یک جامعهشناس ساکن ایران با بیان اینکه «در حوزه اجتماعی، هر روز روح و روان مردم خراش میخورد»، هشدار داده: «جامعه به شدت آبستن اعتراضات و تکرار دیماه دیگری است.»

جبار رحمانی جامعهشناس و عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی معتقد است، جامعه ایران به علت مشکلات انباشته اقتصادی و فشارهای اجتماعی ظرفیت بروز اعتراضات سراسری بزرگی مانند دیماه ۱۴۰۴ را دارد.
این جامعهشناس توضیح داده که جمهوری اسلامی با آغاز جنگ به دنبال پیاده ساختن مدل «بسیج عمومی» است که در آن «دولت مردم را در صحنه نگه میدارد و یک مقاومت مردمی شکل میدهد و زیرساختهایی را هم برای تقویت این مقاومت ایجاد میکند».
او گفته: «در چنین مدلی، فرض بر این میشود که ما همچنان در حالت جنگیدن هستیم و نمیتوانیم کوتاه بیاییم و مردم باید فشار را تحمل کنند و در نتیجه زندگی و رفاه معمول خانوادهها به تعویق میافتد و کیفیت زندگی کاهش مییابد.»
جبار رحمانی افزوده، این مدل الگویی از مدلهای شوروی سابق است و «در چنین شرایطی آزادی اجتماعی نیز کاهش مییابد و عملا حالت آمادهباش جنگی، به کل جامعه تسرّی پبدا میکند. در این مدل همواره تصور پیروزی داریم و بر تداوم مقاومت تاکید میکنیم. این مدل اگرچه میتواند باعث ایجاد انسجام مقطعی شود، اما در نهایت، جامعه را به لحاظ اجتماعی و فرهنگی تهی میکند.»
او با اشاره به مشکلات اقتصادی گفته: «در مجموع، اقتصاد کشور خوابیده و انتظار ابرتورم وجود دارد و چشمانداز کلان اقتصاد مبهم است و با افزایش هر روزه قیمتها مواجهیم و بیش از سهچهارم جامعه هم اقناع نمیشود که چرا باید این وضعیت را تحمل کند و صرفا در یک فشار روانی قرار دارد.»
جبار رحمانی همچنین گفته: «هرچه جلوتر میرویم، تابآوری، امیدواری و همبستگی جامعه و چشمانداز آن نسبت به آینده، فرسوده میشود». وی تأکید کرده، حتی جمعیت حامیان حکومت در تجمعات شبانه نیز با کاهش روبرو شده است.
به عقیده این جامعهشناس فضای رادیکال در میان جامعه نیز در حال شکلگیری است و در حالی که تأکید دارد «جامعه به شدت آبستن اعتراضات و تکرار دیماهی دیگر است»، گفته که «هر دو سر طیف افراطی میتوانند به سمت رادیکالیسم افراطی بروند؛ یعنی این احتمال وجود دارد که حتی مردم در مقابل مردم قرار گیرند.»
او همچنین افزوده: «لحظه انفجار قابل پیشبینی نیست، اما این فشار داخل جامعه وجود دارد و اتفاقا با توجه به اینکه جلوی عوامل ایجاد نارضایتی گرفته نمیشود، هرچه این فشار اعتراضی در جامعه دیرتر خالی شود، بزرگتر و انبوهتر میگردد.»
عضو هیئت علمی موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی ادعا کرده: «بخشی از حاکمیت واقعا میخواهد بطور زیرساختی، قواعد و رویهها را اصلاح کند تا به یک بازسازی موفق برسد، اما بخشی دیگر، حتی با اینکه چند سالی کشور مانند شعب ابیطالب شود هم مشکلی ندارند و مدام مردم را دعوت به مقاومت میکنند». وی ادامه داده: «خب، در شرایطی که مردم در تأمین دارو و معیشت خود دچار مشکلات فراوان هستند و هر روز فقیرتر میشوند، چطور میتوانند مقاومت کنند؟»
او در ادامه افزوده: «نتایج یک پیمایش اخیر، نشان میدهد میل به مهاجرت در میان ایرانیان، حدود ۸ درصد کاهش یافته است. این بدین معنا نیست که مردم دوست دارند در ایران بمانند، بلکه حاکی از رسیدن مردم به اوج ناامیدی است. در حقیقت جامعه آنقدر مأیوس شده که دیگر امیدی به هیچ تغییری در زندگیاش ندارد و فقط میخواهد چند صباح باقیمانده از عمر خود را بگذراند.» این ادعا در حالیست که برخی تحلیلگران معتقدند اگر پس از دو جنگ اخیر و سرکوب خونین دیماه، موج مهاجرت از ایران به راه نیفتاده اتفاقا به این دلیل است که مردم با توجه به شرایط کنونی و تضعیف شدید و همهجانبهی رژیم، امید به تغییرات بنیادین با سقوط جمهوری اسلامی دارند و همین آنها را در کشور نگه داشته است.
جبار رحمانی همچنین گفته: «به نظر میرسد دولت همچنان در مرحلهای است که باید جامعه را از این وضعیت بحرانی معیشت خارج کند و جلوی بر هم ریختن جامعه را بگیرد. ما هنوز وارد بازسازی اجتماعی نشدهایم و همچنان همان تفکر کلیشهای در بین مسئولین وجود دارد که «جنگ تمام شود، به بازسازی فکر میکنیم»، در حالی که بازسازی پساجنگ، از همان دوران جنگ آغاز میشود، اما دولت هنوز درگیر ضروریات اولیه است.»




