تزهایی پیرامون تحولات سیاسی با پتانسیل تأثیرگذاری استراتژیک در یک سال گذشته

- پس از تحولات یک سال گذشته اینک نیروی برتر و تعیین‌کننده در نظام، دیگر روحانیت، دستگاه ولایت و یا ولی فقیه احتمالی نیست بلکه دایره‌ای از فرماندهان سپاه و امنیتی‌ها هستند.
- عملکرد جمهوری اسلامی طی دهه‌ها و بویژه در یک سال گذشته اکنون کار را به جایی کشانده که پارامتر تصمیم قدرتهای جهانی و منطقه‌ای بطور مستقیم بر سرنوشت و حیات مردم کشور ما تأثیر‌گذار است.
- برای اولین بار در حیات جمهوری اسلامی، بخش قابل توجهی از مردم ایران با آزمودن اصولگرایان و اصلاح‌طلبان و چپ‌ها و اصلاح‌طلبان حکومتی، به شاهزاده رضا پهلوی چه به‌عنوان نماد پادشاهی، چه به‌عنوان شخصی برای  هدایتگری و هماهنگ‌کنندگی روند گذار از جمهوری اسلامی و براندازی نظام روی آوردند.
- تاریخ مبارزات با نظام جمهوری اسلامی را می‌توان به پیش و پس از این دو روز خونبار(۱۸ و ۱۹ دی‌ماه) با پیامدهایی بسیار مهم و استراتژیک تقسیم کرد. کشتن جنایتبار ده‌ها هزار ایرانی  و زخم عمیقی که این جنایت هولناک بر اعماق جان انسان ایرانی نهاده است  حتا در نگاهی میان مدت، امکان تثبیت راه‌حل‌های بینابینی را بسیار ناچیز کرده است.
- از دیگر عواقب این جنگ علاوه بر تضعیف کلی نظام  که همسو با منافع ملی مردم ایران بود، آشکارشدن بیشتر و تشدید شکاف بین اهداف کشورهای طرف جنگ، آمریکا و اسرائیل، با منافع ملی ایرانیان چه در نحوه پیشبرد جنگ و چه در نحوه پیشبرد مذاکرات است.
-مجموعه روندهای سیاسی و درگیری‌های نظامی و نیز اراده جامعه جهانی، حکومت اسلامی را در موقعیت  یک دوراهی و یک بن‌بست قرار داده است که یا به نظم موجود جهانی تن دهد که به‌معنای تسلیم و نفی ماهوی خود خواهد بود و یا به یاغیگری بین‌المللی ادامه دهد که آن نیز به‌معنای نابودی‌اش بطریقی دیگر است.
-همه ما از ددمنشی و بی‌پروایی حکومت اسلامی در قتل و آدمکشی آگاه بودیم اما برای کمتر کسی این حد از سرکوبگری و جنون آدم‌کشی قابل تصور بود که در دو روز ده ها هزار جوان را به خون بکشند.

سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۱ اوت ۲۰۲۶


فریدون احمدی

مهمترین شاخصه‌ها و ویژگی‌های سیاسی و اجتماعی در یک سال گذشته، با پتانسیل تأثیرگذاری استراتژیک بر روندهای کلان و سرنوشت کشور، در نگاهی گذرا، بسیار فشرده و تیتروار، در ادامه آمده‌اند؛ این موارد کرونولوژیک و به ترتیب وقوع زمانی و یا به ترتیب اهمیت آورده نشده‌اند.

۱- تحولات در ماهیت و در تعادل قوا در حاکمیت جمهوری اسلامی

پس از تحولات یک سال گذشته اینک نیروی برتر و تعیین‌کننده در نظام، دیگر روحانیت، دستگاه ولایت و یا ولی فقیه احتمالی نیست بلکه دایره‌ای از فرماندهان سپاه و امنیتی‌ها هستند. دیگر سپاه بازوی اجرایی دستگاه ولایت نیست، دستگاه ولایت و روحانیت، پوشش و توجیه ایدئولوژیک حاکمیت سپاه و ارگان های امنیتی است. چه مجتبی زنده و سالم باشد چه مرده یا از کارافتاده. دیگر فصل‌الخطابی در کار نیست. حذف علی خامنه‌ای نقطه عطف بود. او آخرین ولی فقیه نظام بود.

