سرمقاله؛ امید به تغییر همیشه زنده و پویاست

جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۰۷ اوت ۲۰۲۶


با گذشت پنج ماه از آغاز دوباره‌ی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، و با وجود امضای «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» که ناکام و ناپایدار بود، شرایط توأمان حمله و مذاکره میان طرفین همچنان پابرجاست. در این میان مردم ایران بیش از پیش زیر بار فشار ناشی از هزینه‌های جنگ و بحران‌های اقتصادی و سرکوب‌های تشدیدشده حکومت قرار گرفته‌اند. با اینهمه «امید به تغییر» همچنان در مردم ایران زنده است.

جامعه‌شناسان تأکید دارند «امید به تغییر» در کنار ظرفیت سازماندهی و اقدام آگاهانه جمعی یکی از مهمترین عوامل پیشبرد جنبش‌های سیاسی- اجتماعی است. در این میان مفهومی تحت عنوان «امید پایدار» مطرح می‌شود که امیدواری جامعه را وارد مرحله‌ی کنش عملی با تکیه بر عاملیت جامعه می‌کند. عاملیت (Agency) در برابر انفعال (Passivity) دو واژه مهم در تحلیل جنبش‎های اجتماعی و سیاسی، به ویژه در جوامعِ تحت کنترل حکومت‌های تمامیت‌خواه هستند؛ نمونه‌های تاریخی نشان می‌دهند چگونه ملت‌ها با تکیه بر ظرفیت‌ها و توان و همبستگی خودشان، توانسته‌اند سرنوشت خویش را تغییر دهند. در ایران معاصر نیز بار تحولات سیاسی همواره بر دوش مردم بوده است. در جنبش‌های موفق ضدحکومتی در دیگر کشورها- از جمله در «جنبش همبستگی» لهستان و جنبش ضد آپارتاید آفریقای جنوبی- در نهایت مبارزات مستمر و آگاهانه ملت با تکیه بر توا‌ن و اراده‌ی خودشان آنها را به پیروزی رساند؛ اگرچه عوامل بیرونی در آنها نیز نقش تضعیف‌کننده‌ی حاکمان و حمایت از آزادی جامعه را داشته‌اند اما تعیین سرنوشت در نهایت به دست مردم بود.

در کنار «امید پایدار» اما مفهوم «درماندگی آموخته‌شده» (Learned Helplessness) در روانشناسی اجتماعی نیز خودنمایی می‌کند؛ یعنی زمانی که به دلیل فشار و عدم توازن قوا، شهروندان  احساس کنند که توان تغییر یا اثرگذاری بر رویدادها را ندارند، و در نتیجه توان کنشگری آنها کاهش یافته و به سمت انفعال بر‌وند. از همین رو، پیوند زدن سرنوشت مبارزات مردم ایران که پس از بهمن ۵۷ همواره در جریان بوده، به «جنگ» یا «مذاکره» بین طرفین داخلی و خارجی که هر کدام منافع خود را دنبال می‌کنند، می‌تواند این فرصت را به دستگاه تبلیغاتی رژیم بدهد که «امید پایدار» در مردم ایران را به سوی احساس «درماندگی» سوق دهد. به همین دلیل نیز جمهوری اسلامی بلافاصله پس از آغاز جنگ اخیر که تنها چند هفته پس از سرکوب خونبار اعتراضات دی ۴۰۴ آغاز شد، فضای سرکوب‌ را تشدید کرده است. هدف حکومت تعمیق احساس «درماندگی آموخته‌شده» در جامعه با تزریق زهرِ دوگانه‌ی «ناامیدی و هراس» است. در این میان فشارهای اقتصادی، تورم و بیکاری و تحمیل هدفمند احساس «فلاکت» به مردم نیز در تثبیت احساس «درماندگی» مؤثرند.

جمهوری اسلامی که مدت‌هاست در ذهن مردم فرو پاشیده، می‌داند که یکی از مهمترین میدان‌های نبرد همین «ذهن جامعه» است. پس، با ایجاد چشم‌اندازی از فلاکت و سرکوب و ناتوانی به عنوان «سهم مردم»، و مذاکره و توافق و گشایش و بقاء به عنوان «سهم نظام» تلاش دارد ذهن مردم را مأیوس و تسلیم کند!

در چنین شرایطی، تأکید بر واقعیات و «امید پایدار» به عنوان یک حقیقتِ انکارناپذیر، بدون آنکه در دام خیالپروری‌ها افتاد، می‌تواند بهترین کمک برای جامعه‌ای باشد که با وجود زخم‌های عمیق، حاضر به کوتاه آمدن از مسیر خود به سوی آزادی و رهایی از شرّ جمهوری اسلامی نیست. این را به روشنی می‌توان در تداوم مقاومت‌ و اعتراضات مدنی، پویایی جنبش دادخواهی، افشای روایت‌سازی‌های رژیم، تسلیم نشدن در برابر سرکوب‌ها و مقابله با جنگ روانی حکومت دید، که همگی بیانگر پویایی جنبش آزادیخواهی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی و امید پایدار به تغییر هستند.

روشنک آسترکی |ایکس | اینستاگرام|

[کیهان لندن شماره ۵۷۴]

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406210