شکاف تورم نقطه به نقطه میان دهک اول یعنی کمدرآمدترین قشر جامعه و دهک دهم به عنوان ثروتمندترین طبقه، در تیرماه به رقم ۱۵/۲ واحد درصد رسیده است. این اختلاف نشان میدهد سقوط قدرت خرید و فشار معیشتی به هیچ وجه بطور مساوی میان مردم تقسیم نشده و اختلاف طبقاتی نیز تشدید شده است.

تازهترین گزارش «پژوهشکده پولی و بانکی» بانک مرکزی با عنوان «تحولات تورم در ایران؛ نگاهی به تغییرات ماهانه و سالانه آن براساس دهکهای درآمدی» نشان میدهد طی سالهای گذشته همواره دهکهای پایین درآمدی، تورم بیشتری را تحمل کردهاند و فشار تورمی بر خانوارهای فقیر بیشتر از خانوارهای ثروتمند بوده است.
در این گزارش آمده: “در سال ۱۴۰۳ حدود ۸۲ درصد از اقلام موجود در سبد مصرفی دهک اول- کمدرآمدترین دهک- تورمی بالای ۲۰ درصد را تجربه کردهاند. این یعنی دامنه گرانیها در سطح کالاهای پایه به قدری گسترده شده که تقریباً هیچ راه گریزی برای کاهش هزینهها برای اقشار کمدرآمد باقی نگذاشته است.
در مقابل، سبد مصرفی دهک دهم- پردرآمدترین دهک- شامل سهم بالاتری از خدمات، کالاهای بادوام، تفریحات و املاک است که رفتارهای تورمی متفاوتی دارند و حاشیه مانور بیشتری برای تغییر ترکیب مصرف یا پوشش ریسک تورمی به دارنده آن میدهند.”
این گزارش افزوده مقایسه تورم زیرگروههای غیرخوراکی در سالهای ۱۳۹۶ و ۱۴۰۳ نشان میدهد در هر دو سال تورم کل و خوراکی برای دهک اول بیشتر از دهک دهم بوده است. در ۱۴۰۳ تورم غیرخوراکی نیز برای دهک اول بالاتر از سایر دهکها بوده است.
در ادامه گزارش آمده، در دهکهای پایین درآمدی، بیشترین نرخ تورم مربوط به گروه قند و شکر و شیرینی، حمل و نقل و اثاث و خدمات خانگی بوده است؛ اقلامی که مستقیماً با گران شدن مواد غذایی پایه و هزینههای جاری و اجتنابناپذیر زندگی روزمره پیوند دارند. در نقطه مقابل و در دهک دهم، بیشترین افزایش قیمت در گروههای گوشت، روغن و چربیها، بهداشت و درمان و تفریح و فرهنگ به ثبت رسیده است.
بر اساس گزارش «پژوهشکده پولی و بانکی» بانک مرکزی مسئله اصلی تورم در ایران تنها گرانی کالاها نیست، بلکه کارکرد تخریبی تورم بهعنوان یک ماشین جابهجایی ثروت از فقرا به سمت ثروتمندان است. در شرایط تورم حاد، دو اتفاق بطور همزمان رخ میدهد. از یکسو ارزش داراییهای ریالی و دستمزدها افت میکند و نیروی کار، کارمندان، بازنشستگان و دهکهای پایین که درآمد ثابت ریالی دارند بیشترین زیان را میبینند، چرا که ارزش واقعی دستمزد این گروهها ماه به ماه کاهش مییابد.
از سوی دیگر، جهش ارزش داراییهای فیزیکی رخ میدهد و دهکهای بالا که دارنده املاک، مسکن، خودرو، طلا و ارز هستند، نه تنها از تورم زیان نمیبینند، بلکه تورم باعث رشد چندبرابری ارزش داراییهای آنان میشود. به عبارت سادهتر، دهک دهم با اهرم داراییهای خود بر موج تورم سوار میشود، در حالی که دهکهای اول تا چهارم زیر امواج سنگین گرانی غرق میشوند. همین ساز و کار باعث شده تا با وجود رکود اقتصادی، ثروت طبقه ممتاز جامعه رشد کند و طبقه متوسط به سمت دهکهای پایینتر سقوط کند.
اینهمه در حالیست که طی سالهای گذشته بارها فعالان کارگری و کارشناسان اقتصادی تأکید کردند دولت باید با افزایش رقم دستمزد، ارزش واقعی درآمد خانوارهای کمدرآمد از جمله کارگران و بازنشستگان را افزایش دهد تا قدرت خرید این اقشار تقویت شود. اگر چه هر ساله رقمی بر درآمد این اقشار افزوده میشود اما به علت اینکه نرخ تورم از نرخ افزوده شده بر درآمدها خیلی بیشتر است، در نتیجه ارزش واقعی درآمدها کاهش مییابد. به همین دلیل است که اقشار حقوقبگیر در ایران با وجود افزایش رقم دستمزد در هر سال، سبد کالایی کوچکتری را نسبت به سال پیشتر با حقوق خود خریداری میکنند.