۲- اجتناب ناپذیری جنگ های ۱۲ و ۳۹ روزه، بن بست استراتژیک سیاست‌های کلان رژیم در پنج دهه گذشته

ضدیت با آمریکا و رویکرد محو اسرائیل، سیاست‌های اتمی و موشکی، محاصره نظامی اسرائیل، ایجاد نیابتی‌ها و تلاش برای صدور اسلامگرایی شیعی و مجموعه اقدامات و تشنج آفرینی‌ها دیر یا زود قطعا به جنگ و تقابل نظامی می‌انجامید. توجه به این واقعیت از نظر نوع نگاه به صحنه و صف‌بندی‌های سیاسی و نیز در درک روندهای احتمالی آتی در عرصه بین‌المللی اهمیت بسیار دارد.

۳- افزایش تأثیر اراده و تصمیم کشورهای قدرتمند جهانی و منطقه‌ای بر روندهای سیاسی در ایران

عملکرد جمهوری اسلامی طی دهه‌ها و بویژه در یک سال گذشته اکنون کار را به جایی کشانده که پارامتر تصمیم قدرتهای جهانی و منطقه‌ای بطور مستقیم بر سرنوشت و حیات مردم کشور ما تأثیر‌گذار است. نه فقط رویکرد آمریکا و اسرائیل درباره جنگ یا مذاکره و توافق با جمهوری اسلامی بلکه نوع تعامل دیگر کشورهای منطقه به پارامتری بسیار مهم در نحوه انکشاف و نیز تحلیل روندها در کشور ما تبدیل شده است.

۴- تأثیرات جنگ ۱۲ روزه بر روانشناسی مردم و حکومت

مردم در برابر چشمشان ضربه‌پذیری نظام، عینیت سقوط آن و از بین رفتن چند رده عناصر کلیدی و زیرزمینی شدن رهبری آن را دیدند. این امر بر امید آنان بر اثربخشی حمله خارجی برای رهایی از نکبت نظام اسلامی افزود. شکست در جنگ ۱۲ روزه همچنین حکومت را بسوی ایجاد ساختار غیرمتمرکز و آتش باختیاری نظامی سوق داد که مثل شمشیر دولبه به بهای ایجاد انشقاق در فرماندهی، در تاب‌آوری در جنگ ۴۰ روزه یاری‌اش کرد.

۵- تجربه انباشته شده در مقیاس میلیونی در مردم در آزمودن سیاه و سرخ و خاکستری و سبز و بنفش

برای اولین بار در حیات جمهوری اسلامی، بخش قابل توجهی از مردم ایران با آزمودن اصولگرایان و اصلاح‌طلبان و چپ‌ها و اصلاح‌طلبان حکومتی، به شاهزاده رضا پهلوی چه به‌عنوان نماد پادشاهی، چه به‌عنوان شخصی برای  هدایتگری و هماهنگ‌کنندگی روند گذار از جمهوری اسلامی و براندازی نظام روی آوردند. این یک انتخاب استراتژیک بود از سر عاملیت و آگاهانه و نه از سر فریب‌خوردگی رسانه‌ای و یا امری صرفا نوستالژیک. در اینجا قصد ارزش‌گذاری و یا ندیدن کاستی‌ها را ندارم اما هرآنکس که نخواهد این انتخاب بخش مهمی از مردم و این واقعیت سیاسی و اجتماعی را ببیند، ره به ناکجا آباد سیاسی خواهد برد.

