حاکمان فعلی ایران، فرماندهان و مقاماتی هستند که بعد از دو جنگ تمامعیار، از بمباران و حذفهای هدفمند توسط اسرائیل و آمریکا، جان سالم به در بردهاند. آنها احساس پیروزی میکنند زیرا خیزش بزرگ دیماه ۱۴۰۴ را با سرکوب خونین و قتل عام گسترده موقتاً مهار کردند و بعد از حدود یکسال و نیم حملات نظامی شدید با اینکه رهبرشان علی خامنهای و دهها فرمانده ارشد و چندین مقام سیاسی کشته شدند اما فعلاً نظام را از سقوط نجات داده و همین موضوع و این موضوع را که هنوز سرنگون نشدهاند، «پیروزی» قلمداد میکنند.

بستن تنگه هرمز گریبان خود نظام را گرفت
اگچه دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا با میانجیگری دولتهای عربی و اسلامی شامل قطر، عمان، مصر، پاکستان و ترکیه تلاش کرد تا محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و از چهرههای نظامی را وادار به «توافق» کند اما تلاشهای وی بینتیجه ماند زیرا با وجود انعطاف نسبی قالیباف و همفکران او، سایر مهرههای قدرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در رأس نظام تصمیمساز و تصمیمگیر هستند حاضر به «تسلیم» نشدند.
جمهوری اسلامی تا قبل از جنگ ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ حاضر نشده بود درباره ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی شفافسازی کند؛ همچنین اجازه دسترسی به بازرسان آژانس برای بازدید از تأسیسات مشکوک را نداد و همزمان دوربینهای آژانس در تأسیسات کلیدی را خاموش کرد و به پشتیبانی مالی و نظامی از شبه نظامیان نیز ادامه داد. حکومت ایران آزمایشهای موشکی را نیز متوقف نکرد و با پشتیبانی از حامیان یهودستیزی و به اصطلاح «آرمان فلسطین» و عوامل گروه تروریستی حماس، در اروپا، آمریکا و استرالیا کارزاری برای مختل کردن امنیت از جمله با هدف قرار دادن یهودیها، آتش زدن کنیسهها و تهدید مخالفان سیاسی خارج کشور به راه انداخت.
مقامات جمهوری اسلامی تمام هشدارهای آژانس، شورای حکام، آمریکا، اتحادیه اروپا، «جی۷»، «جی۲۰»، ناتو و هشدارهای پنهانی را که با واسطههای عربی- اروپایی به تهران میرسید، نادیده گرفتند. اینها مجموعه عواملی بود که سرانجام به جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه و وضعیت امروز منتهی شد. آنهم در حالی که «کارت تنگه هرمز» نیز سوخته شده و انتقال انرژی از خلیج فارس با نظارت آمریکا و همکاری کشورهای منطقه و شرکتهای کشتیرانی، از راههای دیگر جریان دارد و تنگنای تنگه هرمز گلوی خود رژیم را میفشارد.
شهرهای ایران تبدیل به پادگان شده
اکنون اما اوضاع برای حکومت وخیمتر شده است. آمریکا در واکنش به مختل شدن کشتیرانی آزاد در تنگه هرمز و خلیج فارس، راهکار محاصره شدید دریایی، هوایی و زمینی ایران را در پیش گرفته است. برای جمهوری اسلامی که گزینهای برای خروج از این بحران ندارد، بهترین گزینه فعلاً مقاومت و تابآوری است. برای آنها که بقای نظام را در خطر دیدهاند، اصلیترین ماموریت جلوگیری از فروپاشی ساختار نظامی و امنیتیِ رژیم است؛ بر همین اساس با تمام قوا همه ارگانها، نهادها و سازمانها بسیج شدهاند تا در خیابانها حضور نظامی شبانهروزی داشته باشند. در چنین وضعیتی شهرها شبیه پادگان شده است.
بعد از جنگ ۴۰ روزه حدود دو ماه آتشبس موقت برقرار بود. حملات دو هفتهای مستقل آمریکا با تمرکز بر مراکز نظامی در نیمه جنوبی ایران، نشان داد تا چه اندازه آتشبس شکننده و وضعیت در خاورمیانه ناپایدار است.
در آمریکا کارزار «طرد اقتصادی» با هدف خفه کردن شریانهای مالی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به عنوان مکمل جنگ طراحی شده است. اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا پیشبینی کرده که این کارزار به فروپاشی نظام جمهوری اسلامی منتهی میشود. تحریمهای سنگین، قیمت دلار را به حدود ۲۵۰ هزار تومان رسانده است. افزایش قیمت دلار یعنی افزایش وخامت اوضاع بازار و مردم و همزمان افزایش احتمال شکل گرفتن اعتراضات سراسری.
