یکی از بازرسان آموزشوپرورش در ویدئویی که به تازگی منتشر شده درباره ترک تحصیل دانشآموزان در تهران هشدار داده و گفته: «از یک مدرسه ۴۰۰ نفره، حدود ۷۰ دانشآموز از ادامه تحصیل بازماندهاند». این اظهارات بار دیگر موضوع ترک تحصیل دانشآموزان را در شرایطی که هزینه تحصیل با افزایش دو تا سه برابری روبروست و اکثر جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارند برجسته کرده است.

اعداد و ارقام از افزایش سرسامآور هزینه تحصیل در ایران حکایت دارند. افزایش دو تا سه برابری نوشتافزار، لباس فرم مدرسه، کیف، کفش و سرویس حمل و نقل و شهریه از جمله بحرانهای مالی خانوارهایی است که فرزند دانشآموز دارند.
مهدی کلانتری، فعال صنفی نوشتافزار، در گفتگو با وبسایت «دیدهبان ایران» گفته است، قیمت کاغذ نسبت به سال گذشته بیش از ۳۰۰ درصد افزایش یافته؛ افزایشی که مستقیما هزینه تولید دفتر و دیگر محصولات کاغذی را بالا برده است.
به گفته او، قیمت سایر اقلام نوشتافزار نیز دستکم ۵۰ درصد افزایش یافته و میزان گرانی برخی کالاها از ۲۰۰ درصد فراتر رفته است.
مهدی کلانتری گفته میزان افزایش قیمت به نوع کالا، مواد اولیه، برند و وابستگی آن به واردات بستگی دارد. محصولات داخلی عموما افزایش قیمت کمتری داشتهاند، اما اقلام وابسته به واردات و مواد اولیه خارجی بیشتر گران شدهاند.
بر اساس توضیحات این فعال صنفی، «در بازار فعلی، کالاهای مشابه حتی با قیمتهای متفاوت عرضه میشوند. بخشی از محصولات موجود، از ذخایر سال گذشته و با قیمتهای قدیمی است، در حالی که کالاهای تازه با هزینههای جدید تولید و واردات به بازار رسیدهاند.»
بر اساس گزارشها، سقوط قدرت خرید خانوارها از سال گذشته تا کنون به حدی عمیق بوده که موج مهاجرت گسترده کودکان از مهدکودکها و مدارس خصوصی و غیرانتفاعی به مهدها و مدارس دولتی را به دنبال داشته است.
با اینهمه حتی کودکان در مدارس دولتی نیز باید کیف و کفش و لباس فرم و نوشتافزار و… تهیه کنند. این در حالیست که برخلاف آنچه در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده، تحصیل در مدارس دولتی نیز رایگان نیست و ارقام مختلفی تحت شهریه و کمک به مدرسه و… از اولیا دریافت میشود.
به این ترتیب بسیاری از خانوارهایی که با درآمدهای ناچیز به زیر خط فقر سقوط کردهاند نه تنها توان مالی پوشش هزینههای تحصیل فرزندان خود را ندارند بلکه بخشی از آنها نیازمند اشتغال فرزندان برای کمک به مخارج خانواده هستند. اینهمه سبب شده که دامنه ترک تحصیل دانشآموزان از مناطق محروم به شهرهای بزرگ و پایتخت نیز برسد.
به تازگی ویدئویی از یکی از بازرسان آموزش و پرورش در پایتخت منتشر شده که درباره ترک تحصیل دانشآموزان در تهران هشدار داده و میگوید: «از یک مدرسه ۴۰۰ نفره، حدود ۷۰ دانشآموز از ادامه تحصیل بازماندهاند».
اگرچه آمار دقیق و شفافی از آمار کودکان ترک تحصیل کرده در ایران در دست نیست اما وزارت آموزش و پرورش مجموع بازماندگان از تحصیل در سال ۱۴۰۴ را ۹۱۹ هزار و ۸۵۵ نفر اعلام کرده است. کارشناسان آموزش این رقم را کمتر از آمار واقعی ارزیابی کرده و هشدار میدهند امسال با توجه به وضعیت وخیم اقتصادی و تورم فزاینده، شمار ترک تحصیل دانشآموزان افزایش قابل توجهی خواهد یافت.
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش، در گفتگو با وبسایت «فرارو» گفته: «روند کلی در ایران، متأسفانه، این شده است که بچهها به دلایل متفاوت از تحصیل بازمیمانند. اقتصاد یکی از نکتههای مهم است. خانوادهها تحت فشارند و هزینههای زندگی افزایش پیدا کرده است.»
