دیوید اعتباری *- دونالد ترامپ این بار تهدید اقتصادی علیه جمهوری اسلامی را یک گام جلوتر برده است. موضوع دیگر فقط تحریم یک بانک، شرکت، نفتکش یا مقام حکومتی نیست. او هشدار داده هر کشوری که «هر نوع راه تنفسی» برای جمهوری اسلامی فراهم کند، ممکن است خود با پیامدهای اقتصادی روبرو شود. ۱

اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز از «سختترین تحریمهای تاریخ» علیه حکومت ایران سخن گفته و هدف را تا حد «فروپاشاندن رژیم» بالا برده است. معنای عملی چنین سیاستی روشن است: شرکای جمهوری اسلامی باید حساب کنند که ادامه رابطه با رژیم تهران در برابر خطر محدود شدن دسترسی به اقتصاد، بانکها و بازار آمریکا چه ارزشی دارد. اما این محاسبه برای همه یکسان نیست و واشنگتن نیز برای تحمیل آن باید هزینه سیاسی و اقتصادی بدهد. ۲
تحریم شبیه بستن کامل شیر آب نیست. اقتصاد و تجارت بیشتر به جریان آب شباهت دارند؛ اگر مسیر اصلی بسته شود، آب به دنبال شکاف یا مجرای دیگری میگردد. تحریم میتواند جریان را کندتر، گرانتر و پرخطرتر کند، اما لزوما آن را متوقف نمیکند. تجربه چند دهه تحریم جمهوری اسلامی نیز همین را نشان داده است: اروپا عقب رفته و آسیا جای بیشتری گرفته، بانکهای بزرگ کنار کشیدهاند و صرافیها، شرکتهای واسطه و روشهای غیردلاری انتقال پول جای آنها را گرفتهاند. هر مجرای تازه البته هزینه دارد؛ تخفیف بیشتر میشود، واسطه سهم میگیرد و بخشی از درآمد در طول مسیر از دست میرود.
چین مهمترین آزمون سیاست تازه واشنگتن است. بیش از ۸۰ درصد نفت دریابرد ایران راهی چین شده و برآورد شرکت کپلر نشان میدهد این کشور در سال ۲۰۲۵ بطور متوسط روزانه حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه نفت ایران را خریده است. ۳
در اطراف این تجارت، شبکهای از پالایشگاههای مستقل، واسطهها و روشهای پرداختی شکل گرفته که تماس محدودی با نظام مالی آمریکا دارند. تحریم یک شرکت کوچک واسطه یک چیز است؛ وادار کردن پکن به توقف بخش بزرگی از خرید نفت ایران چیز دیگری. چین هزینه و فایده خود را میسنجد و واشنگتن نیز باید حساب کند تا کجا حاضر است اختلاف با پکن را به بانکها، تجارت و زنجیره تأمین گسترش دهد. از بسنت هم وقتی از احتمال هدف قرار گرفتن چین به دلیل تجارت با جمهوری اسلامی پرسیده شد، وارد جزئیات نشد. همین احتیاط فاصله میان اعلام یک سیاست حداکثری و اجرای کامل آن را نشان میدهد. ۲
امارات نمونه متفاوتی است. این کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۰ درصد واردات ایران، به ارزش نزدیک ۲۱ میلیارد دلار، را تأمین میکرد و مقصد حدود ۱۳ درصد صادرات ایران بود؛ بخش مهمی از این تجارت از طریق صادرات مجدد دبی انجام میشد. ۳
اکنون امارات پس از تشدید تنش نظامی معاملات مالی و اقتصادی با حکومت ایران را متوقف کرده است. این تصمیم نشان میدهد تحریم زمانی اثر بیشتری پیدا میکند که محاسبه خود کشور ثالث نیز تغییر کند. اما ترکیه، عراق یا چین الزاما همان محاسبه را ندارند. ترکیه سالانه حدود پنج تا شش میلیارد دلار با جمهوری اسلامی تجارت داشته و نزدیک ۱۳ درصد گاز وارداتی خود را از ایران گرفته است؛ تجارت رژیم ایران و عراق نیز در سال ۲۰۲۵ از ۱۰ میلیارد دلار فراتر رفت و بغداد برای بخشی از برق خود به گاز ایران وابسته است. در مقابل، هند نمونهای است که فشار آمریکا توانسته رابطه تجاری آن با جمهوری اسلامی را بهشدت کاهش دهد. ۳، ۴
