گزارش ویژه کیهان لندن از ریاض- عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز جمعه ۱۶ امرداد (۷ اوت) در مکه «توافق دفاعی مشترک مکه» را امضا کردند؛ توافقی که بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله علیه هر سه کشور تلقی خواهد شد.

این توافق در جریان دیدار محمد بن سلمان ولیعهد عربستان، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه و شهباز شریف نخستوزیر پاکستان به امضا رسید و بر تقویت همکاریهای دفاعی و بازدارندگی جمعی میان سه کشور تأکید دارد. گزارشهای منتشرشده از سوی رسانههای بینالمللی همچنین از همکاری در زمینه رزمایشهای نظامی، تبادل اطلاعات و فناوری دفاعی حکایت دارد.
اهمیت این توافق تنها در مفاد دفاعی آن خلاصه نمیشود؛ بلکه میتواند بخشی از روند بازتعریف معماری امنیتی خاورمیانه باشد؛ روندی که در آن کشورهای منطقه تلاش میکنند در کنار روابط امنیتی خود با قدرتهای خارجی، ظرفیتهای دفاعی و بازدارندگی منطقهای مستقلی ایجاد کنند.
سه قدرت با توانمندیهای مکمل
توافق مکه سه کشور را در یک چارچوب امنیتی مشترک قرار میدهد که هر یک از آنها دارای ظرفیت متفاوتی است.
عربستان سعودی از منابع مالی و انرژی گسترده و توان فزاینده برای سرمایهگذاری در صنایع دفاعی برخوردار است. ترکیه دارای یکی از بزرگترین نیروهای نظامی ناتو و همچنین صنعت دفاعی رو به گسترش، به ویژه در حوزه پهپادها، سامانههای موشکی و صنایع دریایی است. پاکستان نیز تنها کشور مسلمان دارای سلاح هستهای و دارای تجربه گسترده نظامی است.
به همین دلیل، ترکیب این سه کشور میتواند از نظر مالی، صنعتی، نظامی و فناوری دفاعی، ظرفیت قابل توجهی برای تشکیل یک شبکه امنیتی منطقهای ایجاد کند.
با این حال، هنوز جزئیات مربوط به ساز و کار اجرای تعهد دفاع جمعی، میزان و نوع مداخله نظامی هر کشور در صورت وقوع حمله و نحوه تصمیمگیری مشترک بطور کامل منتشر نشده است. بنابراین، در مرحله کنونی نمیتوان این توافق را معادل یک نسخه کامل از ماده ۵ ناتو دانست.
چرا این توافق در مقطع کنونی اهمیت دارد؟
توافق مکه در شرایطی امضا شده که امنیت خاورمیانه با مجموعهای از بحرانهای نظامی و سیاسی از جمله جنگافروزی جمهوری اسلامی و مداخلات و نفوذ آن از جمله با گروههای نیابتی در منطقه روبروست و نگرانی درباره امنیت تأسیسات انرژی، مسیرهای کشتیرانی و احتمال گسترش جنگ افزایش یافته است.
برای ریاض، یکی از درسهای تحولات اخیر این است که اتکای صرف به ترتیبات امنیتی سنتی، به ویژه تضمینهای خارجی، ممکن است کافی نباشد. از این دیدگاه، همکاری با ترکیه و پاکستان میتواند بخشی از تلاش عربستان برای ایجاد چندلایهسازی امنیتی باشد.
در این چارچوب، همکاری دریایی عربستان با کشورهای مختلف برای حفاظت از دریای سرخ، بابالمندب و خلیج عدن، یک لایه از این معماری را تشکیل میدهد و توافق سهجانبه با ترکیه و پاکستان میتواند یک لایه گستردهتر بازدارندگی نظامی را ایجاد کند.
بنابراین، میتوان گفت ریاض همزمان دو هدف را دنبال میکند: حفاظت از مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت و ایجاد یک بازدارندگی منطقهای گستردهتر.
آیا میتوان از «ناتوی سُنّی» سخن گفت؟
برخی تحلیلها از این توافق با تعابیری مانند «ناتوی سُنّی» یاد کردهاند، اما چنین تعبیری در شرایط فعلی میتواند اغراقآمیز و درواقع بیمورد باشد.
هر سه کشور اکثریت جمعیت سُنّی دارند و از قدرتهای مهم به اصطلاح “جهان اسلام” محسوب میشوند، اما اهداف آنها از یکسو، ایدئولوژیک و مذهبی نیست و از سوی دیگر، اهداف استراتژیک آنها نیز یکسان نیست.
ترکیه همراه با کشورهای غربی عضو پیمان نظامی ناتو است و سیاست خارجی مستقلی را دنبال میکند. پاکستان در عین داشتن روابط نزدیک با عربستان، ملاحظات مهمی در قبال ایران، هند، چین و افغانستان دارد. عربستان نیز همچنان روابط امنیتی و دفاعی گستردهای با ایالات متحده و کشورهای غربی دارد.
