دو گام به پیش، یک گام به پس؟

چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۵ اوت ۲۰۲۶


س.روزبه – آیا ترامپ واقعا عقب‌نشینی می‌کند، یا حلقه محاصره جمهوری اسلامی را مرحله به مرحله تنگ‌تر می‌سازد؟

چرا دونالد ترامپ هر بار تا آستانه حمله گسترده پیش می‌رود و سپس در آخرین ساعات، یا حتی دقایق، فرمان توقف می‌دهد؟ آیا از هزینه‌های جنگ می‌ترسد؟ آیا فشار کشورهای منطقه و بازار نفت او را عقب می‌راند؟ یا این توقف‌ها بخشی از روشی است که جمهوری اسلامی را در آماده‌باش دائمی و فرسایشی نگه می‌دارد؟

این سؤال  پس از تکرار دست‌کم پنج مقطع مهم، دیگر نمی‌تواند بی‌اهمیت تلقی شود.

در ۲۳ مارس ۲۰۲۶ (۳ فروردین ۱۴۰۵)، ترامپ مهلت خود برای بازگشایی تنگه هرمز را پنج روز تمدید کرد و حمله به نیروگاه‌های ایران را به تعویق انداخت.

در ۷ آوریل ۲۰۲۶ (۱۸ فروردین ۱۴۰۵)، کمتر از دو ساعت مانده به پایان ضرب‌الاجلی که با تهدید حمله به پل‌ها و نیروگاه‌ها همراه بود، آتش‌بس دو هفته‌ای را پذیرفت.

در ۱۸ مه ۲۰۲۶ (۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵)، پس از تهدیدهای شدید، حمله‌ای بزرگ را با استناد به آغاز «مذاکرات جدی» متوقف کرد.

در ۱۱ ژوئن ۲۰۲۶ (۲۱ خرداد ۱۴۰۵)، پس از تهدید به حمله همان شب، چند ساعت بعد از پیشرفت در مذاکرات سخن گفت و عملیات را لغو کرد.

در اواخر ژوئیه و آغاز اوت ۲۰۲۶ (اواخر تیر و اوایل مرداد ۱۴۰۵) نیز، پس از چند روز تهدید و آماده‌سازی، بار دیگر اعلام کرد برای رسیدن به توافق، حمله تازه متوقف می‌شود.

و مرحله بعدی یا مراحل بعدی هنوز نامشخص است.هر بار پیش از توقف، تقریبا همان صحنه تکرار می‌شود: آرایش نیروها تغییر می‌کند، هواپیماهای سوخت‌رسان جابجا می‌شوند، بمب‌افکن‌ها آماده می‌شوند، سطح هشدار بالا می‌رود و منطقه در انتظار حمله می‌ماند. سپس ناگهان میانجیگری، مذاکره یا فرصتی تازه مطرح می‌شود و ترامپ یک گام عقب می‌رود.

در نگاه نخست، این رفتار یادآور عنوان کتاب ولادیمیر لنین، «یک گام به پیش، دو گام به پس» است. لنین این کتاب را در سال ۱۹۰۴  بیش از یکصد سال پیش درباره اختلافات بلشویک‌ها و منشویک‌ها نوشت و توضیح داد که چگونه یک پیشروی سیاسی می‌تواند بر اثر اختلاف و آشفتگی به عقبگرد تبدیل شود.

اما شاید برای توضیح سیاست امروز ترامپ، این استعاره را باید وارونه کرد:

دو گام به پیش، یک گام به پس.

ترامپ ابتدا فشار نظامی را افزایش می‌دهد. همزمان محاصره دریایی، تحریم نفتی و فشار بر نیروهای همسو با جمهوری اسلامی در لبنان، عراق و یمن ادامه می‌یابد. سپس در حساس‌ترین لحظه یک گام عقب می‌رود. اما آیا پس از این عقب‌نشینی، همه چیز به نقطه آغاز بازمی‌گردد؟

نشانه‌های داخل ایران چنین نمی‌گویند.

بر پایه اطلاعات  از داخل کشور ، پس از حملات اسرائیل و آمریکا، بخشی از نیروهای نظامی و امنیتی از پادگان‌ها و مراکز شناخته‌شده خارج شده‌اند. برخی نیروها در مدارس، محوطه‌های بیمارستانی، ساختمان‌های عمومی و چادرهای موقت مستقر شده‌اند. هدف روشن است: کاهش تلفات در صورت حمله‌ای متمرکز است.

از نظر نظامی، بازسازی همان پادگان‌ها در همان محل‌های قبلی چندان منطقی نیست. هر ساختمان تازه می‌تواند دوباره شناسایی و هدف قرار گیرد. به همین دلیل جمهوری اسلامی به «پراکندگی نیروها»، یا «Dispersal»، روی آورده است.

