چرا عربستان وارد جنگ با جمهوری اسلامی نمی‌شود؟ کدامیک قدرتمندترند؟!

- پادشاهی عربستان و جمهوری اسلامی ایران هر دو کشورهای بزرگ نفتی هستند، اما برای ساختن قدرت، دو مسیر متفاوت را انتخاب کرده‌اند. هر کشور تعریف متفاوتی از موفقیت دارد. عربستان عمدتاً روی قدرت اقتصادی و دولت سرمایه‌گذاری کرده، در حالی که رژیم ایران عمدتاً روی قدرت نظامی و نفوذ خارجی سرمایه‌گذاری کرده است.
- در حالی که عربستان میزبان یمنی‌هاست و از نظر اقتصادی و معیشتی از آنان حمایت می‌کند، رژيم ایران ده‌ها هزار نفر از فقیرترین مردم یمن را جذب و برای جنگ به نمایندگی از خود استفاده می‌کند؛ همانگونه که با «زینبیون»، «فاطمیون»، «حزب‌الله»، «عصائب اهل الحق» و دیگر شبه‌نظامیان منطقه و متحدانش در آفریقا انجام داده است. حکومت ایران آنان را برای اهداف نظامی و با سوء استفاده از شرایط انسانی دشواری که در آن زندگی می‌کنند، جذب کرده است.
- عربستان یک قدرت اقتصادی بزرگ است، در حالی که جمهوری اسلامی ایران یک قدرت تهاجمی بزرگ محسوب می‌شود. این موضوع از قدرت دفاعی عربستان نمی‌کاهد؛ زیرا عربستان از نظر نیروی هوایی جنگنده قدرت قابل‌ توجهی دارد، اما این قدرت به یک پروژه سیاسی تهاجمی تبدیل نشده است.
- عربستان نیز یکی از بزرگترین کشورهای جهان از نظر هزینه‌های دفاعی است؛ اما این هزینه‌ها بخشی از یک پروژه گسترده‌تر دولتی است که هدف آن حفاظت از اقتصاد، تأسیسات و شهرهاست، نه توسعه‌طلبی، اشغال و ایجاد احساس قدرت افراطی.
- ولی چرا عربستان نمی‌خواهد جنگ بزرگی علیه جمهوری اسلامی در ایران شکل بگیرد؟ زیرا ریاض در صلح و تفاهم منافع دارد و دارایی‌های اقتصادی و زیرساخت‌های عظیمی ساخته و وارد جنگ نخواهد شد مگر آنکه مجبور به چنین کاری شود. اما رژيم ایران چیزی برای از دست دادن ندارد؛ دارایی‌های آن عمدتاً نظامی هستند و آنها را در زیر زمین پنهان کرده؛ برنامه اتمی‌اش که بزرگترین هزینه‌ی مالی در تاریخ ایران بود، در ژوئن ۲۰۲۵ نابود شد!

پنج شنبه ۲ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶


عبدالرحمن الراشد (الشرق الاوسط) – در کشاکش جنگ کنونی، این پرسش بارها مطرح می‌شود که چرا جمهوری اسلامی ایران، با وجود منابع مالی کمتر و قرار داشتن تحت تحریم‌ها و فشارها، از کشورهای خلیج فارس مانند عربستان سعودی ظاهرا «توانایی» بیشتری برای جنگیدن دارد؟

از راست: شهباز شریف نخست وزیر پاکستان، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان، اردوغان رئیس جمهور ترکیه/ مکه / ۷ اوت ۲۰۲۶

آیا پشت این مسئله نکته‌ای وجود دارد؟ این برداشت که رژیم ایران الگویی برای «برتری» است، سال‌ها مطرح بوده و به «پیروزی‌های» نظامی آن در برابر بیش از نیمی از کشورهای منطقه- و نه فقط اسرائیل- نسبت داده شده است.

تا حدودی این موضوع درست است؛ جمهوری اسلامی ایران یک قدرت منطقه‌ای خطرناک است. طی ۳۰ سال گذشته، گسترش نفوذ آن و شبه‌نظامیان وابسته به آن تا مرزهای دریای مدیترانه و دریای سرخ و همچنین سلطه آن بر لبنان، سوریه، عراق و یمن نشان داده که این رژیم یک قدرت تهاجمی است که از نظر تاریخی از نفوذ مصرِ دوران ناصری و عراقِ بعثیِ صدام در اوج قدرتشان فراتر رفته است.

