سرمقاله؛ در هواپیمای رهبران فراری جایی برای پیاده‌نظام سرکوبگر نیست!

جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵ برابر با ۰۶ نوامبر ۲۰۲۶


در دوران پادشاهی پهلوی، پوشیدن یونیفرم نظامی ارزش و اعتبار داشت. افسران و درجه‌داران در کوچه و خیابان و میان مردم مورد احترام بوده و در زندگی شخصی از رفاه نسبی برخوردار بودند. محمدرضا شاه پهلوی با کمک امرای تحصیلکرده، ارتش نوین ایران را توسعه می‌داد. بخشی از برنامه‌های نیروهای مسلح آن دوران ارتقاء رفاه پرسنل بود. حقوق کافی، برخورداری از مسکن سازمانی، اوقات فراغت و امتیازاتی که خانواده و فرزندان نظامیان از آن برخوردار می‌شدند، سبب می‎شد تا پیوستن به نیروهای مسلح «عزت» باشد. دولت وقت پول نفت را صرف تجهیز ارتش با خرید انواع و اقسام هواپیماهای مدرن و تقویت نیروی هوایی، دریایی و زمینی می‌کرد تا کشور و منطقه در صلح بماند. خبری هم از «نیابتی» و حمایت‌های میلیارد دلاری از آنها نبود.

هرچند بعد از انقلاب اسلامی با شروع جنگ عراق، جایگاه نظامی‌ها در جامعه نزول پیدا کرد، اما بخش بزرگی از مردم برای «ارتش» هنوز ارزش و اعتبار قائل بودند. تعبیر این بود که ارتشی‌ها از خود مردم هستند. با اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از بدو تأسیس نهادی سرکوبگر بود، اما حتی آندسته از سپاهیانی هم که برای دفاع از میهن روانه جبهه‌ها می‌شدند، مورد احترام مردم بودند.

امروز اما وضعیت بسیار متفاوت است. بجز هواداران نظام، همان عده‌ای که تحت عنوان «جانفدا» در خیابان‌ها تجمع می‌کنند، اکثریتی بزرگ از مردم، نیروهای سپاه پاسداران و حتی انتظامی را سرکوبگر، مزدور و جنایتکار می‌دانند. هرچند ارتشی‌ها به صورت سازمانی و مستقیم در سرکوب مردم نقش ندارند اما سکوت و بی‌تفاوتی آنها در مقابل سرکوبگری‌های سپاه و انتظامی سبب شده تا آنها نیز نزد مردم بی‌اعتبار شوند. بعد از قتل ‌عام مردم در خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ این باور که ارتشیِ دست‌پرورده‌ی جمهوری اسلامی «بی‌غیرت» است، تقویت شد.

نیروهای مسلح ایران، زیر پرچم جمهوری اسلامی امروز نه معیشت دارند، نه اعتبار. بسیاری از نظامی‌ها که تا پیش از جنگ، شغل دوم داشتند، به دلیل وضعیت جنگی آن را از دست داده‌اند. حقوق‌های ناچیز، تلفات سنگین و جنگ فرسایشی آنها را خسته کرده. موارد ترک خدمت، فرار، خودزنی و درگیری‌های یگانی افزایش پیدا کرده است.
در چنین وضعیتی وقتی یک آتش‌نشان، معلم یا کارگر از درد و رنج زندگی خود می‌گوید عمدتاً همدردی عمومی را پی دارد اما اگر یک نظامی مثلا در شبکه‌های اجتماعی از مشکلات معیشتی خود صحبت کند یا برای آمریکا و اسرائیل رجزبخواند، از واکنش‌ کاربران می‌شود عمق تنفر از آنها را دریافت.

در شرایطی که هر آن احتمال از سر گرفتن جنگ وجود دارد، نظامی‌هایی که در مراکز و پادگان‌هایشان مدت‌هاست در حالت آماده‌باش هستند جانشان در خطر است. درست آن زمان که مقامات سیاسی و ملاهای عافیت‌طلب در دخمه‌ها پنهان‌اند، اطلاعات و موقعیت‌های‌ نظامی‌ها لو می‌رود و هدف قرار می‌گیرند. سفره پرسنل خالیست و نارضایتی آنها از نظام به شدت زیاد. ولی تصمیم نهایی با خودشان است، که کنار مردم باشند یا سرنوشت خود را به حکومتی گره بزنند که در حال حاضر بی‌شباهت به وضعیت رژیم بشار اسد در سوریه نیست: در هواپیمای رهبران فراری جایی برای پیاده‌نظام سرکوبگر نیست!

حامد محمدی |ایکس| |اینستاگرام|

[کیهان لندن شماره ۵۷۸]

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=411556