از سرکوب اعتراضات دی‌۴۰۴ تا جنگ؛ جامعه ایران دچار «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» شده است

- امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک و سخنگوی «انجمن روانپزشکان ایران»، در گفتگو با خبرگزاری «ایلنا» به مشکلات جامعه ایران در پی سال‌ها تکرار بحران‌های پی‌ در پی و حل نشده اشاره کرده و گفته جامعه ایران پس از اعتراضات دی۴۰۴ و جنگی که بلافاصله رخ داده و ادامه دارد، در کنار بحران اقتصادی جاری دچار «تعلیق اجتماعی» شده است.
- سخنگوی «انجمن روانپزشکان ایران» همچنین از پدیدار شدن وضعیت «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» در جامعه ایران خبر داده است؛ شرایطی که فرد از مسائل عمومی فاصله می‌گیرد، سرمایه و انرژی خود را از جامعه پس می‌کشد، به زندگی خصوصی پناه می‌برد یا همه فعالیت‌های خود را در انتظار فرصتی برای خروج تنظیم می‌کند.
- این روانپژشک با اشاره به محو شدن قشر متوسط به علت بحران اقتصادی گفته، آنها به‌ تدریج از بسیاری از اهداف و شیوه‌های زندگی خود نیز عقب‌نشینی می‌کنند: خرید مسکن، ادامه تحصیل، فرزندآوری، فعالیت فرهنگی، سفر، سرمایه‌گذاری حرفه‌ای و حتی مشارکت اجتماعی به تعویق می‌افتد یا کنار گذاشته می‌شود.
- «جامعه ممکن است به سمت انقباض بیشتر، مهاجرت، کاهش اعتماد، فردگرایی دفاعی و فاصله‌گرفتن مردم از یکدیگر حرکت کند... اما مسیر دیگری نیز ممکن است: بازسازی تدریجی اعتماد و بازگشت امکان برنامه‌ریزی. این مسیر فقط با درخواست از مردم برای صبوری یا مثبت‌اندیشی ایجاد نمی‌شود. مردم بیش از توصیه‌های روانشناختی به نشانه‌های واقعی ثبات نیاز دارند.»

چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۹ اوت ۲۰۲۶


سخنگوی انجمن روانپزشکان ایران از شکل‌گیری نوعی «تعلیق اجتماعی» و «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» در ایران در پی تداوم بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی خبر داده است.

امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک و سخنگوی «انجمن روانپزشکان ایران»، در گفتگو با خبرگزاری «ایلنا» به مشکلات جامعه ایران در پی سال‌ها تکرار بحران‌های پی‌ در پی و حل نشده اشاره کرده و گفته جامعه ایران پس از اعتراضات دی۴۰۴ و جنگی که بلافاصله رخ داده و ادامه دارد، در کنار بحران اقتصادی جاری دچار «تعلیق اجتماعی» شده است. او در توضیح این شرایط گفته وضعیت موجود نه به معنای متوقف‌شدن کامل جامعه، بلکه به این معناست که بخش بزرگی از مردم نمی‌دانند تصمیم‌های مهم زندگی خود را بر چه تصویری از آینده بنا کنند.

به گفته این روانپزشک، هنگامی که بحران‌ها پی‌ در پی رخ می‌دهند و پایان هیچکدام روشن نیست، افق برنامه‌ریزی کوتاه می‌شود. زندگی از مسیر «ساختن آینده» به سمت «اداره‌کردن امروز» حرکت می‌کند. یکی از مهم‌ترین پیامدهای روانی این وضعیت، از کف رفتن تخیل نسبت به آینده است. منظور از تخیل، خیالپردازی غیرواقعی نیست؛ بلکه توانایی تصور یک آینده نسبتاً قابل پیش‌بینی و احساس امکان اثرگذاری بر آن است. وقتی این توانایی کاهش پیدا می‌کند، فرد ممکن است همچنان کار کند و زندگی روزمره را ادامه دهد، اما احساس کند زندگی او موقت، ناتمام و در انتظار تعیین تکلیف است.

امیرحسین جلالی ندوشن تأکید کرده که انباشت بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی نیز نوعی استرس مزمن ایجاد کرده است. در چنین شرایطی می‌توان گفت ایمنی روانی جامعه کاهش یافته است؛ یعنی آستانه تحمل پایین‌تر می‌آید و یک خبر، افزایش قیمت، شایعه یا تنش تازه می‌تواند واکنش‌هایی شدیدتر از اندازه ظاهری آن رویداد ایجاد کند. این واکنش‌ها حاصل همان حادثه آخر نیست، بلکه محصول انباشت تجربه‌های حل‌نشده قبلی است.

