میان زندگی و اعدام چند کیلومتر فاصله است؟

سه شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۰۶ اکتبر ۲۰۲۶


به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام

س. روزبه – در شمال غربی ایران، رازی در آذربایجان غربی و کاپیکوی در استان وان ترکیه را یک گذرگاه رسمی مرزی به یکدیگر متصل می‌کند. دو نقطه مرزی که تنها چند کیلومتر با هم فاصله دارند؛ آن‌قدر نزدیک که روی نقشه شاید فاصله‌شان چندان به چشم نیاید. اما همین فاصله کوتاه، انسان را در قلمرو دو نظام کیفری کاملا متفاوت قرار می‌دهد.

و به این فکر می‌کردم کدام جنبه‌ها کمتر شاید مورد توجه قرار گرفته و این سؤال در ذهنم خطور کرد. انسانی را تصور کنیم که در این سوی مرز، در ایران، به اتهام جرمی بازداشت می‌شود که قانون می‌تواند برای آن مجازات اعدام در نظر بگیرد. چند کیلومتر آن‌سوتر، در ترکیه، یک تفاوت بنیادی وجود دارد: مجازات اعدام از نظام کیفری حذف شده است. ترکیه این مجازات را در سال ۲۰۰۴ برای همه جرایم لغو کرد و در سال ۲۰۰۶ نیز به پروتکل بین‌المللی با هدف لغو مجازات اعدام پیوست.

البته قوانین کیفری دو کشور یکسان نیست و نمی‌توان گفت هر رفتار مشخصی در دو سوی مرز دقیقا عنوان مجرمانه و مجازات مشابهی دارد. اما مشترکات زیادی دارد که هر دو کشور نیز مسلمان محسوب می‌شوند و مسئله بعدی این است که در یک سوی این خط، مرگ وجود دارد و همچنان می‌تواند یکی از مجازات‌های قانونی باشد و در سوی دیگر، دولت چنین مجازاتی را از اختیار دستگاه قضایی خارج کرده است.

پس میان زندگی و اعدام چند کیلومتر فاصله است؟ چند کیلومتر جاده، یا فقط یک خط روی نقشه؟

درباره مجازات اعدام طی سالیان کتاب‌ها، مقالات و پژوهش‌های فراوانی نوشته شده و جنبه‌های حقوقی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی آن بارها بررسی شده است. من نیز پیش‌تر در دو مقاله «ماشین اعدام جمهوری اسلامی؛ سرکوب در پاسخ به بحران‌ها» و «اعدام پیش از اعدام» تبعات روحی فرد و خانواده و قبل از اعدام به بخش‌هایی از این موضوع پرداخته‌ام. این بار نمی‌خواهم آن بحث‌ها را تکرار کنم. می‌خواهم از زاویه دیگری به مسئله نگاه کنم: مرز جغرافیایی. اگر حق حیات حقی جهانی است، چرا یک خط سیاسی روی نقشه هنوز می‌تواند در میزان حمایت از جان انسان چنین نقشی داشته باشد؟

این پرسش فقط مربوط به ایران و ترکیه نیست. در پایان سال ۲۰۲۵، ۱۱۳ کشور مجازات اعدام را برای همه جرایم لغو کرده بودند و در مجموع ۱۴۵ کشور آن را در قانون یا در عمل کنار گذاشته بودند. با این حال در همان سال، عفو بین‌الملل دست‌کم ۲۷۰۷ اعدام را در ۱۷ کشور ثبت کرد؛ ۲۱۵۹ مورد از آنها در ایران. این آمار اعدام‌های گسترده احتمالی در چین و برخی کشورهای دیگر را، به دلیل نبود اطلاعات قابل اتکا، شامل نمی‌شود.

در نتیجه با وضعیتی متناقض روبرو هستیم: جغرافیای اعدام در جهان کوچک‌تر شده، اما اعدام هنوز از جهان حذف نشده است.

بخشی از این تناقض در خود حقوق بین‌الملل وجود دارد. ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، حق حیات را به رسمیت می‌شناسد، اما برای کشورهایی که هنوز مجازات اعدام را لغو نکرده‌اند، آن را به‌طور مطلق ممنوع نکرده است. کمیته حقوق بشر سازمان ملل این استثنا را بسیار محدود تفسیر کرده و «جدی‌ترین جرایم» را به جرایم با شدت فوق‌العاده و متضمن قتل عمد محدود می‌داند.

از سوی دیگر، پروتکل اختیاری دوم همین میثاق با هدف لغو مجازات اعدام تدوین شده است، اما فقط دولت‌هایی را متعهد می‌کند که به آن پیوسته‌اند. تا سال ۲۰۲۶، ۹۲ دولت عضو این پروتکل‌اند. ترکیه یکی از آنهاست و ایران نیست.

اینجاست که پرسش جغرافیا از یک تصویر ساده به مسئله‌ای حقوقی تبدیل می‌شود. اگر حق حیات جهانی است، چرا تضمین آن هنوز وابسته به این است که یک دولت کدام معاهده را پذیرفته، چه قانونی تصویب کرده و یک انسان در کدام سوی مرز زندگی می‌کند؟

مجمع عمومی سازمان ملل از سال ۲۰۰۷ بارها از دولت‌هایی که همچنان مجازات اعدام دارند خواسته است اجرای آن را متوقف کنند تا به سوی لغو حرکت کنند. آخرین قطعنامه در دسامبر ۲۰۲۴ با ۱۳۰ رأی موافق، ۳۲ رأی مخالف و ۲۲ رأی ممتنع تصویب شد. این روند نشان می‌دهد حمایت بین‌المللی از کنار گذاشتن اعدام افزایش یافته است، اما قطعنامه مجمع عمومی به‌تنهایی قدرت حذف این مجازات از قوانین کشورها را ندارد.

بنابراین هنوز میان «جهانی دانستن حق حیات» و «جهانی شدن تضمین آن» فاصله وجود دارد.

۱۰ اکتبر امسال یعنی ۵ روز دیگر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، با عنوان «روایت‌هایی برای زندگی» بر انسان‌هایی تمرکز دارد که پشت حکم، پرونده و آمار قرار گرفته‌اند؛ انسان‌هایی با خانواده، گذشته، آرزو و آینده، داستانی که نباید در یک شماره پرونده خلاصه شود.

در این هفته، در داخل و خارج ایران نیز توجه مخالفان اعدام دوباره به این موضوع جلب می‌شود. برنامه‌ها و حرکت‌های مربوط به این مناسبت را می‌توان جداگانه بررسی کرد. اما پیش از هر برنامه و تجمع، شاید ارزش داشته باشد یک پرسش ساده را با خود حمل کنیم: اگر جان انسان ارزشی جهانی دارد، چرا محل زندگی او هنوز می‌تواند تعیین کند که دولت حق گرفتن آن را برای خود محفوظ بداند یا نه؟

شاید همین پرسش برای ۱۰ اکتبر کافی باشد.

از رازی تا کاپیکوی فقط چند کیلومتر راه است. اما همین چند کیلومتر نشان می‌دهد جهان هنوز تا جهانی شدن واقعی حق حیات فاصله دارد. باید صدای جان انسان‌ها محصور و زیر تیغه جلادان و دژخیمان باشیم.

حق حیات، اگر واقعا جهانی است، نباید در ایستگاه مرزی اعتبارش را از دست بدهد.

 

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۵

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=409795