عراق و پاکستان در شرایطی برخی از گذرگاههای مرزی کلیدی خود را به روی ایران بستهاند که پیشتر فشار اقتصادی ناشی از محاصرهی دریایی و تحریم خطوط هوایی، جمهوری اسلامی را در تنگنای اقتصادی بیسابقه قرار داده است.
در تازهترین تحول از زنجیره فشارهای اقتصادی و نظامی ایالات متحده، رژیم ایران اکنون در حال از دست دادن مسیرهای تجاری زمینی است. عراق و پاکستان برخی از گذرگاههای مرزی کلیدی را بستهاند و این اقدام، فشار اقتصادی ناشی از محاصرهی دریایی نیروی دریایی آمریکا و تحریمهای سختگیرانه خطوط هوایی را که پیشتر، بیشتر مسیرهای دریایی و هوایی را قطع کرده بود، افزیش میدهد.

به گزارش روزنامه «والاستریت ژورنال»، این انزوای فزاینده در حالی رخ میدهد که رئیسجمهور ایالات متحده فشار نظامی را نیز افزایش داده تا رژیم ایران را به امتیاز دادن در برنامهی هستهای خود وادار کند.
در این میان میانجیهای خاورمیانهای تلاش میکنند دوباره گفتگوها را احیاء کنند، اما تلاشهای دیپلماتیک آنها ماههاست در بنبست قرار دارد و جمهوری اسلامی از مذاکره دربارهی مسئلهی هستهای امتناع میورزد.
زمینه محاصره و تغییر مسیر تجارت
پیش از تشدید درگیریها و محاصرهی تنگه هرمز، بیش از ۷۵ تا ۸۰ درصد از حجم تجارت خارجی رژیم ایران از طریق بنادر جنوبی و مسیر دریایی انجام میشد. محاصرهی دریایی آمریکا که صادرات نفت جمهوری اسلامی را در این مسیر عملاً به صفر رساند و میلیونها بشکه نفت را در غرب تنگه هرمز گرفتار کرد، این رژیم را مجبور ساخت تجارت را به مسیرهای زمینی، ریلی و دریای کاسپین منتقل کند.
با تشدید فشارها، رژیم ایران تلاشهایی برای افزایش ترانزیت از طریق ترکمنستان، ترکیه، پاکستان و افغانستان انجام داد و حتی تجارت با برخی همسایگان در نیمهی اول سال افزایش یافت، اما زیرساختهای محدود، موانع اداری داخلی و ظرفیت ناکافی، این جایگزینها را ناکارآمد کرد.
هزینه حمل یک کانتینر از مسیر زمینی گاهی تا چهار برابر مسیر دریایی گزارش شده و صفهای طولانی کامیونها در مرزها باعث فساد کالاهای فاسدشدنی و افزایش تورم شده است.
در چنین شرایطی، بستن گذرگاههای زمینی توسط همسایگان، ضربهی تازهای به راههای تنفس اقتصادی بقایای جمهوری اسلامی وارد میکند. گزارشها حاکی از آن است که این اقدامات تحت تأثیر فشارهای مستقیم یا غیرمستقیم واشنگتن صورت گرفته، هرچند کشورهای مربوطه دلایل امنیتی و مبارزه با قاچاق را عنوان میکنند.
اقدامات پاکستان در مرزهای شرقی ایران
پاکستان از ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۵ مهرماه ۴۰۵) تجارت تجاری را از طریق دو گذرگاه مهم ریمدان و تفتان در استان سیستان و بلوچستان تعلیق کرد. مقامات پاکستانی این اقدام را موقت و برای بهبود مدیریت مرزی، مقابله با قاچاق و حمایت از تلاشهای ضدتروریستی قلمداد کردهاند.
در مقابل، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی آن را ناشی از مسائل فنی دانست. صدها تا حدود دو هزار کامیون در دو سوی مرز متوقف شد و واردات گاز مایع (LPG) که پاکستان روزانه هزاران تن از طریق ایران وارد میکرد، مختل شده است.