دولتها تنها بازیگران این محاسبه نیستند. شرکتها نیز جدا از دولتها حساب خود را میکنند. پس از خروج ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، توتال اعلام کرد بدون معافیت آمریکا از پروژه پارس جنوبی خارج خواهد شد و مرسک نیز فعالیت خود در ایران را متوقف کرد. برای شرکتی که تأمین مالی، بیمه و تجارتش به نظام مالی جهانی وابسته است، بازار ایران ممکن است ارزش خطر از دست دادن دسترسی به آمریکا را نداشته باشد. قدرت تحریم ثانویه آمریکا تا حد زیادی از همینجا میآید. ۵
اما قدرت اعمال فشار با توان حفظ آن یکی نیست. اگر هدف محاصره اقتصادی بلندمدت باشد، آمریکا باید این فشار را نه فقط بر جمهوری اسلامی، بلکه بر چین، ترکیه، عراق، شبکههای بانکی، شرکتهای کشتیرانی و دیگر واسطهها برای ماهها یا شاید سالها حفظ کند. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، گفته است ایالات متحده از نظر عملیاتی میتواند با چرخش شناورها محاصره دریایی را برای مدتی نامحدود ادامه دهد. ۶
مسئله این است که هزینه سیاسی چنین سیاستی هم نامحدود نیست. فشار بر عراق میتواند مشکلات برق و ثبات اقتصادی آن کشور را تشدید کند و برخورد جدی با بانکها و شرکتهای بزرگ چین خطر واکنش متقابل پکن را بالا ببرد. از سوی دیگر، اگر تحریم در اصل ابزاری برای بالا بردن قیمت یک توافق باشد، بخشی از همین محدودیتها ممکن است در برابر امتیازی که ترامپ کافی بداند کاهش یابد. بنابراین پایداری این سیاست به اندازه شدت آن اهمیت دارد. ۲
این مرحله تازه در زمانی آغاز میشود که اقتصاد ایران پیشاپیش بشدت آسیب دیده است. براساس آمار مرکز آمار ایران که رویترز گزارش کرده، نرخ تورم سالانه در ژوئیه به ۶۶ درصد و تورم مواد غذایی به ۱۲۸ درصد رسیده بود. حتی در بازار بنزین نیز شکاف دیده میشود: تولید روزانه حدود ۱۳۰ میلیون لیتر در برابر مصرف نزدیک ۱۳۷ میلیون لیتر. ۷
شواهد پژوهشی نشان میدهد این فشار میان همه گروههای جامعه به یک نسبت تقسیم نمیشود. مرتضی قومی، اقتصاددان پژوهشی بانک مرکزی اسپانیا، برآورد کرده است زیان تولید ناخالص داخلی واقعی ایران چهار سال پس از آغاز تحریمهای ۲۰۱۲ در اوج خود به حدود ۱۹.۱ درصد رسید و آثار فقر نیز میان گروههای مختلف یکسان نبود. ۹
محمدرضا فرزانگان، استاد اقتصاد خاورمیانه در دانشگاه ماربورگ آلمان، و نادر حبیبی، استاد اقتصاد خاورمیانه در دانشگاه برندایس آمریکا، نیز نتیجه گرفتهاند تحریمهای پس از ۲۰۱۲، بسته به روش محاسبه، اندازه طبقه متوسط ایران را در فاصله ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۹ بطور متوسط سالانه حدود ۱۲ تا ۱۷ واحد درصد کمتر از وضعیتی کرده که بدون تحریم میتوانست وجود داشته باشد. ۱۰
