مهدی نوذر – چند هفته است یک الگوی عجیب توجهم را جلب کرده است. تقریبا هر هفته فضای رسانهای پر میشود از خبر حمله قریبالوقوع به جمهوری اسلامی.
رسانههای مختلف از احتمال جنگ میگویند، تنشها به اوج میرسد، تحلیلگران از درگیری بزرگ حرف میزنند و حتی خود ترامپ هم با ادبیاتی تند از گزینه نظامی صحبت میکند. اما درست وقتی همه منتظرند اتفاقی بیفتد، ناگهان صحبت از مذاکره میشود و همه چیز به هفته بعد موکول میشود.
این چرخه آنقدر تکرار شده که ناخودآگاه مرا یاد داستان چوپان دروغگو میاندازد؛ چوپانی که آنقدر فریاد زد:«گرگ آمد» که وقتی گرگ واقعا رسید، دیگر کسی هشدارش را جدی نگرفت.
با توجه به این موضوع، اگر قرار باشد تصمیمی برای یک حمله واقعی گرفته شود، شاید دقیقا زمانی باشد که دیگر هیچکس انتظارش را ندارد؛ زمانی که همه با خودشان بگویند این هم مثل هفتههای قبل فقط یک جنگ روانی است.
در تاریخ، غافلگیری همیشه یکی از مهمترین اصول عملیاتهای نظامی بوده است. به همین دلیل این سؤال مدام در ذهنم تکرار میشود که آیا این رفت و برگشتهای مداوم بین تهدید و مذاکره، فقط یک تاکتیک برای عادیسازی فضای ذهنی افکار عمومی است یا واقعا نشانهای از نبود تصمیم نهایی؟
از طرف دیگر، حجم اخبار مربوط به تحرکات نظامی، انتقال تجهیزات، افزایش حضور نیروها در منطقه و فضای پرتنش این روزها، باعث شده این سؤال جدیتر از همیشه مطرح شود.
حال نکته اساسی و سؤال اصلی این است:
آیا داستان چوپان دروغگو یک بار دیگر در حال تکرار شدن است؟ آیا این همه هشدارهای تکراری باعث شده همه نسبت به احتمال یک درگیری واقعی بیتفاوت شوند و با توجه به تمام نشانههای موجود در منطقه، از جمله استقرار گسترده تجهیزات و نیروهای نظامی در هفتههای اخیر، ممکن است همان جنگی که ترامپ بارها از آن بهعنوان جنگی بزرگ یاد کرده، دقیقا در زمانی آغاز شود که دیگر هیچکس انتظارش را ندارد؟
شاید زمانی که همه فکر میکنند باز هم خبری نیست، گرگ از راه برسد.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

