نمایش آثار راشین خیریه، هنرمند نقاش و تصویرگر نام‌ آشنای ایرانی، در واشنگتن و لس‌آنجلس

-راشین خیریه، هنرمند، نویسنده و تصویرگر ایرانی، مجموعه‌ای از نقاشی‌های الهام‌گرفته از شاهنامه را در واشنگتن به نمایش گذاشته و بخشی از آثارش نیز در نمایشگاهی گروهی در لس‌آنجلس ارائه شده است؛ آثاری که پیوند ادبیات فارسی، اسطوره‌های ایرانی و نگاه معاصر هنرمند را به تصویر می‌کشند.
-خیریه می‌گوید شاهنامه برای او هم میراثی ادبی و فرهنگی و هم سرچشمه‌ای پایان‌ناپذیر برای الهام هنری است؛ او می‌کوشد داستان‌ها و شخصیت‌های این حماسه کهن را نه به‌صورت واژه به واژه، بلکه با تکیه بر احساسات، نمادها و تخیل شخصی خود بازآفرینی کند.
-این هنرمند با درهم‌آمیختن عناصر نگارگری ایرانی و سوررئالیسم، زبان بصری ویژه‌ای برای بازخوانی روایت‌های کلاسیک ساخته است؛ زبانی که در آن پیکره‌ها، طبیعت و اشیا از منطق جهان واقعی فاصله می‌گیرند و ادبیات به نقطه آغاز پرواز تخیل تبدیل می‌شود.
-خیریه که از سال ۲۰۱۱ در آمریکا زندگی می‌کند، تجربه زیستن میان دو فرهنگ را بخش مهمی از هویت هنری خود می‌داند؛ او معتقد است مهاجرت، نگاهش به مفاهیمی چون هویت، خاطره، احساس تعلق و روایتگری را عمیق‌تر کرده و امکان گفتگوی میان میراث ایرانی و سنت‌های هنری غرب را برایش فراهم آورده است.
-این هنرمند در ادامه مسیر خود قصد دارد کاوش در ادبیات فارسی و اسطوره‌های ایران، به‌ویژه شاهنامه، را دنبال کند و در نقاشی‌هایش «باغ ایرانی» را به‌عنوان فرهنگی زنده و پویا بازآفرینی کند؛ فضایی که مخاطب تنها تماشاگر آن نباشد، بلکه خود را درون جهان اثر احساس کند.

دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ اوت ۲۰۲۶


کتی بیگلری – راشین خیریه، هنرمند، نویسنده و تصویرگر ایرانی و برنده‌ی جوایز متعدد هنری که تاکنون نویسندگی و تصویرگری یکصد کتاب کودک را در کارنامه حرفه‌ای خود دارد، در سال ۲۰۱۱ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد.

تصویر هنرمند با اثر« بوستان شاهنامه»

او تابستان امسال مجموعه‌ای از نقاشی‌های خود را با الهام از «شاهنامه»، کتاب شعر پادشاهان و اثر جاودانه حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ و حماسی قرن دهم، در نگارخانه «هیلیر» در واشنگتن، شهری که اکنون در آن زندگی می‌کند، به نمایش گذاشته است.

بخشی از آثار این هنرمند همچنین در یک نمایشگاه گروهی در گالری «ادووکارتسی» در لس‌آنجلس به نمایش درآمده است.

نقاشی‌های این مجموعه با الهام از جهان اسطوره‌ای و حماسی شاهنامه شکل گرفته‌اند. اثری که بیش از هزار سال است از مهمترین ستون‌های زبان، فرهنگ و هویت ایرانی به‌شمار می‌رود.

راشین خیریه در دانشگاه الزهرا («مدرسه عالی دختران» که در سال  ۱۳۴۳ تأسیس شد و سپس در سال ۱۳۵۴ به «دانشگاه فرح پهلوی» و پس از انقلاب اسلامی ابتدا به نام سابق و سپس به نام الزهرا تغییر یافت) در تهران تحصیل کرد و مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبا را در رشته طراحی گرافیک و تصویرگری از این دانشگاه دریافت کرد.