او ادامه میدهد: «یکی از دغدغههای خانوادهها، مسئله آموزش و تحصیل است. آموزش و تحصیل یک امر فرهنگی است و معمولا در بحرانهای اقتصادی و شکلهای دیگر بحران، بخشهای فرهنگی آسیب میبینند؛ که در اینجا آموزش است. به هر حال، به نظر من اقتصاد، بهویژه برای خانوادههای زیر خط فقر، میتواند در ترک تحصیل فرزندانشان تعیینکننده باشد.»
به گفته این کارشناس، «هزینه تحصیل فقط شهریه نیست؛ سرویس، لباس فرم، لوازمالتحریر و هزینههای جانبی نیز بر تصمیم خانوادهها اثر میگذارد. در تهران، نرخ سرویس مدارس بر پایه مسافت، نوع خودرو و شرایط مسیر تعیین میشود و گزارشهای منتشرشده از ارقام سالانه بسیار متفاوتی حکایت دارد.»
محمدرضا نیکنژاد میگوید: «نه تنها در ایران، بلکه در جهان، مدرسه با این بحران روبرو است. آموزش رسمی در جهان و البته در ایران دچار بحران است. این بحران به این معناست که مدرسه حرف تازه یا حرف دندانگیری برای بچهها ندارد؛ غیر از اینکه عموما نوعی نظم پادگانی در آن وجود دارد.»
او افزوده: «از سوی جامعه و همچنین مدرسه، مدیران، معاونان و معلمان، فشارهایی بر دانشآموز وارد میشود. در برابر تحمل این فشارها، آنقدر چیزی برای بچهها وجود ندارد که بخواهند در آن چارچوب بمانند و آن را تحمل کنند.»
محمدرضا نیکنژاد افزوده: «سال گذشته تعطیل شد، اما هزینه سرویس برای بعضی خانوادهها و بعضی مسیرها تا ۱۰ میلیون تومان بود. تعیین قیمت به مسیر بستگی دارد و امسال احتمالا بسیار بالاتر از این قیمت باشد. شرکت واسطه و نگاه مدیر هم بر آن اثرگذار است.»
او گفته «سرویس گاهی برای بعضی مدارس، یک منبع درآمد هم هست؛ یعنی درصدی از پولهایی که گرفته میشود به مدرسه تعلق میگیرد. مثلا در بعضی مدارس، لباس فرم که تهیه میکنند، قراردادی است و اگر مبلغی از خانوادهها گرفته شود، بخشی از آن برای بخش دیگر مدرسه هزینه میشود.»
بر اساس تأکید محمدرضا نیکنژاد، آموزش رسمی باید بتواند با زندگی امروز و آینده دانشآموز ارتباط برقرار کند: «آموزش باید به گونهای باشد که برای امروز و فردای دانشآموز مفید باشد. امروز آموزش و پرورش ایران و شاید بخشهایی از نظام آموزشی در دیگر کشورهای جهان نیز حرفی برای امروز و فردای دانشآموز ندارد. به همین دلیل، بسیاری از دانشآموزان تمایل چندانی به حضور در مدرسه ندارند. اینکه بخواهند به اجبار در کلاسی بنشینند که چیزی برایشان ندارد، چرا باید انجام شود؟»
او در بخش دیگری از این گفتگو به عبارت «بازمانده از تحصیل» و «ترک تحصیل» اشاره کرده است؛ دو مفهومی که به گفته نیکنژاد، در عمل مرز کاملا مشخصی میان آنها وجود ندارد.
نیکنژاد درباره تفاوت این دو مفهوم گفته: «ترک تحصیل به نوعی اقدامی خودخواسته است؛ البته مرز مشخص و خطکشی دقیقی میان این دو وجود ندارد. بعضی افراد به دلیل قرار گرفتن در شرایط نامناسب، به شکل خودخواسته از تحصیل خارج میشوند. در برخی موارد نیز این تصمیم با خانواده هماهنگ شده یا فرد به دلیل شرایط موجود ناگزیر به ترک تحصیل میشود. در هر حال، شرایطی که در جامعه وجود دارد، بر این تصمیمها تأثیر میگذارد.»
او درباره مفهوم «بازماندگی از تحصیل» نیز گفته: «در مورد بازماندگی از تحصیل، آموزش و پرورش به دلیل شرایط موجود، توان پوشش دادن همه بخشها را ندارد و در نتیجه تعدادی از دانشآموزان از تحصیل بازمیمانند.»




