شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی از کشورهای منطقه درخواست کمک کرده و غیرمستقیم به اسرائیل نیز متوسل شده است. این در حالیست که دونالد ترامپ نسبت به مداخلهی مستقیم برای حمایت از عربستان تردید دارد.
در شرایطی که نیروهای تحت حمایت ریاض در یمن پس از حملهی حوثیها مجبور به عقبنشینی گسترده شدهاند، شاهزاده محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی از کشورهای خاورمیانه درخواست کمک کرده و بطور غیرمستقیم از طریق فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) به اسرائیل نیز متوسل شده است. هدف این درخواست، دریافت اطلاعات و کمک برای جلوگیری از مسدودشدن تنگهی بابالمندب توسط گروه تروریستی و نیابتی حوثیها است که از سوی رژیم ایران از همه نظر حمایت میشوند. این در حالیست که رئیس جمهور آمریکا نسبت به مداخلهی مستقیم برای حمایت از عربستان تردید دارد اما گزینهی نظامی را همچنان روی میز نگه داشته است.

بر اساس گزارش روزنامه «اسرائیل هیوم» به نقل از مقامات دیپلماتیک منطقه، درخواست بن سلمان بطور مستقیم به کشورهای خلیج فارس و مصر ارسال شده است. دولت اسرائیل ولی از مسیر غیرمستقیم سنتکام، مرکز فرماندهی نظامی آمریکا در خاورمیانه، مورد مراجعه قرار گرفته تا با ارائهی اطلاعات و حمایت، مانع تسلط حوثیها بر گذرگاه حیاتی بابالمندب در دریای سرخ شود.
شاهزاده محمد بن سلمان در پیامهای خود هشدار داده که بستهشدن تنگه بابالمندب نه تنها صرفا جنگ عربستان نیست بلکه بحرانی است که کل منطقه و اقتصاد جهانی را تهدید میکند. او تاکید کرده خسارت اقتصادی ناشی از انسداد این تنگه میتواند از بستهشدن تنگه هرمز نیز بیشتر باشد.
تنگه بابالمندب مسیر اتصال خلیج عدن به دریای سرخ، کانال سوئز و خلیج ایلات (عقبه) است. نفتکشها و کشتیهای حامل گاز طبیعی مایع در هر دو جهت از آن عبور میکنند. از یکسو نفت کشورهای خلیج فارس، از جمله امارات که همچنان از طریق خط لولهی فجیره نفت صادر میکند، از این مسیر به اروپا میرود و از سوی دیگر نفتکشهای سعودی از بندر ینبع در دریای سرخ به شرق آسیا حرکت میکنند.
با احتمال عملی شدن تهدید انسداد بابالمندب، عربستان مجبور شده نفتکشهای خود را از مسیری طولانیتر در اطراف آفریقا عبور دهد و اخیرا نیز اعلام کرده ارسال نفت از طریق این خط لوله را به دلیل حملات متوقف کرده است.
مصر نیز در این معادله جایگاه ویژهای دارد. مقامات سعودی به قاهره گفتهاند که بستهشدن بابالمندب، کانال سوئز را که یکی از منابع اصلی درآمد مصر است، تحت تاثیر قرار میدهد و عملا این کشور را به گروگان حوثیها تبدیل خواهد کرد. دیپلماتهای خلیج فارس میگویند، قاهره از موضع بن سلمان حمایت کرده و حتی خود نیز به آمریکاییها مراجعه کرده است. مصر پیشتر در حال بررسی پیوستن به پیمان دفاعی میان عربستان، پاکستان و ترکیه موسوم به «پیمان مکه» بود؛ اما این تحولات ممکن است محاسبات قاهره را تغییر دهد.
رهبران پاکستان و ترکیه که حدود یک ماه پیش توافق دفاعی مشترک با بن سلمان امضاء کرده بودند، اکنون عملا از درگیری کنار کشیدهاند و بجای حمایت از همپیمان خود، به «تلاشهای میانجیگرایانه»ی روی کاغذ با حوثیهای متحد و نیابتی جمهوری اسلامی بسنده کردهاند. این رفتار برخلاف «پیمان مکه» نشان میدهد هیچیک از این دو کشور حاضر به تقابل با رژیم ایران نیستند و دستکم در حال حاضر عربستان را در این کارزار تنها گذاشتهاند.
در این میان ایالات متحده نیز اشتیاق چندانی برای ورود مستقیم نشان نمیدهد. با اینهمه دریاسالار برد کوپر فرمانده سنتکام برای ارزیابی میدانی به عربستان رفته و کمکهای موجود را تقویت کرده است.
اکنون مستشاران نظامی آمریکا در پادشاهی سعودی حضور دارند و هماهنگی اطلاعاتی و عملیاتی را بر عهده گرفتهاند. با این حال، مقامات در خلیج فارس و آمریکا میگویند دونالد ترامپ در این مرحله تمایلی به ارائهی کمک نظامی مستقیم به ریاض ندارد.
در عین حال، واشنگتن در حال بررسی حملات هوایی علیه نیروهای حوثی است که در روزهای اخیر به مواضع مشرف به بابالمندب رسیدهاند. به گفتهی یک مقام آگاه، شرط آغاز این حملات استقرار رادارها و پرتابگرهای موشک در مواضع تصرفشده است.