پادشاهی عربستان و جمهوری اسلامی ایران هر دو کشورهای بزرگ نفتی هستند، اما برای ساختن قدرت، دو مسیر متفاوت را انتخاب کرده‌اند. هر کشور تعریف متفاوتی از موفقیت دارد. عربستان عمدتاً روی قدرت اقتصادی و دولت سرمایه‌گذاری کرده، در حالی که رژیم ایران عمدتاً روی قدرت نظامی و نفوذ خارجی سرمایه‌گذاری کرده است.

از دید عربستان، منبع قدرت عبارت است از اقتصادی برتر، زیرساخت‌های پیشرفته، شهرهای مدرن و سرمایه‌گذاری‌های جهانی. اما در ایران تحت حکومت جمهوری اسلامی، تفسیر موفقیت و قدرت عمدتاً در حوزه نظامی خلاصه می‌شود؛ از موشک‌ها و پهپادها و برنامه هسته‌ای گرفته تا جذب ده‌ها هزار افغان، عراقی، لبنانی و یمنی به‌ عنوان نیرویی بزرگ که جمهوری  اسلامی آن را آموزش داده، تأمین مالی کرده و هدایت می‌کند تا در خدمت استراتژی رژیم باشد و برای تحقق جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه‌اش بجنگد.

در حالی که عربستان میزبان یمنی‌هاست و از نظر اقتصادی و معیشتی از آنان حمایت می‌کند، رژیم ایران ده‌ها هزار نفر از فقیرترین مردم یمن را جذب و برای جنگ به نمایندگی از خود استفاده می‌کند؛ همانگونه که با «زینبیون»، «فاطمیون»، «حزب‌الله»، «عصائب اهل الحق» و دیگر شبه‌نظامیان منطقه و متحدانش در آفریقا انجام داده است. حکومت ایران آنان را برای اهداف نظامی و با سوء استفاده از شرایط انسانی دشواری که در آن زندگی می‌کنند، جذب کرده است.

در مقابل، عربستان بیش از ۱۰ میلیون نفر را که از چنین کشورهایی برای تأمین معاش خانواده‌هایشان، افزایش درآمد و مشارکت در روند توسعه به این کشور آمده‌اند، در خود جای داده است.

همان‌طور که عربستان شبکه‌های عظیم قطار و مترو را میان مناطق و شهرهای خود می‌سازد، حکومت ایران نیز خندق حفر می‌کند و کوه‌ها را می‌شکافد تا سلاح‌های خود را که برای استفاده در سطح منطقه‌ای طراحی شده‌اند، بسازد و ذخیره کند. هنگامی که عربستان به محصولات خود افتخار می‌کند- که جدیدترین نمونه آن در این هفته اتومبیل‌های برقی «سیر» بود- جمهوری اسلامی نیز اخیراً با افتخار از یک ناو پهپادبر نظامی به نام «شهید باقری» رونمایی کرد؛ یک کشتی تجاری که به سکویی برای حمل و به‌ کار گرفتن پهپادها در جنگ تبدیل شده است.

عربستان یک قدرت اقتصادی بزرگ است، در حالی که جمهوری اسلامی ایران یک قدرت تهاجمی بزرگ محسوب می‌شود. این موضوع از قدرت دفاعی عربستان نمی‌کاهد؛ زیرا عربستان از نظر نیروی هوایی جنگنده قدرت قابل‌ توجهی دارد، اما این قدرت به یک پروژه سیاسی تهاجمی تبدیل نشده است. پروژه‌های خارجی عربستان اقتصادی هستند، در حالی که پروژه‌های رژیم ایران نظامی‌اند؛ به‌ گونه‌ای که طی چهار دهه میلیاردها دلار برای «حزب‌الله» لبنان هزینه کرده، در حالی که مردم خود این کشور با فقر و سقوط ارزش پول ملی روبرو هستند؛ پولی که ارزش آن تا حدود دو میلیون ریال در برابر یک دلار سقوط کرده است.

در چند سال گذشته، بحث و تلاش در ریاض عمدتاً حول این موضوع بوده که چگونه اقتصاد خود را برای دوران پس از نفت نجات دهد و برای جایگزین‌ها برنامه‌ریزی کند. بدون تردید، اقداماتی که عربستان پس از سال ۲۰۱۵ انجام داده، همانچیزیست که امروز به آن کمک می‌کند تا در برابر کاهش درآمدهای نفتی فعلی در نتیجه جنگ، از فروپاشی مصون بماند.

اما در ایران، پرسش و تفکر همان چیزی است که از دهه ۱۹۹۰ وجود داشته است: چگونه قدرت بیشتری بسازد، نفوذ خود را در منطقه به نقاط دورتری گسترش دهد و تمام ظرفیت‌های کشور را صرف جنگ کند؟!