تفاوت عمده کارزار «فشار حداکثری» و «D-Day اقتصادی»
آنچه تحریمهای فعلی آمریکا زیر عنوان کارزار «D-Day اقتصادی» را متفاوت از تحریمهای قبلی میکند، پشتوانه نظامی آن است. کارزاز «فشار حداکثری» در دولت اول ترامپ شامل تحریمهای گسترده بود اما پشتوانه نظامی نداشت، به همین دلیل دور زدن آنها برای جمهوری اسلامی سخت نبود. به عنوان مثال نفتکشها با روشهای مختلف نفت را به چین میرساندند و پول آن از کانالهای مختلف به واسطه دلالها و شرکتهای صوری بینالمللی و منطقهای به جمهوری اسلامی میرسید. اما اکنون دولت ترامپ «تحریمهای عملیاتی» را علیه جمهوری اسلامی به اجرا گذاشته است؛ به این معنا که تلاشهای رژیم ایران برای دور زدن این تحریمها با مجازات نظامی روبرو میشود و دولتها و شرکتهای خارجی اگر آن را زیرپا بگذارند، مجازات خواهند شد.
در «کارزار فشار حداکثری» که از دولت نخست ترامپ به اجرا درآمد، آمریکا با اعطای معافیتهای دورهای، امتیازاتی برای برخی کشورها از جمله هند، عراق و امارات در نظر میگرفت. اکنون اما این معافیتها که درواقع راه تنفس رژیم ایران را باز میگذاشت، برداشته شده است.
در ایران هیچ روز شبیه روز پیش نیست!
در داخل ایران نیز وضعیت اکنون کاملاً متفاوت است. اعتراض به وضعیت بد اقتصادی آنقدر زیاد است که حتی در تجمعات شبانهی طرفداران نظام درباره آن سخنرانی میشود. چندین نماینده طی هفتههای اخیر در نامه به دولت و مجلس شورای اسلامی خواستار توجه بیشتر به حقوق ماهانه نیروهای مسلح شدهاند. نارضایتی پرسنل ارتش، سپاه، نیروی انتظامی و سایر ارگانهای امنیتی از وضعیت حقوقی برای نظام نگران کننده است زیرا میتواند زمینهساز لغزش در وفادارای آنها شود، تجربهای که از دلایل اصلی و مؤثر در سرنگونی رژیم بشار اسد در سوریه نیز بود.
دونالد ترامپ در دور اول ریاست جمهوری خود، در تشکیل ائتلاف یکپارچه علیه جمهوری اسلامی توفیق نداشت. تمرکز او در آن دوران کشاندن رهبران اروپایی به جدال علیه جمهوری اسلامی بود اما تغییر اساسی که شاید اسرائیل و شخص بنیامین نتانیاهو بر آن اصرار زیادی داشت، یعنی تغییر استراتژی در سیاستهای آمریکا و تمایل به تشکیل ائتلاف با دولتهای منطقه علیه جمهوری اسلامی شکل نگرفت. در رأس این دولتها امارات متحده عربی به عنوان اولین شریک منطقهای حکومت ایران قرار داشت. روابط امارات به عنوان مجرای تنفس اقتصاد کشور، اکنون بعد از ۴۷ سال قطع شده و رهبران آن بیش از هر زمان دیگری به اسرائیل نزدیک شدهاند، تا جایی که نتانیاهو و هیأت اسرائیلی محرمانه به ابوظبی سفر کرده و با حاکمان امارات به تبادل نظر برای مقابله با تهدیدات جمهوری اسلامی میپردازند.
در بین کشورهای اروپایی شاید بریتانیا اصلیترین شریک آمریکا در مقابله با تهدیدات رژیم ایران باشد که همواره در مقابله با جمهوری اسلامی محافظهکارانه و محتاط عمل کرده و در تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بسیار تعلل به خرج داد. اکنون اما لندن نیز تحریمهای شدیدی را علیه حکومت ایران اعمال کرده که به ویژه جریان مالی و تجاری برای دلالها را مختل میکند. ارتباط احتمالی تروریستهایی که قصد بمبگذاری در پایگاه نظامی «فیرفورد» انگلیس را داشتند رهبران بریتانیا را در اقدام علیه جمهوری اسلامی راسختر کرده است.
حالا آنچه برای جمهوری اسلامی باقی مانده، صرفا افزایش سطح تهدیدات و اقدامات نمایشی است که در هیچ جنگی به کار نمیآید! دار و ندار جمهوری اسلامی، کشاندن سیاهیلشکر «جانفدا» به خیابان و گسترش تروریسم است. هنوز ارتباط ویژهای میان حادثه امنیتی «فلای دوبی» با جمهوری اسلامی اعلام نشده اما نهادهای امنیتی اسرائیل در حال بررسی این احتمال هستند. این در حالیست که اندی برنهام نخستوزیر بریتانیا روز چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ در گفتگو با بیبیسی گفت: «نشانههای قوی وجود دارد که رژیم ایران در آنچه آخر هفتهی گذشته در پایگاه سلطنتی فیرفورد رخ داد نقش داشته است.»
وضعیت رژیم بسیار شکننده است اما اینکه کنترل اوضاع امنیتی چه زمانی از دست بقایای جمهوری اسلامی خارج شود، در گرو اقدامات بعدی هم خود آنها و هم کشورهای دیگر در منطقه و جهان، به ویژه اسرائیل و آمریکا و کشورهای حاشیه خلیج فارس است.

