دکتر رضا سعیدی فیروزابادی – اپوزیسیون جمهوری اسلامی امروز دیگر یک جریان یکدست و تکصدایی نیست. طیف گستردهای از نیروهای سیاسی، فکری و اجتماعی با دیدگاههای متفاوت در خارج و داخل کشور خواهان پایان جمهوری اسلامی و گذار ایران به نظامی دموکراتیک هستند. در این میان، هواداران شاهزاده رضا پهلوی بدون تردید یکی از بزرگترین و سازمانیافتهترین جریانهای موجود در اپوزیسیون هستند و میتوان گفت از نظر اجتماعی از یک اکثریت نسبی برخوردارند. این جایگاه، در کنار قدرت و فرصت، مسئولیت بزرگی نیز ایجاد میکند.

اگر قرار است این نیروها نقشی تعیینکننده در آینده ایران داشته باشند، مهم است که این قدرت با مدارا، تکثرگرایی، احترام به مخالفان و پذیرش حق دیگران برای داشتن دیدگاه متفاوت همراه باشد.
اکثریت نسبی، حتی اگر بسیار بزرگ باشد، به معنای مالکیت بر آینده کشور نیست.
ایران آینده متعلق به همه ایرانیان است؛ جمهوریخواه، پادشاهیخواه، سکولار، مذهبی، چپ، راست، ملیگرا و همه کسانی که به تمامیت ارضی، آزادی، حقوق بشر و حاکمیت مردم باور دارند.
از رقابت سیاسی تا همکاری ملی
یکی از مشکلات تاریخی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، تبدیل اختلافات سیاسی به دشمنیهای درونگروهی بوده است. اگر قرار باشد هر جریان سیاسی، مخالف خود را دشمن بداند، اپوزیسیون پیش از آنکه با جمهوری اسلامی روبرو شود، انرژی خود را در جنگ داخلی سیاسی از دست خواهد داد.
امروز هدف مشترک میتواند نقطه آغاز همکاری باشد: گذار از جمهوری اسلامی و ایجاد شرایطی که مردم ایران بتوانند آزادانه درباره آینده کشور تصمیم بگیرند.
این هدف الزاما بهمعنای توافق بر سر شکل نهایی نظام سیاسی نیست.
پادشاهیخواهان حق دارند از پادشاهی دفاع کنند و جمهوریخواهان حق دارند از جمهوری دفاع کنند. اما هیچکدام نباید حق انتخاب دیگری را نفی کنند.
اتفاقا بلوغ سیاسی زمانی آشکار میشود که یک جریان قدرتمند بتواند بگوید: «من به دیدگاه خودم باور دارم، اما حق تو برای داشتن دیدگاه متفاوت را نیز به رسمیت میشناسم.»
از هواداری تا مسئولیت تاریخی
طرفداران شاهزاده رضا پهلوی اگر واقعا خواهان نقش تاریخی او در گذار ایران هستند، باید بیش از دیگران به این اصول پایبند باشند.
شاهزاده نمیتواند و نباید رهبر بخشی از ایرانیان علیه بخش دیگری از ایرانیان باشد. اگر قرار است او نقشی در آینده سیاسی ایران ایفا کند، بهترین سرمایه او میتواند این باشد که خود را نماینده همه ایرانیان بداند، نه صرفا هوادارانش.
از این منظر، هواداران او نیز میتوانند با رفتار سیاسی خود نشان دهند که از یک حرکت شخصمحور به سمت یک جنبش ملی، دموکراتیک و فراگیر حرکت کردهاند.
احترام به جمهوریخواهان، احترام به نیروهای چپ و راست، احترام به اقوام و گروههای مختلف اجتماعی، و احترام به کسانی که درباره شکل حکومت آینده نظر متفاوتی دارند، نشانه ضعف نیست؛ نشانه اعتمادبهنفس سیاسی است.
ایران بعد از جمهوری اسلامی
مسئله اصلی فقط این نیست که جمهوری اسلامی چگونه پایان پیدا کند؛ مسئله مهمتر این است که ایران پس از آن چگونه اداره خواهد شد.
اگر قرار است از استبداد عبور کنیم، نباید استبداد را تنها با نام و پرچم دیگری بازتولید کنیم.
دموکراسی یعنی پذیرش مخالف.
لیبرالیسم سیاسی یعنی دفاع از حقوق حتی کسانی که با ما موافق نیستند.
ملیگرایی سالم یعنی قرار دادن منافع ایران بالاتر از منافع گروه و حزب و شخص.
بنابراین، اگر امروز در اپوزیسیون کسی به دلیل مخالفت سیاسی با شاهزاده مورد توهین قرار گیرد، یا جمهوریخواهی به دلیل جمهوریخواه بودن «خائن» خوانده شود، یا پادشاهیخواهی به دلیل باور به سلطنت «ضددموکراتیک» تلقی شود، ما هنوز از فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی فاصله کافی نگرفتهایم.
فرصت تاریخی
ایران در برابر یک فرصت تاریخی قرار دارد. نسل جدید ایرانیان، بیش از گذشته با مفاهیمی مانند آزادی، کرامت انسانی، حکومت قانون و حقوق شهروندی آشناست و بسیاری از آنان خواهان آیندهای متفاوت هستند.
در چنین شرایطی، بزرگترین نیاز اپوزیسیون شاید نه یک رهبر واحد، بلکه یک توافق حداقلی بر سر اصول مشترک باشد: تمامیت ارضی ایران، سکولاریسم، دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان، انتخابات آزاد، استقلال قوه قضائیه و حق مردم برای تعیین شکل حکومت.
اگر طرفداران شاهزاده بتوانند در کنار قدرت اجتماعی خود، مدارا و تکثرگرایی را نیز به یک فرهنگ سیاسی تبدیل کنند، میتوانند نقش بسیار مهمی در ایجاد این همگرایی داشته باشند.
قدرت واقعی یک جریان سیاسی فقط در تعداد طرفدارانش نیست؛ در ظرفیت آن برای ائتلافسازی، تحمل مخالف و ساختن اعتماد است.
امروز شاید بهترین پیام به همه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی این باشد: ما لازم نیست درباره ایران فردا امروز به توافق کامل برسیم؛ کافی است درباره حق ایرانیان برای ساختن ایران فردا با رأی آزاد خودشان توافق کنیم.
سرنگونی یک نظام استبدادی ممکن است با خشم آغاز شود، اما ساختن یک ایران آزاد با مدارا، خرد سیاسی و احترام متقابل امکانپذیر خواهد بود.
و شاید این مهمترین مسئولیت تاریخی هواداران هر جریان قدرتمند، از جمله طرفداران شاهزاده رضا پهلوی، باشد: آنقدر بزرگ باشیم که ایران را برای همه ایرانیان بخواهیم، نه فقط برای خودمان.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

