تنگه هرمز از زمان آغاز جنگ اخیر، قدرتمندترین اهرم جمهوری اسلامی بود اما آکسیوس ۲۹ اوت (۷ شهریور) به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که طی دو ماه گذشته، ارتش آمریکا به تدریج توان جمهوری اسلامی ایران برای اعمال فشار و استفاده از اهرم خود بر این آبراه حیاتی را کاهش داده است.

آکسیوس مینویسد، آنچه شش ماه پیش با هدف تضعیف توان موشکی رژیم ایران و نابودی آنچه از برنامه هستهای آن باقی مانده بود آغاز شد، اکنون به نبردی نامحدود بر سر مهمترین گذرگاه انرژی جهان تبدیل شده است.
مقامات آمریکایی میگویند، ورق را در تنگه هرمز برگرداندهاند و معتقدند این تحول میتواند نقطه عطفی در جنگ باشد؛ نقطهای که نهتنها به کاهش تدریجی فشار بر اقتصاد جهانی منجر شود، بلکه زمینه را برای دستیابی به توافقی بهتر با رژیم ایران فراهم کند.
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در مصاحبه تلفنی با آکسیوس گفت: «این لعنتی [تنگه هرمز] باز است. واکنش [حکومت] ایران خیلی ملایم است. آنها نمیخواهند ما دوباره به سراغشان برویم. کل ماجرا همین است. بقیه دیگر اهمیتی ندارد.»
وقتی جنگ آغاز شد، تنگه هرمز باز بود، نفت بدون وقفه به بازارهای جهانی انرژی منتقل میشد و قیمت نفت خام برنت حدود ۷۲ دلار برای هر بشکه بود.
دو مقام اسرائیلی میگویند، تصمیم برای بستن تنگه هرمز در زمان دریادار علیرضا تنگسیری فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرفته شد.
در ۷۲ ساعت نخست جنگ، حکومت ایران اعلام کرد تنگه را میبندد و هشدار داد نفتکشهایی را که برای عبور از آن تلاش کنند، هدف قرار خواهد داد.
اما تنگسیری پشت پرده دستوری صادر کرد که شرایط را بطور چشمگیری تشدید کرد. به گفته مقامات اسرائیلی و آمریکایی، او دستور داد مینهای دریایی در «سامانه تفکیک ترافیک دریایی» (TSS)، یعنی مسیر اصلی بینالمللی کشتیرانی در تنگه، کار گذاشته شوند.
تنگسیری سه هفته بعد در حمله هوایی اسرائیل در بندرعباس کشته شد. حملات جمهوری اسلامی به کشتیها و تهدید به مینگذاری، کشتیرانی تجاری را عملاً متوقف کرد. طی دو ماه بعد، قیمت نفت خام برنت به شدت افزایش یافت و تا ۱۲۶ دلار در هر بشکه بالا رفت.
ترامپ در ۸ آوریل با آتشبس موافقت کرد؛ بخشی از این تصمیم در واکنش به افزایش قیمت بنزین در آمریکا و فشار بر بازارهای انرژی بود؛ دقیقاً همان فشار اقتصادیای که رژیم ایران میخواست ایجاد کند.
بازگشایی تنگه، یکی از ارکان اصلی «تفاهمنامه اسلامآباد» میان آمریکا و جمهوری اسلامی بود که دو ماه بعد به امضاء رسید. اما تنگه هرگز بطور کامل باز نشد و این توافق نیز خیلی زود فرو پاشید.
پس از شکست تفاهمنامه، ارتش آمریکا تلاش کرد به صورت یکجانبه تنگه را باز کند. این تلاش شامل چندین اقدام بود:
یک عملیاتی نظامی توسط آمریکا با همکاری امارات متحده عربی، هدایت کشتیها را از مسیر جنوبی تنگه آغاز کرد و در حالی که برای آنها پوشش هوایی فراهم میکرد، حملات پهپادی و موشکهای کروز توسط جمهوری اسلامی را رهگیری میکرد.
کارزار بمباران دو هفتهای آمریکا، توان سپاه پاسداران برای حمله به کشتیهایی را که از تنگه عبور میکردند، بطور قابل توجهی کاهش داد.
در عملیات مینروبی نیز غواصان نیروی دریایی، نیروهای «سیل» (Navy SEALs)، پهپادهای زیرسطحی و سطحی و پیمانکاران خصوصی برای شناسایی و خنثیسازی مینها مشارکت داشتند.