حوثیهای مورد حمایت حکومت ایران، از نوامبر ۲۰۲۳ حملات به کشتیرانی در تنگه بابالمندب را به بهانهی حمایت از فلسطینیها پس از جنگ غزه آغاز کردند. همزمان آمریکا، اسرائیل و ائتلاف بینالمللی کارزار طولانی حملات هوایی و موشکی علیه اهداف حوثی به راه انداختند.
با وجود این کارزار، واشنگتن در ماه مه ۲۰۲۵ بطور غیرمنتظره آتشبس جداگانهای با حوثیها امضاء کرد که عبور کشتیها از سر گرفته شد، هرچند کشتیهای مرتبط با اسرائیل از این توافق مستثنا ماندند. این تصمیم در آن زمان با انتقاد اسرائیل مواجه شد اما یک ماه بعد اسرائیل با حمایت آمریکا عملیات «غرش شیران» را علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد و آتشبس با حوثیها به حاشیه رفت.
حوثیها اخیرا در یک ضدحمله، بندر استراتژیک «مخا» را تصرف کرده و جزیرهی «زُقَر» را نیز از طریق عملیات دریایی اشغال کردهاند. گزارشها و تصاویر حاکی از عقبنشینی گستردهی نیروهای تحت حمایت عربستان شامل تیپهای کامل است. بر اساس گزارشها، حوثیها واحدهای کاملی از نیروهای دولت قانونی یمن را اسیر کرده و کنترل خود را در اطراف دریای سرخ گسترش دادهاند.
هدف کلیدی این عملیات جزیرهی پریم (میون) بود که در قلب تنگه بابالمندب قرار دارد؛ منطقهای که قرنها به «دروازهی اشک» معروف بوده است. اکنون درگیریها از مرزهای یمن فراتر رفته و حوثیها موشکهای بالستیک و پهپاد به زیرساختهای نفتی و پایگاههای نیروی هوایی جنوب عربستان از جمله اطراف خمیس مشیط، ابها و جازان شلیک کردهاند. هشدارهای اضطراری فعال شده، دهها نفر زخمی شدهاند و نیروی هوایی عربستان به حملات پی در پی در داخل یمن پاسخ داده است.
در این میان، کشورهای حاشیه خلیج فارس عربستان را به سوء مدیریت کارزار علیه حوثیها متهم کردهاند. ریاض پیشتر به شبهنظامیان جنوب یمن که مخالف حوثیها و مورد حمایت امارات بودند، حمله کرده و همچنین کاروانهای کمک امارات را هدف قرار داده بود. این اختلاف سبب بحران جدی میان بن سلمان و شیخ محمد بن زاید آل نهیان امیر امارات شد و نیروهای دولت یمن را که با حوثیها مبارزه میکنند، تضعیف کرد.
جمهوری اسلامی به عنوان سکاندار و حامی مالی- تسلیحاتی حوثیهای یمن، با فعال کردن آنها برای تاثیرگذاری بر تجارت جهانی و افزایش قیمت سوخت پیش از انتخابات میاندورهای کنگرهی آمریکا استفاده میکند تا شاید اکثریت جمهوریخواهان در کنگره را تضعیف کند و ادامهی اقدامات علیه خود را از سوی دولت ترامپ با دشواری مواجه سازد.
بر چنین بستری است که درخواست عربستان از اسرائیل بیشتر معنا پیدا میکند. اسرائیل نزدیک به سه سال از محاصرهی بابالمندب توسط حوثیها آسیب دیده و فعالیت بندر ایلات تقریبا بطور کامل متوقف شده است. اسرائیل تنها کشوری است که مبارزه با حوثیها را ادامه داد و در اوت ۲۰۲۵ در عملیات «Operation Lucky Drop» (قطرهی شانس) نخستوزیر حوثیها، احمد الرهاوی و تعدادی از مقامات ارشد نظامی آنها را از بین برد.
اکنون میتوان فرض کرد که تماسهای غیرمستقیم و شاید حتی مستقیم و محرمانه از سوی عربستان برای کمک احتمالی اسرائیل در جریان است. با این حال، به نظر میرسد اسرائیل عجلهای برای ایفای نقش فعال در این درگیریها ندارد؛ اگرچه این بحران میتواند فرصتی برای بازگرداندن عربستان به مسیر روابط نزدیکتر با اسرائیل، نمایش تواناییهای اسرائیل در مقابله با جمهوری اسلامی و نیابتیهایش و همچنین ارائهی استدلال قوی به بن سلمان در برابر مخالفان داخلیِ نزدیکی با اسرائیل باشد.
این تحولات نشاندهندهی تغییر ناگزیر معادلات در منطقه است. در حالی که دونالد ترامپ از گشودن جبههی جدید پرهیز میکند، فشار اقتصادی و نظامی حوثیها ریاض را به سمت بازیگرانی سوق داده که تا دیروز فاصلهی رسمی با آنها را حفظ میکرد.
آیندهی بابالمندب نه تنها سرنوشت کشتیرانی جهانی، بلکه شکل روابط پنهان و آشکار میان ریاض و تلآویو را، در شرایطی که کشورهای مسلمان به پیمان قبلهی خود نیز پشت پا میزنند، ممکن است «پیمان ابراهیم» را تقویت کند؛ آغاز فصل نوینی در سیاست خاورمیانه که در آن نباید منافع ملی کشورها را قربانی وعدههای ایدئولوژیک کرد.