بنابراین، این توافق در مرحله کنونی بیشتر باید به عنوان ائتلاف بازدارندگی و همکاری دفاعی سه قدرت منطقهای دیده شود، نه تشکیل یک بلوک نظامی یا مذهبی جدید! ائتلافی که درواقع سیاستها و تحرکات بدخیم جمهوری اسلامی سبب شکل گرفتن آن شده است.
پیام اصلی «توافق دفاعی مکه» برای منطقه
مهمترین پیام «توافق مکه» این است که هرگونه حمله نظامی به یکی از سه کشور میتواند پیامدهای گستردهتری برای دولت مهاجم داشته باشد.
این موضوع به ویژه برای عربستان اهمیت دارد؛ زیرا حملات موشکی و پهپادی سالهای اخیر نشان دادهاند که تهدیدات امنیتی علیه این کشور الزاماً از سوی یک دولت متعارف و از طریق جنگ کلاسیک شکل نمیگیرند.
توافق جدید میتواند تلاش کند هزینه چنین حملاتی را افزایش دهد و مهاجم احتمالی را با این محاسبه روبرو کند که حمله به عربستان ممکن است واکنش ترکیه و پاکستان را نیز در پی داشته باشد.
با این حال، نوع این واکنش همچنان مهمترین پرسش بیپاسخ است: آیا کمک نظامی مستقیم خواهد بود یا همکاری اطلاعاتی، پدافندی، لجستیک، فناوری و دیپلماتیک؟
درواقع تا زمانی که ساز و کار اجرایی این توافق روشن نشود، پاسخ قطعی به این پرسش ممکن نیست.
جمهوری اسلامی چگونه به توافق مکه نگاه میکند؟
برای تهران، توافق مکه یک پیام بازدارنده است که مستقیماً نامی از جمهوری اسلامی نبرده است.
در متن منتشرشده توافق، جمهوری اسلامی ایران به عنوان دشمن یا هدف این پیمان معرفی نشده است. با این حال، شرایط منطقهای و سابقه حملات و تنشهای اخیر باعث شده که رژیم ایران یکی از مهمترین مخاطبان غیرمستقیم این توافق تلقی شود.
از نگاه تهران، مسئله اصلی فقط تشکیل یک توافق میان سه کشور نیست؛ بلکه اتصال ظرفیتهای نظامی سه قدرت سُنّی در سه جغرافیای مهم خلیج فارس، آناتولی و جنوب آسیا است.
این مسئله میتواند برای رژیم ایران از چند جهت نگرانکننده باشد:
اول، عربستان دیگر صرفاً به دنبال افزایش توان دفاعی ملی خود نیست، بلکه تلاش میکند برای خود یک پشتوانه جمعی ایجاد کند.
دوم، حضور ترکیه در این چارچوب اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ترکیه با ایران مرز زمینی مشترک دارد و از توان نظامی و صنایع دفاعی پیشرفتهای برخوردار است.
سوم، ورود پاکستان، به عنوان یک قدرت هستهای، به این ترتیبات وزن سیاسی و استراتژیک بیشتری میدهد.
واکنش اولیه رژیم ایران: کوچکنمایی اهمیت عملی توافق
واکنشهای اولیه در ایران نشان میدهد که تهران تلاش دارد از تبدیل شدن این توافق به یک عامل روانی و بازدارنده علیه خود جلوگیری کند.
یک نماینده مجلس شورای اسلامی در واکنش به توافق مکه گفته است که پیمان جدید میان عربستان، ترکیه و پاکستان به تنهایی امنیت عربستان را تضمین نخواهد کرد. این نوع واکنش نشان میدهد که تهران در مرحله نخست تلاش دارد اعتبار عملیاتی و میزان تعهد واقعی سه کشور را زیر سؤال ببرد.
این رویکرد از یک منطق مشخص پیروی میکند: امضای توافق با اجرای آن تفاوت دارد. اینکه ترکیه و پاکستان در شرایط یک جنگ واقعی تا چه اندازه حاضر به ورود مستقیم نظامی برای دفاع از عربستان باشند، هنوز مشخص نیست.
از این دیدگاه، حکومت ایران احتمالاً تلاش خواهد کرد اختلاف منافع میان سه کشور را برجسته کند و مانع تبدیل شدن توافق به یک ساختار نظامی یکپارچه شود.
نگرانی اصلی تهران احتمالاً شکلگیری فوری یک جنگ جدید نیست؛ بلکه تغییر تدریجی موازنه بازدارندگی در پیرامون ایران است.
اگر این توافق در سالهای آینده به رزمایشهای مشترک، تبادل اطلاعات نظامی، شبکههای پدافندی، همکاری پهپادی و موشکی، صنایع دفاعی مشترک و هماهنگی عملیاتی منجر شود، آنگاه اهمیت آن برای تهران بسیار بیشتر خواهد شد.
