشییع جنازه خامنهای تمرکز کنند. با این حال، در بطن همین مراسم نیز آشکار شد که اختلافها و چنددستگیها میان مقامهای حکومت و طرفداران نظام شدت گرفته است.
از مراسم رسمی تشییع جنازه خامنهای که در تهران برگزار شد و مقامات خارجی به آن دعوت بودند استقبال قابل ملاحظهای نشد. به جز نخست وزیر ارمنستان و پاکستان، هیچ مقام ارشد دیگر دولتی حتی دولتهای مسلمان که حکومت آنها را «دوست» و «برادر» میخواند به این مراسم نیامدند. این وضعیت نشان میدهد تا چه اندازه اعتبار جمهوری اسلامی در سطح منطقه پایین آمده است.
شماری از چهرههای سیاسی داخلی که اندک زاویههایی با خامنهای داشتند نیز به مراسم دعوت نشده بودند یا حضور نیافتند. حسن روحانی و محمد خاتمی بهعنوان دو رئیس جمهور پیشین، فرزندان هاشمیرفسنجانی و چهرههای شناخته شده جریان اصلاحطلب در این مراسم حضور نداشتند.

شکاف میان مقامات و چنددستگی میان حامیان حکومت
چه در مصلای تهران و خیابانهای پایتخت و چه در قم و مشهد، طرفداران نظام هر کجا فرصت پیدا میکردند علیه عباس عراقچی، مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف بهعنوان حامیان مذاکره با آمریکا و نمایندگان جمهوری اسلامی در گفتگو با مقامات آمریکایی، شعار سر میدانند. حتی گزارشهایی منتشر شد که بعضی از ولایتمداران دوآتشه نیز به سمت عراقچی و پزشکیان هجوم بردهاند.
در این مراسم مجتبی خامنهای فرزند و جانشین علی خامنهای بازهم غایب بود تا تردیدها و ابهامات در مورد سرنوشت او و اینکه چه کسانی زمام امور را بدست دارند، بیشتر شود.
اگرچه مراسم تشییع جنازه علی خامنهای برای حکومت فرصتی بود تا «مشروعیت» خود را در میان تودهها به نمایش بگذارد، اما شکاف میان مقامهای حکومت و چنددستگی در میان حامیان آن واقعیتی نبود که بتوان آن را انکار کرد؛ چنانکه حتی برخی مقامها و کارشناسان وابسته نیز نسبت به آن هشدار دادند.
مقامات آمریکایی تأکید میکنند که ترامپ علاقهای به تشدید درگیریها و ورود به یک جنگ بزرگ را ندارد، اما به نظر میرسد شرایط به نحوی است که همچنان استفاده از ابزار دیپلماسی برای تعیین تکلیف سرنوشت این نزاع ممکن نیست و همچنان باید معادلات در میدان رزم به نتیجه برسد تا بشود در چارچوب یک توافق یا تسلیم و حتی سرنگونی نظام وضعیت را تغییر داد. در واقع شاخ جمهوری اسلامی پس از دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه آنقدر نشکسته است که به تسلیم بیقیدوشرط تن دهد و در مقابل نیز حاضر به پذیرش شروط ترامپ نیست.
این احتمال که جنگ سومی آغاز شود، کم نیست؛ بویژه آنکه در درون نظام، جریانی که با توافق با آمریکا مخالف است، هرچند در اقلیت قرار دارد، اما بهمراتب از جریانهای خواهان معامله با آمریکا قدرت بیشتری دارد.جریان نخست به احتمال قوی همان مافیایی هستند که دسترسی بیشتری به پول، قدرت و سلاح دارند و احتمالاً ماشین سرکوب مردم در داخل کشور نیز از همانجا بیشتر فرمان میگیرد. به همین دلیل است که حتی در اوج نارضایتی عمومی از حکومت، همچنان پول و سلاح در اختیار دستگاه سرکوب قرار میگیرد.
با اینهمه اما این احتمال که در داخل همین جریان، نفوذیها در اساسیترین تصمیمات تأثیرگذار باشند،کم نیست. کسانی که شاید با توسل به اهرم ایدئولوژی و با شعار «خونخواهی» و «انتقام»، نظام را بهسوی درگیری دیگری با آمریکا و اسرائیل و حتی رویارویی با دولتهای عربی منطقه سوق میدهند.
پرتاب موشک و پهپاد به کشورهایی مثل کویت، قطر و امارات که در صف دوستان رژیم بودند، یا اختلاف شدید با عمان بر سر انسداد تنگه هرمز بیش از آنکه تأمین کننده منافع نظام باشد، به آن زیان میرساند. چنانکه حتی محمدباقر قالیباف نیز هشدار داد که بسته ماندن تنگه هرمز بیش از آنکه به سود جمهوری اسلامی باشد، به زیان منافع آن است. با این حال، آشکار است که در ایران افرادی تصمیمساز و مجری هستند که حتی نفوذ و قدرت امثال قالیباف نیز به آنها نمیرسد.
در چنین شرایطی، زندگی برای مردم دشوارتر شده است. از یک سو گرانی بیداد میکند و از سوی دیگر، بیکاری و تعدیل نیرو گسترش یافته است. سفرهها کوچکتر شده، درآمدها بشدت کاهش یافته و فشارهای روزمرهای که همچون سوهانی بر روح و روان مردم کشیده میشود، بهطرز محسوسی افزایش یافتهاند؛ از اختلال در شبکه بانکی که نزدیک به یک ماه است ادامه دارد، تا کمبود دارو، مالیاتهای سنگین و افزایش اجارهبها.
علی خامنهای برای ایران و منطقه شرّ مطلق بود. او را در حالی در مشهد دفن کردند که از یک سو حکومت با آمریکا مذاکره میکند و از سوی دیگر جنگ دوباره شعلهور شدهاست؛ هرچند او معتقد بود با سیاستی که دارد «نه جنگ میشود، نه مذاکره میکند.»