این موضوع منجر به افزایش قیمت سیلندرهای گاز در بازار پاکستان شد و نگرانیهایی دربارهی کمبود انرژی ایجاد کرد. تجارت دوجانبه که در سال مالی قبل حدود ۲.۸ میلیارد دلار بود، تحت تأثیر قرار گرفت، هرچند بعدها عبور برخی کالاهای فاسدشدنی از سر گرفته شد، اما محدودیتها همچنان فشار وارد میکند.
پاکستان که همزمان نقش میانجی بین واشنگتن و رژیم ایران را ایفا میکند، بر پایبندی به رژیمهای تحریمی بینالمللی تأکید دارد و این موضع، سؤالاتی درباره تأثیر فشار آمریکا ایجاد کرده است.
بستن گذرگاههای مرزی توسط دولت عراق
در غرب ایران نیز عراق گذرگاه چذابه را از ۲۱ اکتبر (۲۹ مهرماه) تا اطلاع ثانوی به روی مسافران، ماشینها و کامیونهای تجاری بست. این تصمیم به دستور نخستوزیر علی الزیدی و با استناد به نیاز به بازبینی امنیتی و نصب تجهیزات تشخیص قاچاق مواد ممنوعه اتخاذ شد.
گزارشها از فشار وزارت خزانهداری آمریکا بر بغداد برای کاهش تعداد گذرگاههای عملیاتی با ایران حکایت دارد و برخی منابع میگویند که آمریکا خواستار بستن بیشتر گذرگاهها و باقی ماندن تنها چند مورد محدود شده است.
عراق که تجارت غیرنفتی قابل توجهی با رژیم ایران دارد (پیشتر بیش از ۱۰ میلیارد دلار)، این اقدامات را در چارچوب مقابله با قاچاق مواد مخدر، ارز تقلبی و نگرانیهای امنیتی پس از حملات پهپادی به تأسیسات عربستان سعودی توجیه میکند. اعتراض رانندگان و کارگران محلی در استان میسان به دلیل تهدید معیشت، نشاندهندهی تأثیر فوری این تعطیلیهاست اگرچه پیش از این نیز گذرگاه شلمچه بطور موقت بسته شده بود.
تأثیرات اقتصادی و پیامدهای گستردهتر
این محدودیتهای زمینی، علاوه بر محاصرهی دریایی و تحریمهای هوایی که پروازهای شرکتهایی مانند «ماهان ایر» را مختل کرده، حلقهی فشار بر اقتصاد رژیم ایران را تنگتر میکند. صادرات غیرنفتی و واردات کالاهای اساسی کاهش یافته، تورم بالا رفته و دسترسی به ارز خارجی محدودتر شده است.
مسیرهای جایگزین مانند دریای کاسپین (با افزایش ترانزیت گزارششده) و خطوط ریلی به چین و آسیای مرکزی، هرچند پس از فشار تحریمها بیشتر فعال شدهاند، اما ظرفیت و هزینهی آنها به هیچ وجه جایگزین تجارت دریایی عظیم سابق نیست. تحریمهای اخیر آمریکا بر بخش ریلی و اتومبیلسازی رژیم ایران نیز این تلاشها را پیچیدهتر کرده است.
از منظر دیپلماتیک، تنگترشدن حلقهی محاصرهی اقتصادی در حالی رخ میدهد که گفتگوهای هستهای ماههاست متوقف مانده و جمهوری اسلامی حاضر به مذاکره مستقیم بر سر برنامهی هستهای، تحت هیچ شرایطی نبوده است.
برای رژیم ایران، از دست دادن مسیرهای زمینی نه تنها درآمد ارزی و واردات ضروری را تهدید میکند، بلکه وابستگی به همسایگان را نیز افزایش میدهد؛ همسایگانی که خود تحت فشار واشنگتن یا نگرانیهای امنیتی قرار دارند.
در مجموع، استراتژی آمریکا برای انزوای جمهوری اسلامی از دریا و هوا، اکنون به زمین نیز گسترش یافته است. این فشار سهبعدی، اقتصاد از پیش ورشکستهی رژیم ایران را بیشتر تحت فشار قرار میدهد و گزینههای تجارت خارجی آن را محدودتر میکند. در حالی که چشمانداز دیپلماتیک همچنان مبهم باقی مانده، ادامهی این وضعیت به افزایش هزینههای معیشتی برای مردم ایران و پیچیدهتر شدن معادلات منطقهای منجر شود.