سخنگوی «انجمن روانپزشکان ایران» همچنین از پدیدار شدن وضعیت «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» در جامعه ایران خبر داده است؛ شرایطی که فرد از مسائل عمومی فاصله می‌گیرد، سرمایه و انرژی خود را از جامعه پس می‌کشد، به زندگی خصوصی پناه می‌برد یا همه فعالیت‌های خود را در انتظار فرصتی برای خروج تنظیم می‌کند. به گفته این روانپزشک، وضعیت «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» برای جامعه، کمتر از خروج فیزیکی نیروهای متخصص زیانبار نیست.

او در توضیح بسترهایی که به بروز وضعیت «مهاجرت ذهنی و اجتماعی» برای بخشی از جامعه منجر شده می‌گوید، طبقه متوسط را نباید تنها یک گروه درآمدی دید. این طبقه معمولاً حامل برنامه‌ریزی بلندمدت، آموزش، تخصص، پس‌انداز، مشارکت مدنی و امید به بهبود تدریجی زندگی است. تعلیق طولانی‌مدت دقیقاً همین قابلیت‌ها را تضعیف می‌کند.

امیرحسین جلالی ندوشن در ادامه گفته، وقتی درآمد ارزش خود را از دست می‌دهد، امنیت شغلی کاهش می‌یابد و امکان پیش‌بینی آینده وجود ندارد، خانواده‌های طبقه متوسط ابتدا از نظر اقتصادی کوچک‌تر می‌شوند؛ اما مسئله به اقتصاد محدود نمی‌ماند. آنها به‌ تدریج از بسیاری از اهداف و شیوه‌های زندگی خود نیز عقب‌نشینی می‌کنند: خرید مسکن، ادامه تحصیل، فرزندآوری، فعالیت فرهنگی، سفر، سرمایه‌گذاری حرفه‌ای و حتی مشارکت اجتماعی به تعویق می‌افتد یا کنار گذاشته می‌شود.

در این میان هشدارهایی درباره پایان تاب‌آوری جامعه نیز مطرح شده است. جلالی ندوشن در اینباره گفته تاب‌آوری یک ذخیره ثابت ندارد. اگر بحران تکرار شود اما فرصت ترمیم، امنیت نسبی، حمایت اجتماعی و تجربه موفقیت جمعی وجود نداشته باشد، این ظرفیت به‌ تدریج مصرف می‌شود. نشانه‌های این فرسایش را می‌توان در تحریک‌پذیری، خشم روزمرّه، اختلال خواب، نگرانی دائمی، تعارض‌های خانوادگی، کاهش تمرکز، افت بهره‌وری، بی‌اعتمادی و احساس بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت عمومی مشاهده کرد.

به عقیده این روانپزشک، موضوع مهم پاسخ به این پرسش است که هزینه اصلی را کدام بخش جامعه می‌پردازد:‌ «فرسایش معمولاً تدریجی و نابرابر است. گروه‌های برخوردار می‌توانند با منابع مالی، ارتباطی و جغرافیایی خود را بیشتر محافظت کنند، اما گروه‌های کم‌درآمد، سالمندان، کودکان، زنان سرپرست خانوار، بیماران و افراد دارای مشاغل ناپایدار زودتر و شدیدتر آسیب می‌بینند.»

امیرحسین جلالی ندوشن همچنین گفته قابل پیش‌بینی نیست که جامعه به چه سمتی حرکت می‌کند:‌ «جامعه ممکن است به سمت انقباض بیشتر، مهاجرت، کاهش اعتماد، فردگرایی دفاعی و فاصله‌گرفتن مردم از یکدیگر حرکت کند. در این حالت هر فرد می‌کوشد خود و خانواده‌اش را جداگانه نجات دهد و ظرفیت اقدام جمعی کاهش پیدا می‌کند. اما مسیر دیگری نیز ممکن است: بازسازی تدریجی اعتماد و بازگشت امکان برنامه‌ریزی. این مسیر فقط با درخواست از مردم برای صبوری یا مثبت‌اندیشی ایجاد نمی‌شود. مردم بیش از توصیه‌های روانشناختی به نشانه‌های واقعی ثبات نیاز دارند.»

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۳ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=406976