این اثر را میتوان در مسیر انتقال هزینه دید: نفت با تخفیف فروخته میشود، انتقال پول گرانتر میشود، واسطه سهم خود را میگیرد و واردکننده هزینه را روی قیمت کالا میکشد. در انتهای این زنجیره خانوادهای قرار دارد که دیگر کسی نیست هزینه را به او منتقل کند. در جهت معکوس، عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی و وزیر پیشین اقتصاد، پس از تفاهم موقت رژیم تهران و واشنگتن در ژوئن گفته بود کاهش محدودیت صادرات نفت و بهبود دسترسی به داراییهای خارجی امکان اختصاص اولیه دو میلیارد دلار برای صنایع و واردات کالاهای ضروری را فراهم کرده است. همین نمونه نشان میدهد باز یا بسته شدن این مجراها تا چه اندازه میتواند مستقیما بر زندگی روزمره اثر بگذارد. ۸
بخشهایی از هسته سخت قدرت در موقعیت متفاوتی قرار دارند. گزارش رویترز در ژوئن امسال تأکید کرد که سپاه پاسداران طی سالهای تحریم، شبکه اقتصادی بزرگی ساخته و مهارت و ابزار فعالیت در چنین محیطی را بدست آورده است. ۱۱
این به آن معنا نیست که تحریم برای نهادهای حکومتی بیهزینه بوده؛ پژوهشهای دانشگاهی نشان دادهاند منافع اقتصادی نخبگان سیاسی نیز آسیب میبیند. تفاوت در توان سازگاری و انتقال هزینه است. وقتی تجارت رسمی عقب مینشیند و اقتصاد به مجوز، شبکه، دسترسی و واسطه وابستهتر میشود، کسانی که همین ابزارها را در اختیار دارند میتوانند سهم بیشتری از اقتصاد محدودشده را کنترل کنند. در نتیجه، سیاستی که برای تضعیف ساختار قدرت طراحی شده ممکن است همزمان جامعه را ضعیفتر و وزن نسبی بعضی از سختترین بخشهای همان ساختار را بیشتر کند. ۱۲
در نهایت، مسئله به هدف سیاسی برمیگردد. اگر هدف آوردن جمهوری اسلامی به میز مذاکره باشد، فشار اقتصادی میتواند اهرم ایجاد کند؛ تجربه منتهی به برجام، نشان داد فشار همراه با یک راه خروج سیاسی میتواند رژیم تهران را به پذیرش محدودیتهای مشخص و قابل اندازهگیری وادار کند. اما مذاکره با تغییر پایدار رفتار یکی نیست. جمهوری اسلامی در برابر فشار بارها روشهای خود را عوض کرده: مجرای فروش نفت، شریک تجاری، شیوه انتقال پول و شبکههای واسطه. اگر هدف این بار تغییر رفتار بنیادین است، باید روشن باشد چرا انتظار میرود نتیجه متفاوت باشد. و اگر هدف، چنانکه بسنت گفته، فروپاشی حکومت است، باید پرسید چه شواهدی وجود دارد که فشار اقتصادی بیشتر الزاما به فروپاشی سیاسی منجر میشود. ۲
جنگ ماههای اخیر همین پرسش را در سطحی بزرگتر مطرح کرده است. جنگی که با حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد، نزدیک به شش ماه ادامه یافته و دو تلاش برای آتشبس نیز دوام نیاورده است. پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت تجارتشده جهان از تنگه هرمز عبور میکرد و اختلال در این آبراه هزینه بحران را به بازار جهانی انرژی، کشتیرانی و کشورهای همسایه منتقل کرده است.۱
فشار نظامی، محاصره و تحریم اقتصادی همگی ابزارند. اگر هدف تغییر رفتار جمهوری اسلامی است، باید معلوم باشد کدام رفتار و با چه معیار قابل سنجشی باید تغییر کند تا فشار پایان یابد. اگر هدف توافق است، چه توافقی؟ و اگر هدف سقوط حکومت است، چه زنجیرهای از فشار قرار است به آن نتیجه سیاسی منتهی شود؟ بدون نقطه پایان روشن، ابزار میتواند جای هدف را بگیرد.
