سال تحصیلی جدید در حالی فرا رسیده که مدرسه و آموزش در ایرانِ امروز نمونهای از بحرانهای انباشته ساختاری، اقتصادی و امنیتی در جمهوری اسلامی است. آموزش ابتدایی در حالی مهمترین محور توسعه پایدار و زیربنای آینده سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی یک کشور به شمار میرود که در ایران، جمهوری اسلامی نظام آموزشی را به قهقرایی آلوده به ایدئولوژی و اسلام سیاسی کشانده است.

نظام آموزش و پرورش که در دوران دو پادشاه فقید پهلوی با تکیه بر آموزش مدرن و پرورش فرهنگی و اجتماعی کودکان استوار بود، پس از انقلاب ۵۷ به یکی از هستههای اصلی تبلیغات ایدئولوژیک حکومت، با هدف تربیت نیروهایی در خدمت انقلاب اسلامی، تبدیل گشت. تغییر محتوای آموزشی تنها چند روز پس از پیروزی انقلاب و از اسفندماه ۵۷ آغاز شد و همچنان پس از ۴۷ سال سایهی نهادهای ایدئولوژیک و امنیتی بر سر مدارس کشور سنگینی میکند.
بسیاری از پژوهشگران توسعه از جمله سیمور مارتین لیپست تأکید دارند که رابطهای مستقیم و تنگاتنگ میان آموزش عمومی در مدارس با توسعه پایدار و تثبیت دموکراسی وجود دارد بطوری که در نبود ساختار آموزشی پویا و سودمند، در نهایت دولتها ممکن است ویترینی از دموکراسی با صندوق رأی داشته باشند که در عمل حقوق عامه و همان رأیدهندگان را نیز زیر پا میگذارد. نظریههای نوین آموزش همچنین توضیح میدهند چگونه آموزش از یادگیری خواندن و نوشتن و دادههای پایه علمی فراتر رفته و میبایست مسیری برای ارتقای قابلیتهای انسانی و پرورش شهروندانی آگاه و مسئول در برابر خود و جهان پیرامون باشد.
در ایران اما آموزش و پرورش با فاصله عمیقی از چنین نگاهی، درگیر مشکلات مختلف کیفی و کمی، از مدارس ناامن و کمبود کلاس درس و آموزگار، تا کاهش سطح سواد کودکان و ترک تحصیل میلیونی دانشآموزان است که ساختار آموزش را در آستانه فروپاشی قرار داده است. به بیان دیگر، نگاه واپسگرا و سیاسی- عقیدتی حکومت به آموزش و پروش در حالی طی نزدیک به نیم قرن نتوانسته از فرزندان ایران، نیروهای متعهد و ملتزم به جمهوری اسلامی را پرورش دهد که بطور کلی ساختار آموزش را نیز با بحرانهای فزاینده روبرو کرده است.
کارشناسان هشدار میدهند فاجعه جاری در نظام آموزشی کشور با نگاه ضدتوسعه و تمامیتخواه حکومت ممکن است تا چند نسل دامن ملت ایران را بگیرد. محتوای آموزشی در کتابهای درسی مقاطع مختلف تحصیلی هیچ پیوندی با روشهای نوین آموزشی ندارد. در جهان امروز تلاش میشود با پرورش نگاه انتقادی در کودکان از آنها شهروندانی پویا و دموکرات و آگاه به حقوق خود و دیگران بسازد اما جمهوری اسلامی با ساختاری کلیشهای تلاش کرده کودکان را شهروندانی مطیع، منفعل و وابسته بار بیاورد که البته نتیجهای برعکس گرفت!
اعتراضات سراسری طی سالهای گذشته و همراهی درخشان جنبش دانشآموزی و دانشجویی با اعتراضات آزادیخواهانه مردم، نشان میدهد سیاست واپسگرای جمهوری اسلامی در آموزش با شکست روبرو شده است. همین شکست نیز سببِ خشم حکومت و تشدید فشارهای امنیتی در مدارس و سرکوب قضایی دانشآموزان و آموزگاران شده بدون آنکه به نتیجهی مطلوب حکومت بیانجامد!
روشنک آسترکی |ایکس | اینستاگرام|