او در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ جایزه «بهترین کتاب سال» را که از سوی شورای کتاب تهران اعطا می‌شود، به دست آورد. در سال ۲۰۰۷ نیز به‌عنوان یکی از سی هنرمند نوظهور هنر معاصر ایران برای شرکت در نمایشگاهی سیار در ایالات متحده برگزیده شد. نمایشگاهی که با هدف گسترش تبادلات فرهنگی برگزار می‌‌شد.

آنچه در زیر می خوانید، بخشی از گفتگوی اخیر «کیهان لایف» با راشین خیریه است:

 شما از روایت‌های کلاسیک ایرانی الهام می‌گیرید و می‌کوشید میان تاریخ‌ و روایت‌های متفاوت در سنت‌های ایرانی و غربی پیوند و سازگاری برقرار کنید. در آفرینش مجموعه تازه «شاهنامه» چه رویکردی داشتید؟

– من در ایران با «شاهنامه» بزرگ شدم. شاهنامه برای ایرانیان و نیز برای هر کسی که به فرهنگ، تاریخ و ادبیات ایران علاقه دارد، اثری بی‌نهایت مهم است. به باور من، فردوسی با آفرینش این شاهکار، نقشی اساسی در پاسداری از زبان فارسی، تاریخ، اسطوره‌ها و سنت‌های فرهنگی ایران ایفا کرد و آنها را برای نسل‌های آینده به میراث گذاشت.

برای من، شاهنامه هم شاهکاری کهن در ادبیات فارسی است و هم سرچشمه‌ای زنده و پایان ناپذیر برای الهام هنری. شاهنامه سرشار از داستان‌های شگفت‌انگیز، شخصیت‌های پیچیده، عشق، تراژدی، دلاوری، کشمکش و دگرگونی است. من به عنوان یک هنرمند، شیفته روایت و داستان‌گویی هستم، اما می‌خواهم این داستان‌ها را با زبان تصویری ویژه خودم روایت کنم.

همچنین برایم اهمیت دارد که پیشینه فرهنگی ایرانی‌ام را با سنت‌های هنری غرب که در سال‌های زندگی و فعالیت حرفه‌ای در ایالات متحده با آنها آشنا شده‌ام، وارد گفتگو کنم. امیدوارم بتوانم با تخیل و نگاه هنری خود، به این حماسه کهن حیاتی تازه ببخشم.

دو نمایشگاه شما در واشنگتن و لس‌آنجلس از نظر مضمون و شیوه اجرا چه پیوندی با یکدیگر دارند؟

– این دو نمایشگاه از نظر درونمایه و زبان بصری با یکدیگر پیوند دارند. هر دو به رابطه من با ادبیات فارسی، اسطوره‌ها، خاطره و روایتگری می‌پردازند و به‌‌ویژه از «شاهنامه» الهام گرفته‌اند. اما همه این عناصر از دریچه نگاهی معاصر و شخصی بازآفرینی شده‌اند.

نقاشی‌هایی که در نگارخانه «هیلیر» در واشنگتن به نمایش درآمده‌اند، در آینده نزدیک به نگارخانه «ادووکارتسی» در لس‌آنجلس منتقل خواهند شد تا در برابر مخاطبانی تازه قرار گیرند.

شاهنامه سرشار از داستان‌های شگفت‌انگیز، شخصیت‌های پیچیده، عشق، تراژدی، دلاوری، کشمکش و دگرگونی است. من به‌عنوان یک هنرمند، شیفته روایتگری هستم، اما می‌خواهم این داستان‌ها را با زبان تصویری خاص خودم بازگو کنم.

من عناصری از نگارگری ایرانی (مینیاتور) را با سوررئالیسم درهم می‌آمیزم تا زبان بصری ویژه خودم را پدید آورم. در نگارگری ایرانی، از پرهیز از ژرف‌نمایی متعارف، نقش‌ و نگارهای تزیینی، صورت‌های ساده‌ شده و پیوند شاعرانه میان پیکره‌های انسانی، طبیعت و فضا الهام می‌گیرم.