۶- رویکرد پراگماتیستی چه کسی می‌تواند؟ چه نیروهایی قادرند تحولی ایجاد کنند؟

اگر بپذیریم عرصه سیاست عرصه اعمال نیروست و اهداف سیاسی تنها با تکیه بر ابزار و منابع قدرت قابل حصول هستند، در امر گذار از نظام اسلامی و کنار نهادن آن، نگاه‌ها بیش از پیش بر آن نیروهای سیاسی و اجتماعی که امکان و توانائی ایجاد تغییر و تاثیرگذاری سیاسی دارند متمرکز شده است. جایگاه سخنان زیبا و برنامه‌ها و منشورهای شسته روفته در فضای سیاسی تنگ‌تر شده و پراگماتیسمی معطوف به هدف در ارزیابی از نیروها جای خود را باز کرده است.

۷- کلان گفتمان: نفی انقلاب اسلامی با همه نمودها و مظاهر آن

برای غلبه بر نظام اسلامی حاکم، بسیار از ضرورت وجود و طرح یک کلان گفتمان سخن گفته شده است. بنظر می‌رسد گفتمان نفی انقلاب اسلامی و تجدید نطر جامعه در مورد یکی از بزرگترین داوری‌های تاریخی در سال ۵۷ به کلان گفتمان غالب تبدیل شده است. خواست‌های آزادی‌های فردی ، پیوند با جهان و جهان غرب، انتخاب زندگی و سبک زندگی، توسعه و رفاه و پیوند با اقتصاد جهانی خود را در نفی انقلاب ۵۷ به‌نمایش گذارده است. «پنجاه و هفتی» که به‌عنوان یک ناسزای سیاسی زیاد بکار برده شده مفهوم  و مصداقی واقعی در زندگی سیاسی و صف‌بندی‌های سیاسی در ایران یافته است.

۸- ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه نقطه عطفی در تاریخ ایران

تاریخ مبارزات با نظام جمهوری اسلامی را می‌توان به پیش و پس از این دو روز خونبار با پیامدهایی بسیار مهم و استراتژیک تقسیم کرد. کشتن جنایتبار ده‌ها هزار ایرانی  و زخم عمیقی که این جنایت هولناک بر اعماق جان انسان ایرانی نهاده است  حتا در نگاهی میان مدت، امکان تثبیت راه‌حل‌های بینابینی را بسیار ناچیز کرده است. هیچ گشایش جدی اقتصادی، که خود بسیار ناممکن بنظر می‌رسد قادر نیست اکثریت ملت ایران را با موجودات و جریاناتی مثل قالیباف و روحانی و دیگران آشتی دهد. اگر «پدر» را به «جوان» تبدیل کنیم، گفت: جوان کشتی و تخم کین کاشتی، جوان کشته را کی بود آشتی؟

۹- پیامد‌های جنگ ۳۹ روزه

تضعیف کلی و عمومی جمهوری اسلامی، تبدیل آن از یک دولت مستقر به یک نیروی زیرزمینی، از میان رفتن رهبر آن به‌عنوان وحدت‌بخش و ستون خیمه نظام در کنار آن به نمایش درآمدن توان بقا و دوام‌آوری نظامی آن. از دیگر عواقب این جنگ علاوه بر تضعیف کلی نظام  که همسو با منافع ملی مردم ایران بود، آشکارشدن بیشتر و تشدید شکاف بین اهداف کشورهای طرف جنگ، آمریکا و اسرائیل، با منافع ملی ایرانیان چه در نحوه پیشبرد جنگ و چه در نحوه پیشبرد مذاکرات است.

۱۰- دو راهی و نیز بن‌بست نظام در تبدیل شدن به یک دولت معمولی با پذیرش نظم و هنجارهای جهانی و یا ادامه یاغیگری بین‌المللی

مجموعه روندهای سیاسی و درگیری‌های نظامی و نیز اراده جامعه جهانی، حکومت اسلامی را در موقعیت  یک دوراهی و به باور من یک بن‌بست قرار داده است که یا به نظم موجود جهانی تن دهد که به‌معنای تسلیم و نفی ماهوی خود خواهد بود و یا به یاغیگری بین‌المللی ادامه دهد که آن نیز به‌معنای نابودی‌اش بطریقی دیگر است؛ هرچند در این مسیر تخریب ایران نیز برایش اهمیتی ندارد. نظام اسلامی از تعیین تکلیف دربرابر این دوراهی گریزی ندارد. تشدید بیش از پیش جنگ و جدال‌های درون حکومتی حاصل گیرافتادن حکومت در این دوراهی است. تاکتیک به سیم آخرزدن و ایفای نقش مرد دیوانه در عرصه بین‌المللی نیز فقط کوتاه‌مدت آب را گل آلود می‌کند و چاره کار نظام نیست.