اما این روش بدون هزینه نیست. نیروهای پراکنده به غذا، سوخت، ارتباطات، نگهبانی و جابجایی دائمی نیاز دارند. فرماندهی دشوارتر می‌شود، زنجیره تدارکات گسترده‌تر می‌گردد و احتمال خطا یا افشای محل استقرار بالا می‌رود. نیرویی که چند شب  و چندین ماه در چادر، مدرسه یا ساختمانی موقت می‌ماند، شاید تلفات کمتری بدهد؛ اما نمی‌تواند ماه‌ها با همان تمرکز روز نخست ادامه دهد.

در زبان نظامی، این وضعیت را Operational Fatigue یا «فرسودگی عملیاتی» می‌نامند. آماده‌باش طولانی، خواب نامنظم، جابجایی پی‌درپی، نگرانی از شناسایی و انتظار حمله‌ای که زمانش معلوم نیست، تمرکز و توان تصمیم‌گیری را کاهش می‌دهد. همزمان، شتاب بالای عملیات، تجهیزات، پدافند و شبکه لجستیکی را نیز فرسوده می‌کند.

یکی از پیامدهای مهم این روش، گرفتن فرصت فکر کردن از حریف است. جمهوری اسلامی باید همزمان پادگان‌ها را تخلیه کند، نیروها را پراکنده سازد، از تأسیسات محافظت کند، پاسخ احتمالی طراحی کند، شبکه‌های نیابتی را نگه دارد و بحران اقتصادی و نارضایتی مردم را نیز کنترل کند. از ترس انقلاب مردمی شیر و خورشید دستگیری و اعدام نماید و در یک بحران همه جانبه و مداوم بسر می‌برد. پیش از آنکه یک بحران پایان یابد، بحران بعدی آغاز می‌شود.

در چنین وضعی، حکومت بیشتر در حال واکنش است تا تصمیم‌گیری مستقل.

اما تکرار تهدید برای ترامپ نیز بی‌خطر نیست. در فرهنگ انگلیسی، داستان «The Boy Who Cried Wolf» همان «چوپان دروغگو»ی فارسی است. در حوزه امنیتی نیز اصطلاح «Warning Fatigue» یا «خستگی هشدار» به وضعیتی اشاره دارد که هشدارهای مکرر، حساسیت افراد را کاهش می‌دهد و خسته می‌کند.

اگر فرماندهان جمهوری اسلامی پس از چند بار آماده‌باش و توقف حمله به این نتیجه برسند که تهدید بعدی نیز عملی نخواهد شد، طبیعتا میزان حساسیت کمتر خواهد شد و  ممکن است درست در زمانی که انتظارش را ندارند، با حمله واقعی روبرو شوند. اشتباه محاسباتی همیشه از کمبود اطلاعات به وجود نمی‌آید؛ گاهی نتیجه عادت کردن به هشدارهاست.

در مقابل، دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی هر توقف را نشانه «ترس ترامپ»، «شکست دشمن» و «پیروزی بازدارندگی ایران» معرفی می‌کند. این روایت شاید برای حفظ روحیه طرفداران حکومت مفید باشد، اما خطرش این است که نظام سرانجام تبلیغات خود را باور کند و توهم پیروزی خواهد زد.

حکومتی که نیروهایش را از پادگان‌ها بیرون برده، مراکز فرماندهی را جابجا کرده و در برابر برتری هوایی و دریایی رقیب به پراکندگی و دفاع نامتقارن پناه برده است، نمی‌تواند توقف موقت یک حمله را پیروزی کامل بنامد. نبود برتری هوایی یا دریایی به معنای شکست قطعی نیست، اما آزادی عمل جمهوری اسلامی را در جنگ متعارف به شدت محدود می‌کند.

اکنون پرسش اصلی این نیست که ترامپ چرا یک گام عقب می‌رود. سؤال مهمتر این است که پس از هر عقب‌نشینی، نسبت به مرحله قبل کجا ایستاده است.

اگر حلقه فشار تنگ‌تر شده، نیروهای جمهوری اسلامی فرسوده‌تر شده‌اند، شبکه‌های نیابتی زیر فشار بیشتری قرار گرفته‌اند و تهران هنوز به وضعیت پیشین بازنگشته است، شاید با نسخه وارونه استعاره لنین روبرو باشیم:

دو گام به پیش، یک گام به پس.

عقب‌نشینی‌ای که پایان پیشروی نیست، بلکه مکثی کوتاه برای سنجش حریف و آماده کردن مرحله بعد است. خطر اصلی برای جمهوری اسلامی نیز شاید همین باشد که هر گام به پس ترامپ را شکست آمریکا بداند، بی‌آنکه ببیند پس از هر دور، حلقه فشار یک قدم دیگر تنگ‌تر شده است.وظیفه مردم حفظ هوشیاری و آمادگی می‌باشد.

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406183