«پرستوها» و روان‌شناسی بی‌اعتمادسازی

دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ برابر با ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶


علی سرکوهی * – در ادبیات سیاسی ایران، اصطلاح «پرستو» به افرادی اطلاق می‌شود که از طریق ایجاد روابط عاطفی، جلب اعتماد یا نفوذ در مناسبات اجتماعی و سیاسی، برای جمع‌آوری اطلاعات، اعمال فشار، اخاذی یا تخریب اعتبار دیگران بکار گرفته می‌شوند. بااین‌حال، این اصطلاح به‌خودی‌خود نه یک مفهوم علمی دقیق است و نه دلیلی بر وابستگی امنیتی فردی که به او چنین نسبتی داده می‌شود.

در سال‌های اخیر، نگرانی‌هایی نیز درباره‌ی بعضی افراد مطرح شده است که از جمله در پوشش هنرمند، نویسنده، فعال سیاسی یا کنشگر اجتماعی به اشخاص و گروه‌ها نزدیک می‌شوند و از اعتماد حاصل از این روابط برای تخریب اعتبار دیگران و یا در مواردی اخاذی و بهره‌برداری مالی استفاده می‌کنند. «پرستوها» در خارج از کشور، ضمن بهره‌مندی از امتیازات و حمایت‌های حکومت اسلامی ایران، از امکانات و حمایت‌های جامعه‌ی میزبان نیز فرصت‌طلبانه و با تظاهر به مظلومیت و قربانی‌بودن بهره‌برداری می‌کنند.

سازمان «خانه‌ی آزادی» (Freedom House) در گزارش‌های خود درباره‌ی سرکوب فرامرزی، به تهدید، آزار، فشار دیجیتال و دیگر روش‌های اعمال فشار بر مخالفان تبعیدی پرداخته است. این گزارش‌ها وجود چنین پدیده‌ای را مستند می‌کنند، اما نمی‌توان از آنها نتیجه گرفت که هر فرد مشکوک یا هر رابطه‌ی آسیب‌زا بخشی از یک عملیات سازمان‌یافته است. هر ادعای مشخص درباره‌ی وابستگی یا همکاری امنیتی، به شواهد مستقل و قابل راستی‌آزمایی نیاز دارد.

سوءاستفاده از اعتماد

اعتماد، زیربنای روابط انسانی و شکل‌گیری همکاری اجتماعی است. در روابط دوستانه، عاطفی، فرهنگی، تجاری و سیاسی، افراد بتدریج اطلاعاتی درباره‌ی زندگی خصوصی، اختلافات درونی و نقاط آسیب‌پذیر خود را (آگاهانه یا ناآگاهانه) در اختیار یکدیگر قرار می‌دهند. این فرایند بخشی طبیعی از شکل‌گیری یک رابطه است، اما در صورت سوءاستفاده‌ی آگاهانه، «رابطه و اطلاعات خصوصی می‌تواند به ابزاری برای تهدید، اخاذی، اعمال فشار یا تخریب اعتبار» تبدیل شود.

در چنین شرایطی، رابطه از کارکرد انسانی و سالم خود فاصله می‌گیرد و به وسیله‌ای برای دستیابی به هدفی دیگر تبدیل می‌شود. البته رفتارهای تخریبی لزوما به نفوذ سازمان‌یافته یا هدایت امنیتی نیاز ندارند. شایعه‌پراکنی، تحریف سخنان، انتشار گزینشی پیام‌های خصوصی و اتهام‌زنی نیز می‌توانند پیامدهایی مشابه داشته باشند.

انگیزه‌های این رفتارها می‌توانند متفاوت باشند، از منفعت‌طلبی مالی، رقابت، انتقام‌جویی و جاه‌طلبی گرفته تا تعارض‌های سیاسی، ترس یا فشارهای بیرونی. در برخی موارد نیز اختلال شخصیتی ممکن است در شکل‌گیری چنین رفتارهایی نقش داشته باشد.

تبدیل احتمال تهدید به سوءظن فراگیر

زندگی در فضای ناامن می‌تواند حساسیت افراد را نسبت به نشانه‌های خطر افزایش دهد. این حساسیت گاهی برای محافظت از خود ضروری است، اما اگر نگرانی بدون بررسی شواهد ادامه پیدا کند، ممکن است هر رفتار مبهم، اختلاف‌نظر یا انتقادی بعنوان نشانه‌ای از خیانت تفسیر شود.