۱۱- چشم انداز تشدید بحران‌های گوناگون بویژه ابربحران اقتصادی و برآمد دوباره جنبش‌های اعتراضی

همه شواهد دال بر تشدید همه جانبه بحران‌های جاری در ایران بویژه بحران افتصادی و فراروئیدن آن به یک ابربحران است. خود رژیم نیز جنگ اصلی را با مردم  و بیشترین خطر را در خیزش دوباره آنان می بیند. ادامه سرکوب و تشدید ددمنشانه اعدام‌ها، خود نشانه این هراس و این ارزیابی رژیم است.

۱۲- وضعیت نیروهای سرکوب رژیم

در جریان جنگ، نیروهای سرکوب رژیم آسیب جدی دیدند و پس از آن نیز شکاف بین خیابان(طرفداران خیابانی رژیم) بمثابه اهرم فشار جناحی از حاکمیت از یکسو و رهبران آماده توافق نظام از سوی دیگر به تضعیف بیشتر این نیرو منجر شد. متناسب با نحوه پیشرفت مناسبات و مذاکرات با آمریکا پیرامون  تنگه هرمز و تحت تأثیر جدال‌های حکومتی بخشی از نیروهای سرکوب در آمادگی‌های قبلی برای جنایت تجدید نطر خواهند کرد و شواهدی در دست است که به‌قول خودشان مانند قبل «پای کار» نباشند.

۱۳- دینامیسم یگانگی و تضاد توأمان باندهای مختلف حکومتی

تضاد مواضع و کشمکش‌های درون حکومتی واقعیتی است آشکار. از سوی دیگر تجربه نیز در تمام طول حیات ننگین نظام نشان داده است که همواره مبانی وحدت بخش جناح‌های حکومتی بر اختلافات غلبه داشته است. اکنون اما به نظر می‌رسد خود نیز حدت و عمق این اختلافات را بزرگتر جلوه می‌دهند تا بهتر نقش پلیس خوب، پلیس بد را ایفا کنند. این تاکتیک را به نمایندگان اوباما در جریان برجام فروختند و اینک نیز به دار و دسته ترامپ می فروشند.

۱۴- پارامتر نیروهای نیابتی به‌عنوان عامل مستقیم سرکوب در ایران

در هر ارزیابی از نیروی سرکوب رژیم باید امکان استفاده حکومت از تروریست‌ها و مزدوران منطقه‌ای مثل حشدالشعبی، فاطمیون و غیره و حتا حوتی‌ها را نیز مدنظر داشت. بی دلیل نیست که جمهوری اسلامی در مذاکراتش ایران را به عمق استراتژیک اسلامگرایان شیعی منطقه تبدیل کرده است.

۱۵- ضرورت بازبینی نوع نگاه به جنبش‌های مدنی و صنفی و رابطه آنها با امر سرنگونی و گذار از جمهوری اسلامی

همه ما از ددمنشی و بی‌پروایی حکومت اسلامی در قتل و آدمکشی آگاه بودیم اما برای کمتر کسی این حد از سرکوبگری و جنون آدم‌کشی قابل تصور بود که در دو روز ده ها هزار جوان را به خون بکشند. اکنون این پرسش بطور جدی مطرح است که آیا شیوه‌های مبارزه مدنی در برابر چنین حکومتی که اجازه تشکیل هیچ تشکلی را هم نمی‌دهد پاسخ می‌دهد و کلا با توجه به خصلت و کارکرد مبارزات و جنبش‌های مدنی در ایران  رابطه آنها  با امر سرنگونی و گذار از نظام چگونه تعریف می‌شود آن‌هم در شرایطی که زمان و مخاطراتی که سرنوشت کل کشور را تهدید می‌کنند نقش مهمی ایفا می‌کند.