سوررئالیسم نیز به من امکان می‌دهد تخیل خود را آزاد بگذارم و جهانی بیافرینم که در آن هر چیزی می‌تواند رخ دهد، حتی اگر با منطق جهان واقعی سازگار نباشد. پیکره‌ها می‌توانند در فضا شناور شوند، اندازه‌ها و نسبت‌ها دگرگون شوند و موجودات یا اشیایی غیر قابل انتظار در تصویر پدیدار گردند.

رویکرد من به تصویرگری آثار ادبی نیز بر همین اساس است. علاقه‌ای به بازنمایی واژه‌ به واژه یا تفسیر تحت‌اللفظی متن ندارم. در عوض، به احساسات، نمادها و لایه‌های ژرف‌تر معنایی داستان واکنش نشان می‌دهم و آنها را به جهان تصویری خود منتقل می‌کنم.

به این ترتیب، ادبیات برای من نقطه‌ی آغاز پرواز تخیل است، نه مجموعه‌ای از دستورها که تعیین کند تصویر باید چگونه باشد.

 چرا پیکره‌های زنانه با گیسوان بلند و سیاه در نقاشی‌های شما برهنه به تصویر کشیده شده‌اند؟

– پیکره‌های زنانه را برهنه به تصویر کشیده‌ام، زیرا می‌خواستم فارغ از زمان و در نهایت سادگی و خلوص جلوه کنند و ناب بنظر برسند. این برهنگی ماهیتی جنسی ندارد، بلکه زن را در بنیادی‌‌ترین و آسیب‌پذیرترین حالت وجودی‌اش نشان می‌دهد. بی‌آنکه پوششی داشته باشد که او را در زمانه‌ای خاص، طبقه‌ای اجتماعی یا دوره‌ای تاریخی قرار دهد.

گیسوان بلند و سیاه، این پیکره‌ها را به زبان تصویری ایرانی من پیوند می‌دهد. برای من، آمیزه این دو عنصر، سیمای زنی را می‌آفریند که هم کهن است و هم معاصر. هم آسیب‌ پذیر است و هم نیرومند و می‌تواند فراتر از مرزهای زمان و مکان به حیات خود ادامه دهد.

داستان تلاش رودابه برای غرق کردن خود و نجات او به دست سرنشینان کشتی، در «شاهنامه» نیامده است. آیا این صحنه بازآفرینی داستان است یا استعاره‌ای هنری؟

– بله، این صحنه بازآفرینی و برداشت شخصی من است و نه روایتی عینی و مستقیم از شاهنامه. کشتی و سفر در ادبیات کلاسیک فارسی، از جمله در شاهنامه، از مفاهیم نمادین ژرفی برخوردارند و می‌توانند نمادی از سرنوشت، دگرگونی و گذار از مرحله‌ای از زندگی به مرحله‌ای دیگر باشند.

رودابه و زال برای عشق و ازدواج شان با مخالفت‌های جدی روبرو بودند و عبور از موانعی که بر سر راه آنها قرار داشت آسان نبود. در برداشت من، این سفر بازتابی از همان کشمکش‌ها و نمادی از دگرگونی‌هایی است که آنها برای رسیدن به یکدیگر ناگزیر باید از سر می‌گذراندند.

اژدهایی که در دل اقیانوس ظاهر می‌شود نیز به شیوه‌ای فرا‌واقع‌گرایانه(سورئال) و نمادین، تجسم خطر است. موجودی که به ترس‌ها، موانع و ابهام‌هایی که این سفر را احاطه کرده‌اند، صورتی عینی و دیدنی می‌بخشد.

بنابراین، نجات رودابه قرار نیست بازنمایی رویدادی تاریخی یا روایتی برگرفته از متن شاهنامه باشد، بلکه استعاره‌ای است از جان به در بردن از خطرها، عبور از دشواری‌ها و حرکت به سوی زندگی و سرنوشتی تازه.

 شما بیش از همه به‌عنوان تصویرگر کتاب‌های کودکان شناخته می‌شوید. از جمله کتاب «عمو نوروز خوش آمدی» که در سال ۲۰۲۶ منتشر شده است. نخستین کتاب کودکی که منتشر کردید چه بود؟ تجربه‌ها و مسیر زندگی شخصی شما چگونه الهام‌ بخش داستان‌هایتان شده‌اند؟

-نخستین کتاب کودکی که از من منتشر شد «پیوند دو دریا» بود که در سال ۲۰۰۰ در ایران از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتشار پیدا کرد. این کتاب روایتی مذهبی درباره ازدواج امام علی و فاطمه بود.