یکی از سازوکارهای روان‌شناختی مرتبط با این وضعیت، «سوگیری تأییدی» است که به معنای تمایل انسان به توجه بیشتر به اطلاعاتی است که باورهای قبلی او را تأیید می‌کنند و کم‌توجهی به شواهد ناسازگار با آن باورها. برای مثال، ممکن است فردی از پیش به یکی از اعضای یک گروه سیاسی بدگمان باشد. در این شرایط، یک اختلاف مدیریتی یا انتشار پیامی مبهم می‌تواند به‌سرعت نشانه‌ی خیانت تلقی شود، درحالی‌که احتمال وجود توضیح‌های دیگری نیز مطرح است. تکرار چنین برداشت‌هایی ممکن است فضای گروه را به‌گونه‌ای تغییر دهد که اعضا به‌جای بررسی رفتارها، پیوسته در پی کشف انگیزه‌های پنهان یکدیگر باشند.

این به معنای نادرست‌بودن همه‌ی سوءظن‌ها نیست، همانطور که احساس اطمینان نیز لزوما نشانه‌ی درست‌بودن یک قضاوت نیست. مسئله، توانایی تفکیک واقعیت مشاهده‌شده از تفسیر شخصی و آمادگی برای بازنگری در قضاوت‌هاست. نیکرسون (Nickerson) در مقاله‌ای تحت عنوان «سوگیری تأییدی: پدیده‌ای فراگیر با جلوه‌های گوناگون» این پدیده را در زمینه‌های مختلف قضاوت و تصمیم‌گیری افراد بررسی کرده است.

شایعه و فرسودگی اعتماد جمعی

در موقعیت‌های مبهم، افراد گاهی برای فهم رویدادها به برداشت دیگران تکیه می‌کنند. اگر یک اتهام بارها در گفتگوها و شبکه‌های اجتماعی تکرار شود، ممکن است معتبر به نظر برسد، حتی اگر همه‌ی روایت‌ها به یک منبع اولیه و تأییدنشده بازگردند.

یک «مرور پژوهشی» مونوسامی و همکارانش (Munusamy et al.) درباره‌ی انتشار اخبار جعلی در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که عوامل شناختی، هیجانی و اجتماعی در گسترش اطلاعات نادرست نقش دارند. این یافته یادآور می‌شود که بازنشر یک ادعا لزوما با قصد آگاهانه برای فریب دیگران صورت نمی‌گیرد. گاهی نگرانی، هیجان یا اعتماد به گوینده نیز می‌تواند افراد را به انتشار اطلاعات نادرست سوق دهد.

البته برخی افراد ممکن است آگاهانه از شایعه‌پراکنی و اتهام‌زنی برای تخریب رقیب یا حذف مخالفان استفاده کنند. تشخیص چنین مواردی مستلزم بررسی شواهد است، نه صرفا استناد به پیامدهای زیان‌بار رفتارها. تکرار یک اتهام، آن را به حقیقت تبدیل نمی‌کند، همانطور که پیامدهای مشابه لزوما به معنای انگیزه‌های یکسان نیستند.

هزینه‌ی اجتماعی بی‌اعتمادی

این مسئله برای انجمن‌ها، رسانه‌ها و گروه‌های سیاسی و مدنی ایرانی خارج از کشور اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا فعالیت آنها تا حد زیادی به مشارکت داوطلبانه و همکاری میان افراد با دیدگاه‌های متفاوت وابسته است.

هنگامی که اختلاف‌ها به اتهام‌زنی متقابل تبدیل می‌شوند، انرژی گروه ممکن است به‌جای اهداف مشترک، صرف دفاع از اعتبار افراد و مقابله با یکدیگر شود. در چنین فضایی، اعضای مستقل ممکن است کناره‌گیری کنند، افراد از بیان دیدگاه‌های خود بترسند و همکاری جمعی کاهش یابد. این پیامدها در همه‌ی گروه‌ها اجتناب‌ناپذیر نیستند، اما نبود شفافیت و سازوکارهای منصفانه‌ی حل اختلاف می‌تواند زمینه‌ی بروز آنها را فراهم کند.