واقعیت این است که الگوی جمهوری اسلامی برای منطقه جدید نیست. این الگو همان تقلیدی است از آنچه صدام آغاز کرد و به نظام تهران الهام داد که پروژه نظامی باید محور اصلی باشد و تمام توانایی‌های دولت در خدمت آن قرار گیرد، نه برعکس. صدام توانست قابلیت‌های موشکی و ارتشی یک‌میلیون‌ نفری ایجاد کند، هشت سال با شدت با ایران جنگید، سوریه را تهدید کرد، کویت را اشغال کرد و عربستان را تهدید نمود؛ تا اینکه پس از حمله به کویت، در نهایت نابود شد.

خود عربستان نیز یکی از بزرگترین کشورهای جهان از نظر هزینه‌های دفاعی است؛ اما این هزینه‌ها بخشی از یک پروژه گسترده‌تر دولتی است که هدف آن حفاظت از اقتصاد، تأسیسات و شهرهاست، نه توسعه‌طلبی، اشغال و ایجاد احساس قدرت افراطی.

ممکن است هزینه نظامی اعلام‌شده‌ی رژیم ایران بسیار کمتر به نظر برسد، اما مقایسه عددی می‌تواند گمراه‌کننده باشد؛ زیرا هزینه تولید و دستمزدها در ایران پایین‌تر است، کانال‌های تأمین مالی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی متعدد هستند، گروه‌های نیابتی تأمین مالی می‌شوند و بودجه نیز شفاف نیست. حکومت ایران بخش بزرگی از درآمدهای خود را صرف ماشین جنگی می‌کند و سایر بخش‌ها را نادیده می‌گیرد.

واقعیت در تفاوت بودجه میان دو کشور همسایه نیست، بلکه در چگونگی خرج کردن منابع است. منابع عربستان به سمت گردشگری، معدن، انرژی، صنعت، فناوری، ورزش و هوانوردی می‌رود، در حالی که بخش بزرگتری از منابع ایران صرف سپاه پاسداران، غنی‌سازی، موشک‌ها، پهپادها و گروه‌های مسلح خارج از مرزها می‌شود.

تشخیص اینکه کدام کشور از نظر قدرت دولتی- نه به‌ عنوان یک قدرت تهاجمی- قوی‌تر است، دشوار نیست. بخش عمده فعالیت‌های عربستان شامل ساخت شرکت‌ها و پروژه‌های جدید است؛ مانند «هواپیمایی ریاض» و پروژه‌های دریای سرخ، الدرعیه، القدیه و العلا، علاوه بر گسترش فعالیت در حوزه معدن، انرژی‌های تجدیدپذیر، هیدروژن و صنایع فناوری.

در مقابل، محور اصلی هزینه‌‌های رژیم ایران پروژه‌هایی مانند توسعه برنامه هسته‌ای بوده است؛ برنامه‌ای که بزرگترین پروژه‌ای بود که در تاریخ ایران برای آن هزینه شده و در ژوئن (خرداد) ۲۰۲۵ نابود شد.

نباید در تشخیص معنای واقعی قدرت و موفقیت واقعی برای امروز و آینده دچار اشتباه شویم. تمام کشورهایی که صرفاً پروژه یک دولت نظامی و تهاجمی را دنبال کرده‌اند، در نهایت به ضعف یا نابودی رسیده‌اند. ایران امروز نمونه‌ای آشکار از این وضعیت است و پیش از آن نیز کوبا چنین الگویی داشت. کره شمالی نیز از قدرت‌های نظامی هراس‌انگیز است، اما در عین حال از فقیرترین کشورهای منطقه خود و از نظر شرایط زندگی نیز در وضعیت نامناسبی قرار دارد.

بدون شک، جنگ‌های ایران، عراق و یمن برای عربستان انگیزه‌ای ایجاد می‌کند تا توجه بیشتری به تقویت توانایی‌های دفاعی خود داشته باشد؛ مگر اینکه منطقه با تغییری روبرو شود که به تنش‌ها و جنگ‌ها پایان دهد.

اما پرسش آخر این است: چرا عربستان نمی‌خواهد جنگ بزرگی علیه جمهوری اسلامی در ایران شکل بگیرد؟ به باور نویسنده، دلیل روشن است. ریاض در صلح و تفاهم منافع دارد، زیرا دارایی‌های اقتصادی و زیرساخت‌های عظیمی ساخته و وارد جنگ نخواهد شد مگر آنکه مجبور به چنین کاری شود. اما رژیم ایران چیزی برای از دست دادن ندارد؛ دارایی‌های آن عمدتاً نظامی هستند و آنها را در زیر زمین پنهان کرده است.

*منبع: روزنامه الشرق الاوسط
*نویسنده: عبدالرحمن الراشد
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۰ / معدل امتیاز: ۰

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=409052