دولت اما با پرداخت کالابرگ الکترونیک- یا همان کوپن- مدعی جبران اختلاف ارزش کاسته شده درآمدها با هزینه زندگی اقشار کمدرآمد شده است. تحلیلگران اما این ادعای دولت را رد کرده و معتقدند افزایش تورم حتی قدرت خرید ناچیز کالابرگ الکترونیک را نیز ناچیزتر کرده است. از سوی دیگر رقم کالابرگ الکترونیک که یک میلیون تومان به ازای هر نفر است با کسری رقم میان دستمزد و هزینه زندگی خانوارهای کمدرآمد تناسبی ندارد.
وبسایت «اقتصاد ۲۴» گزارش داده، تجربه پرداخت یارانههای نقدی طی سالیان گذشته یک درس بزرگ به همراه داشته و آن این است که نمیتوان با موتور نقدینگی تورم ایجاد کرد و سپس با پاشیدن پول نقد آثار تخریبی آن را خنثی ساخت. تصمیمگیرندگان اقتصادی بارها کوشیدهاند آثار سنگین تورم را با دستکاری یارانهها یا اعطای بنهای معیشتی مهار کنند، اما به دیوار بلند واقعیت اقتصاد برخوردهاند.
در ادامه این مطلب آمده تا زمانی که کسری بودجه مزمن، ناترازی شدید سیستم بانکی، رشد بیرویه نقدینگی و تحریمهای اقتصادی باقی است، هرگونه پرداخت نقدی تنها باعث افزایش مجدد پایه پولی و دور تازهای از تورم خواهد شد؛ دوری باطل که در آن پول پرداختی به مردم قبل از رسیدن به دستشان، ارزش خود را در بازار از دست میدهد. گزارش اخیر پژوهشکده پولی و بانکی اثبات میکند که ادعای حمایت از محرومان از طریق جراحیهای قیمتی، بدون مهار تورم انتظاری و اصلاحات بنیادی، رؤیایی بیش نبوده است و کاهش موقت شکاف تورمی تنها چند ماه دوام آورده و با تبخیر قدرت خرید، شکاف به ارقام بالاتری بازگشته است.
اینهمه در حالیست که چشمانداز اقتصادی ایران نیز منفی است و به نظر میرسد خانوارهای کمدرآمد در ماههای آینده با فشارهای اقتصادی بیشتری روبرو خواهند شد.
در همین رابطه محمدتقی فیاضی کارشناس و تحلیلگر اقتصادی گفته: «چشمانداز تورم در ۱۴۰۵ بیشتر به سمت افزایش چشمگیر میل کرده است. این مهم در شرایطی است که هم اکنون تورم سالانه با رسیدن به نرخ ۶۶ درصد به بالاترین تورم تجربه شده در ۸۰ سال گذشته تبدیل شده است. حالا با محاصره دریایی فشار اقتصادی بر ایران هم افزایش پیدا کرده و با اقدامات دولت این انتظار که روند فزاینده ادامه یابد، بیشتر شده است.»
این کارشناس اقتصادی تأکید کرده: «در مورد تورم نقطه به نقطه من انتظار دارم تا شهریورماه با تورم سه رقمی مواجه شویم. تا پایان سال اگر همین وضعیت به اصطلاح شل کن و سفت کن در جنگ با آمریکا ادامه داشته باشد، به احتمال فراوان تورم سالانه هم به حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد در پایان ۱۴۰۵ خواهد رسید. هرچند اگر یک شوک ارزی دیگر وارد شود، این احتمال که تورم سالانه هم سه رقمی شود، زیاد خواهد شد.»
به عقیده محمدتقی فیاضی، «چند عامل بر تورم کشور تاثیری زیادی دارد از جمله نرخ ارز. اگر نرخ ارز بالا برود، باز هم تورم بالاتر خواهد رفت. با وضعیتی که کشور درگیر آن است و با محاصره دریایی که فروش نفت را به طور چشمگیری کاهش داده، انتظار میرود تا پایان سال باز هم قیمت ارز افزایش پیدا کند. افزایش نرخ ارز به شکل مستقیم بر نرخ تورم اثر خواهد داشت.»
او افزوده: «بجز نرخ ارز، کسری بودجه دولت هم عاملی تعیینکننده برای افزایش تورم است. از آنجایی که کسری بودجه اغلب با استقراض از منابع بانکی تامین میشود، این امر هم بر تورم و هم بر نرخ ارز میتواند تاثیر منفی بگذارد. از سوی دیگر افزایش تنشها و شکل گرفتن همین فضای «نه جنگ، نه صلح» هم بطور جدی بر انتظارات تورمی اثر فزاینده خواهد داشت. من فکر میکنم تا پایان سال، دلار از ۲۰۰ هزار تومان عبور خواهد کرد.با تداوم محاصره، جنگ یا تحمیل شوک ارزی بیشتر، احتمال جهشهای بزرگ هم وجود دارد.»