در واقع، برای تضعیف یک گروه همیشه به نفوذ سازمان‌یافته نیاز نیست. گاهی شایعه‌پراکنی، انتشار گزینشی پیام‌های خصوصی، تحریف سخنان یا اتهام‌های بی‌پشتوانه نیز می‌توانند اعتماد میان اعضا را فرسوده کنند. از این منظر، بی‌اعتمادی فراگیر ممکن است حتی بدون وجود یک طرح سازمان‌یافته، توانایی جامعه برای همکاری و کنش جمعی را کاهش دهد.

راهکار: هوشیاری همراه با راستی‌آزمایی

حفاظت از اعتماد اجتماعی نه به معنای اعتماد بی‌قیدوشرط است و نه مستلزم بدگمانی دائمی. راه مؤثرتر، ایجاد تعادلی میان هوشیاری، شفافیت و انصاف است.

در سطح گروه‌ها و انجمن‌ها، تعریف روشن مسئولیت‌ها، شفافیت مالی، حفاظت متناسب از اطلاعات حساس و رسیدگی بی‌طرفانه به شکایت‌ها می‌توانند فرصت‌های سوءاستفاده را کاهش دهند. در سطح فردی نیز بهتر است پیش از بازنشر اتهام‌ها، منبع و شواهد آنها بررسی شود و میان سه سطح تفاوت بگذاریم:

نخست، آنچه واقعا مشاهده شده است، سپس تفسیری که از آن ارائه می‌دهیم و در نهایت، نتیجه‌گیری درباره‌ی انگیزه یا وابستگی فرد.

برای مثال، انتشار یک پیام خصوصی می‌تواند رفتاری آسیب‌زا و قابل رسیدگی باشد، اما نسبت‌دادن آن به دستور یک نهاد امنیتی، ادعایی جداگانه است که به شواهد مستقل نیاز دارد. این تفکیک، هم امکان برخورد با رفتارهای زیان‌بار را حفظ می‌کند و هم مانع می‌شود که حدس و گمان جای واقعیت را بگیرد.

در نهایت، در بررسی پدیده‌ای مانند «پرستوها» باید هم خطر سوءاستفاده از اعتماد و اطلاعات شخصی را جدی گرفت و هم مراقب بود که احتمال نفوذ به بدگمانی فراگیر و اتهام‌زنی بدون شواهد کافی منجر نشود. حفاظت از اعتماد اجتماعی مستلزم هوشیاری، بررسی دقیق شواهد و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده است.

روان‌شناسی در این زمینه ابزاری برای تشخیص وابستگی امنیتی افراد از روی رفتارهای مبهم نیست، بلکه به ما کمک می‌کند تا سازوکارهای اعتماد، ترس، شایعه و قضاوت را بهتر بشناسیم. جامعه‌ای که می‌خواهد در برابر نفوذ و سوءاستفاده از اعتماد مقاوم باشد، به شفافیت، پاسخ‌گویی و بررسی مستند نیاز دارد، نه فضایی که در آن هر اختلاف‌نظر یا انتقادی نشانه‌ی خیانت تلقی شود.

اعتماد اجتماعی زمانی بهتر حفظ می‌شود که خطرها جدی گرفته شوند، اتهام‌ها به‌دقت بررسی شوند و هیچ‌کس صرفا بر پایه‌ی شایعه یا برچسب، از حق برخورداری از انصاف محروم نماند.

 

*دکتر علی سرکوهی، روان‌شناس، سوئد

 

منابع

۱- Freedom House. (2026). Transnational Repression: Understanding and Responding to Global Authoritarian Reach.

۲- Nickerson, R. S. (1998). Confirmation Bias: A Ubiquitous Phenomenon in Many Guises. Review of General Psychology, 2(2), 175–۲۲۰٫

۳- Munusamy, S., Syasyila, K., Shaari, A. A. H., Pitchan, M. A., Kamaluddin, M. R., & Jatnika, R. (2024). Psychological Factors Contributing to the Creation and Dissemination of Fake News Among Social Media Users: A Systematic Review. BMC Psychology, 12, Article 673.

 

 


توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسی‌زبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

 

 

 

 

 

برای امتیاز دادن به این مطلب لطفا روی ستاره‌ها کلیک کنید.

توجه: وقتی با ماوس روی ستاره‌ها حرکت می‌کنید، یک ستاره زرد یعنی یک امتیاز و پنج ستاره زرد یعنی پنج امتیاز!

تعداد آرا: ۲ / معدل امتیاز: ۴

کسی تا به حال به این مطلب امتیاز نداده! شما اولین نفر باشید

لینک کوتاه شده این نوشته:
https://kayhan.london/?p=410563