مسیر زندگی شخصی من همواره پیوندی نزدیک با فعالیت هنری‌ام داشته است. من در ایران و در فضایی آکنده از ادبیات و شعر فارسی، اسطوره‌ها، هنر و سنت‌های ایرانی بزرگ شدم. از همان نخستین کتاب، روایتگری و بازگویی داستان‌های برخاسته از فرهنگ و سنت، بخش مهمی از کار و تجربه هنری من بوده است.

مهاجرت به ایالات متحده چشم‌اندازی متفاوت پیش روی من باز کرد. زندگی میان دو فرهنگ بر نگاه من به مفاهیمی چون هویت، خاطره، احساس تعلق و روایتگری تأثیر عمیقی گذاشته است.

بسیاری از داستان‌هایم از امری شخصی آغاز می‌شوند. خاطره‌ای از دوران کودکی، یکی از سنت‌های ایرانی، اثری ادبی یا تجربه زیستن میان دو فرهنگ. از همین رو، ادبیات، روایت و داستان‌گویی همواره نقشی اساسی در شکل‌‌گیری و آفرینش آثار هنری من داشته‌‌اند.

 شما کتاب‌های نویسندگان دیگر را نیز تصویرگری کرده‌اید. تصویرگری آثار دیگران چه تفاوتی با داستان‌های خودتان دارد؟

-هنگامی که کتابی از نویسنده‌ای دیگر را به تصویر می‌کشم، پیش از هر چیز سعی می‌کنم به جوهر و جانِ داستان او پی ببرم و از نظر عاطفی با آن ارتباط برقرار کنم. به کلام و روایت نویسنده وفادار می‌مانم، اما در عین حال در پی آن هستم که ببینم با زبان تصویر چه چیزی می‌توانم به داستان بیفزایم.

اما وقتی داستان‌های خودم را به تصویر می‌کشم، روند آفریدن آن متفاوت است. زیرا واژه و تصویر اغلب همزمان و در کنار یکدیگر شکل می‌گیرند. از همان آغاز آزادی بیشتری دارم تا داستان را تصویری ببینم و گاه حتی یک تصویر می‌تواند مسیر نوشته و روایت را تغییر دهد. در این شیوه، خودم تصمیم می‌گیرم چه چیزی باید با واژه بیان شود و چه چیزی را می‌توان یکسره به تصویر سپرد.

در هر دو شیوه، خود را یک روایتگر تصویری می‌دانم و از هر دو نوع کار به یک اندازه لذت می‌برم.

مشتاق هستید در آینده چه طرح‌ها و زمینه‌هایی را دنبال کنید؟

-مشتاقم کاوش در ادبیات فارسی، اسطوره‌ها و روایت‌های کلاسیک ایران، به‌‌ویژه «شاهنامه»، را ادامه دهم. در این گنجینه هنوز داستان‌ها و شخصیت‌های شگفت‌انگیز بسیاری وجود دارند که هنوز فرصت پرداختن به آنها را پیدا نکرده‌ام.

همچنین دوست‌ دارم در نقاشی‌هایم فضاهایی آرامش‌بخش و تأمل‌برانگیز بیافرینم. فضاهایی همانند باغی برای خلوت و آرامش، جایی که آرزو کنید بتوانید وارد آن شوید، زمانی را در آن بگذرانید و احساس آسودگی و آرامش کنید. می‌خواهم مخاطب تنها به تابلو نگاه نکند، بلکه خود را درون جهان آن تصور کند و حضور در آن فضا را احساس کند.

اندیشه من این است که پاره‌ای از «باغ ایرانی» را به زندگی روزمره‌مان بیاورم. نه به‌عنوان یادگاری که تنها به گذشته ایران تعلق دارد، بلکه به‌مثابه فرهنگی زنده، پویا و همواره در حال تحول.

 

منبع: کیهان لایف
ترجمه و تنظیم: کیهان لندن

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406869