محاصره بنادر ایران مجدد برقرار شده و اگرچه تعداد کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند و همچنین میزان نفت صادرشده از این مسیر همچنان بسیار کمتر از سطح پیش از جنگ است، اما وضعیت میدانی بهبود یافته است. مقامات آمریکایی میگویند جمهوری اسلامی بخش زیادی از کنترل خود بر تنگه را از دست داده و ارتش آمریکا عملاً کنترل بیشتر بخشهای آن را در دست دارد.
جمهوری اسلامی همچنان به سمت کشتیها شلیک میکند، اما توانایی آن برای هدف قرار دادن دقیق آنها محدود شده است. یک مقام آمریکایی گفت که تنها ۲ درصد از کشتیهایی که طی ماه گذشته از تنگه عبور کردهاند، هدف قرار گرفتهاند.
بیش از ۲۰۰ شیء شبیه مین از مسیر اصلی تنگه پاکسازی شده است. مقامات آمریکایی میگویند تنها ۱۱ مورد از آنها واقعاً مین بودهاند و فقط تعداد اندکی از این مینها به درستی در آب کار گذاشته شده بودند.
به گفته مقامهای آمریکایی، طی هفتههای اخیر تردد در مسیر جنوبی تنگه در قلمرو عمان به ۲۰ تا ۳۰ نفتکش در هر شب رسیده که بطور متوسط ۹ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت حمل میکنند. این میزان تقریباً نیمی از حجم پیش از جنگ است.
دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام، پنجشنبه ۲۷ اوت در ویدئویی گفت: «ما در تنگه هرمز به یک نقطه عطف مهم دست یافتهایم. مسیرهای دریایی به رسمیت شناختهشده بینالمللی در تنگه، از مینهای دریایی جمهوری اسلامی ایران پاک شدهاند. حرف آخر اینکه مسیرهای کشتیرانی بینالمللی باز هستند و روند حرکت رو به جلو در حال شتاب گرفتن است.»
با اینهمه کارشناسان نفت و ردیابهای نفتکشها نسبت به این ادعا که حجم واقعی عبور نفت و کشتیها تا این اندازه بالاست، تردید دارند. مقامهای آمریکایی میگویند این گروهها میزان واقعی تردد را کمتر از حد واقعی برآورد میکنند.
گزارشهای دورهای درباره هدف قرار گرفتن نفتکشها با پرتابه نیز، باوجود تضمینهای آمریکا، پرسشهایی درباره ایمنی کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز ایجاد کرده است.
عملیات آمریکا برای از سر گرفتن صادرات نفت نشانههایی از شتاب گرفتن دارد. امارات متحده عربی، بحرین و کویت تا کنون به این طرح پیوستهاند و انتظار میرود عربستان سعودی نیز به آن ملحق شود. مقامات آمریکایی امیدوارند قطر نیز به زودی انتقال نفتکشهای حامل گاز مایع (LNG) از مسیر تحت حفاظت آمریکا را آغاز کند.
آمریکا همچنین امیدوار است تا اواسط سپتامبر مسیر اصلی تنگه را به اندازهای گسترش دهد که دستکم ۵۰ کشتی بتوانند هر شب وارد خلیج فارس شده یا از آن خارج شوند. هدف، رساندن صادرات نفت به ۶۰ تا ۷۰ درصد سطح پیش از جنگ است.
دو منبع منطقهای به آکسیوس گفتند که جمهوری اسلامی طی روزهای اخیر بار دیگر علاقه خود به مذاکرات را نشان داده است.
پاکستان و قطر برای میانجیگری میان جمهوری اسلامی و آمریکا تلاش میکنند اما دستکم در مواضع علنی، زمامداران ایران همچنان بر همان مواضع قبلی خود پافشاری کرده و خواستار اجرای تفاهمنامه از سوی آمریکا و ارائه شرایطی برای بازگشایی تنگه هستند.
در حال حاضر، رئیس جمهوری آمریکا میگوید علاقهای به مذاکره با رژیم ایران ندارد. ترامپ روز پنجشنبه در «تروث سوشال» نوشت: «من نمیخواهم ملاقات کنم، آنها میخواهند. درواقع، آنها التماس میکنند که به توافق برسیم.» با این حال، استیو ویتکاف نماینده ویژه کاخ سفید همچنان با قطریها و دیگر میانجیها در حال گفتگو است.
مذاکرهکنندگان آمریکایی میخواهند ببینند آیا محاصره آمریکا، کارزار فشار اقتصادی و افزایش فشار اهرم واشنگتن در تنگه هرمز میتواند رژیم ایران را به تعدیل مواضع آن وادار کند یا نه.
مقامات آمریکایی معتقدند تغییر شرایط در تنگه هرمز، دست دولت ترامپ را در هرگونه مذاکره آینده با حکومت ایران قویتر کرده است.