آزمون واقعی تحریم جدید جمهوری اسلامی تعداد بشکههای حذفشده از بازار یا میزان سقوط ریال نیست. اینها شدت فشار را نشان میدهند، نه موفقیت سیاست را. مسئله اصلی این است که آیا ترامپ قصد و توان سیاسی دارد این فشار را تا رسیدن به هدفی روشن ادامه دهد و حتی اگر چنین کند، آیا جمهوری اسلامی رفتار بنیادین خود را تغییر خواهد داد یا بار دیگر مجرای تازهای برای سازگاری پیدا میکند.
اگر این بار تفاوتی وجود دارد، باید در نتیجه سیاسی آن دیده شود، نه فقط در شدت درد اقتصادی. وگرنه همان الگوی آشنا تکرار میشود: مسیر اصلی آب بسته میشود، حکومت مجرای دیگری پیدا میکند، صاحبان دسترسی در طول مسیر سهم خود را برمیدارند و در انتها آنچه کمتر و گرانتر به مردم میرسد، سهم جامعهای است که نه در تصمیمهای هستهای و منطقهای حکومت نقشی داشته، نه جنگ را انتخاب کرده و نه در وضع تحریمها سهمی داشته است.
* دیوید اعتباری نویسنده کتاب «فراتر از ایدئولوژی: نقشه راه فنسالارانه بهسوی ایرانی آزاد»، از بنیانگذاران سازمان Stop Child Executions و از نظریهپردازان گذار ساختارمند، دموکراتیک و فنسالار در ایران است.
منابع
- رویترز، ۲۰ اوت ۲۰۲۶، «ترامپ کشورهایی را که به جمهوری اسلامی کمک اقتصادی کنند به پیامدهای اقتصادی تهدید کرد»
- رویترز، ۲۰ اوت ۲۰۲۶، گزارش اظهارات اسکات بسنت درباره تحریمهای تازه حکومت ایران، چین و هدف اعلامشده دولت آمریکا
- رویترز، ۲۰ اوت ۲۰۲۶، «ترامپ، جمهوری اسلامی را به انزوا تهدید میکند؛ شرکای تجاری رژیم ایران چه کشورهایی هستند؟»
- رویترز، ۱۹ اوت ۲۰۲۶، گزارش درباره توقف معاملات مالی و اقتصادی امارات با حکومت ایران و نقش دبی در تجارت دو کشور
- رویترز، ۲۰۱۸، گزارش درباره شرکتهای بینالمللی در معرض تحریمهای آمریکا پس از خروج واشنگتن از برجام
- رویترز، ۱۳ اوت ۲۰۲۶، گزارش درباره توان اعلامشده آمریکا برای ادامه محاصره دریایی جمهوری اسلامی و فشار بر عرضه نفت
- رویترز، ۱۷ اوت ۲۰۲۶، گزارش درباره تورم، فشار معیشتی، وضعیت بنزین و نگرانی از تشدید فشار اقتصادی در ایران
- رویترز، ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶، گزارش اظهارات عبدالناصر همتی درباره افزایش دسترسی به منابع ارزی و اختصاص دو میلیارد دلار
- مرتضی قومی، «چه کسی از تحریم میترسد؟ آثار کلان اقتصادی و توزیعی تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران»، Economics & Politics، ۲۰۲۲
- محمدرضا فرزانگان و نادر حبیبی، «اثر تحریمهای بینالمللی بر اندازه طبقه متوسط ایران»، European Journal of Political Economy، ۲۰۲۵
- رویترز، ۲۰ ژوئن ۲۰۲۶، گزارش درباره گسترش شبکه اقتصادی سپاه پاسداران در سالهای تحریم
- لیان استیکلند و نله وارینیر، پژوهش درباره آثار تحریم بر منافع اقتصادی نخبگان سیاستگذار ایران، The Economic Journal، ۲۰۲۳
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