در چنین شرایطی، رژیم کنونی ایران با یک ائتلاف کلاسیک ضدایرانی مواجه نخواهد بود، بلکه با شبکهای از همکاریهای دفاعی روبرو میشود که میتواند آزادی عمل تهران در استفاده از فشار نظامی مستقیم یا غیرمستقیم علیه کشورهای منطقه را محدودتر کند.
سه کشور سُنّی چه اهدافی دارند؟
عربستان به دنبال ایجاد بازدارندگی بدون قطع روابط با آمریکاست. برای عربستان این توافق را میتوان بخشی از سیاست «تنوع بخشیدن به شرکای امنیتی» دانست.
ریاض الزاماً به دنبال جایگزین کردن ترکیه و پاکستان بجای آمریکا نیست؛ بلکه میخواهد در صورت بروز بحران، تنها به یک قدرت خارجی وابسته نباشد.
این سیاست به عربستان امکان میدهد میان روابط با آمریکا، همکاری با ترکیه، شراکت دفاعی با پاکستان و روابط اقتصادی و سیاسی با قدرتهایی مانند چین و دیگر کشورها توازن ایجاد کند.
ترکیه به دنبال افزایش نقش خود در معماری امنیتی خلیج فارس است. برای ترکیه “توافق مکه” فرصتی برای افزایش نقش آنکارا در امنیت خلیج فارس و جهان اسلام است.
ترکیه در سالهای اخیر تلاش کرده خود را نه صرفاً به عنوان یک قدرت ناتو، بلکه به مثابه یک قدرت مستقل منطقهای معرفی کند. ورود به یک چارچوب دفاعی با عربستان و پاکستان میتواند جایگاه ترکیه را در ترتیبات امنیتی خاورمیانه تقویت کند.
در عین حال، آنکارا باید مراقب باشد که این توافق به معنای ورود خودکار به هرگونه جنگ میان عربستان و رژیم ایران تلقی نشود.
پاکستان به دنبال تعمیق رابطه با عربستان بدون ورود به جنگهای منطقهای است. برای پاکستان رابطه با عربستان دارای اهمیت اقتصادی، سیاسی و امنیتی ویژه است.
اسلامآباد از یکسو میخواهد تعهدات خود را در برابر ریاض تقویت کند و از سوی دیگر نمیخواهد درگیر یک جنگ منطقهای گسترده شود. به همین دلیل، احتمالاً پاکستان تلاش خواهد کرد توافق را در درجه نخست به عنوان ابزار بازدارندگی و نه ساز و کار ورود خودکار به جنگهای منطقهای تعریف کند.
آیا «توافق مکه» میتواند معادلات منطقه را تغییر دهد؟
پاسخ به این پرسش در نهایت به مرحله و نوع اجرای این توافق بستگی دارد.
اگر توافق در سطح سیاسی باقی بماند، تأثیر آن بیشتر روانی و بازدارنده خواهد بود. اما اگر در مرحله بعد شاهد تشکیل ساختارهای فرماندهی مشترک، رزمایشهای سهجانبه، همکاری اطلاعاتی، توسعه صنایع دفاعی مشترک و هماهنگی پدافندی باشیم، آنگاه “توافق مکه” میتواند به یکی از مهمترین تحولات امنیتی خاورمیانه در سالهای اخیر تبدیل شود.
از این دیدگاه، اهمیت واقعی این توافق در آنچه امضا شده نیست، بلکه در آن چیزی است که ممکن است بعداً بر اساس آن ساخته شود.
پس توافق دفاعی مکه را نمیتوان صرفاً یک بیانیه یا تحرک صرفا سیاسی میان سه کشور دانست، اما در عین حال هنوز نمیتوان آن را یک «ناتوی جدید» یا معادل کامل ماده ۵ ناتو تلقی کرد.
این توافق در حال حاضر بیش از هر چیز یک پیام بازدارندگی جمعی است: عربستان، ترکیه و پاکستان میخواهند نشان دهند که امنیت هر یک از آنها میتواند به مسئلهای مشترک تبدیل شود.
برای رژیم ایران، این تحول از آن جهت اهمیت دارد که سه کشور مهم سُنّی، با توانمندیهای مکمل نظامی، مالی و فناوری، در حال ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک هستند. تهران احتمالاً در کوتاهمدت تلاش خواهد کرد اهمیت عملی این توافق را کاهش دهد، اما در بلندمدت ناگزیر خواهد بود میزان هماهنگی نظامی سه کشور و نحوه تبدیل این توافق به یک ساختار عملیاتی را با دقت بیشتری زیر نظر بگیرد.
در نهایت، آزمون واقعی توافق مکه نه در زمان امضا، بلکه در اولین بحران امنیتی جدی خواهد بود که یکی از سه کشور را هدف قرار دهد. آن زمان مشخص خواهد شد که عبارت «حمله به یکی، حمله به همه است» صرفاً یک شعار بازدارنده است تا یک تعهد نظامی واقعی!