۱۶- چشم انداز سیر رویدادها به سمت تقابل‌های مسلحانه و موضوع دفاع مسلح

صرفنظر از اراده ما و اینکه چه بخواهیم یا نخواهیم ممکن است خشم بی‌کران انباشته شده در جامعه روندها را بسوی تقابل‌های مسلحانه  سوق دهد. فراتر از آن امکان دارد اراده بازیگران بین‌المللی نیز تقابل‌های مسلحانه از نوع قومی آن را که بسیار مخرب نیز هست به کشور ما تحمیل کند. بر این اساس باید به این موضوع بدون تابو پرداخت و همفکری کرد.

۱۷- فرهنگ و مناسبات حاکم در میان نیروهای اپوزیسیون (داخل و خارج کشور)

سپهر سیاسی در ایران کاملا قطبی شده و در سطوحی رقابت سیاسی جایش را به دشمنی سیاسی داده است. علاوه بر تخریب‌های سایبری عوامل رژیم، روی آوردن جمعیتی میلیونی به سیاست با اتکا به  اینترنت و با کمترین دانش سیاسی و با روحیاتی سرکوبگرانه به این بیماری دامن زده است. همه جریان‌ها و شاخه‌های سیاسی بدون استثنا بشدت از ضعف جدی فرهنگ رواداری و پذیرش دگراندیش رنج می برند. در این شرایط و با وجود چنین فضایی بجای همکاری و همگامی، باید سطوح پائین‌تری از تلاش‌ها و هماهنگی‌ها را برای تلطیف و سالم‌سازی سپهر سیاسی و گریز از تقابل‌های زیانبار در پیش گرفت.

۱۸- عوامل شکست تلاش‌های تاکنونی برای همگرایی نیروهای اپوزیسیون

  • نبود و یا ضعف جدی فرهنگ رواداری و پذیرش دگراندیش
  • نگاه ایدئولوژیک به نوع نظام جانشین و نداشتن پروفیل اثباتی بگونه‌ای که هویت جریان‌هایی بر بنیاد نفی هویت دیگری استوار است.
  • هم‌راستا و هم‌سنخ بودن برخی نیروهای اپوزیسیون با بنیان‌های بینشی و رویکردهای سیاسی پدید‌آورنده انقلاب اسلامی در سال ۵۷
  • اساس قرار ندادن منافع ملی و بجای آن افراط‌گری و دنبال کردن برنامه‌های حزبی و فرقه‌ای و آن‌هم بشکل حداکثری
  • زیاده‌خواهی و سهم‌طلبی بر اثر نبود سیستم و مکانیزمی برای وزن‌کشی و روشن‌نبودن جایگاه، پایه اجتماعی و حد تأثیرگذاری هر نیروی سیاسی تا قبل از ۱۸ و ۱۹ دیماه

اکنون در برابر این شرایط چه باید کرد؟

در پایان با تأکید بر این مهم که باید تماما و در اساس بر نیروی خود ملت ایران متکی شد، به نظر من شایسته است رویکرد اصلی نیروهای اپوزیسیون خواهان براندازی جمهوری اسلامی و طرفدار جمهوریت چه جمهوری‌خواه و چه طرفدار پادشاهی مشروطه بر وظایف زیر متمرکز شود:

سازمانگری، سازمانگری و سازمانگری، گسترش پایگاه اجتماعی، تشدید شکاف در میان مدافعین نظام، مقابله با انحصارطلبی و افراطگری و پرخاشگری و خشونت کلامی در سپهر سیاسی، پیشبرد پروژه‌های مشترک، تلاش برای ایجاد گسترده‌ترین توافق‌های ممکن پیرامون نقشه راه و همان اصول حداقلی که بارها اعلام شده  است و البته همکاری بر پایه پذیرش توزیع اختیارات و مسئولیت‌ها بر اساس موقعیت و اندازه تأثیرگذاری هر جریان سیاسی.

 

 

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۱ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406519