شمیلا نژادهاشمی – اگر بخواهم خیلی ساده و بیپرده دیدگاهم را دربارهی این روزها بگویم، باید از همین اصطلاح «کنسل کالچر» یا همان «فرهنگ طرد و لغو» شروع کنم.
همهی ما میدانیم قصه چیست: اینکه یک نفر یا یک جریان، حرفی میزند یا کاری میکند و بقیه میریزند تا کلا از هستی سیاسی ساقطش کنند، اعتبارش را بگیرند و از جامعه حذفش کنند!
در دنیای مجازی و برای یک سلبریتی یا بازیگر، این ابزار کار میکند. چون طرف نان محبوبیت و آبروی آنلاینش را میخورد.
اما وقتی این ابزار را میآوریم وسط میدان سیاست خشن و در برابر حکومتی مثل جمهوری اسلامی، کلا کارکردش را از دست میدهد. حکومتی که اسلحه دستش است، نفتش را میفروشد و در آبان ۹۸، ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴ نشان داده که برای حفظ بقایش تا ته سرکوب میرود، نانش را از «لایک» و «محبوبیت» نمیآورد که با آنفالو کردن و هشتگ زدن من و تو شبها خوابش خراب شود!
اما مسئلهی اصلی من اصلا این نیست که چرا رژیم با هشتگ نمیافتد؛ مسئلهی اصلی و دردمندانه این است که ما این چماق کنسل کالچر را برداشتهایم و بهجای اینکه حواسمان به اصل مبارزه باشد، افتادهایم به جان خودمان و مغز همدیگر را هدف گرفتهایم!
نگاهی به این روزهای خودمان بکنید: تمام جریانها و بلوکهای سیاسی، از اتنیکها و جمهوریخواهان گرفته تا پادشاهیخواهان و بقیه، هر کدام یک تفنگ کنسل کالچر دستشان گرفتهاند و دارند طرف مقابل را طرد و بیاعتبار میکنند.
یک طرف میگوید: «هر کس حرف از اعتراض مسالمتآمیز و نافرمانی مدنی بزند، خائن است!» خب راست هم میگویند؛ وقتی رژیم با تیر جنگی میآید کف خیابان، نسخهی «نافرمانی بیهزینه» پیچیدن، یعنی فرستادن مردم دستخالی به مسلخ.
طرف دیگر فورا داد میزند: «پس باید آمریکا و اسرائیل بیایند جنگ راه بیندازند!» که این یکی هم به همان اندازه رد است؛ چون جنگ خارجی حاصلی جز نابودی کشور و فرار از مسئولیت مبارزه ندارد.
یک عده هم نشستهاند برای فردای براندازی سند و دفترچه مینویسند، اما وقتی میپرسی خود این حکومت قرار است با چه سازوکاری برود، هیچ جوابی ندارند! اینها هم زیر ضرب میروند چون دارند برای طبقهی دوم خانهای برنامه مینویسند که هنوز زمینش فتح نشده.
نتیجهی این وضعیت چیست؟ یک جنگ داخلی بیانتها در رسانهها. همه مشغول پروندهسازی برای یکدیگرند.
و آن طرف؟ رژیم با خیال راحت نشسته و از این برادرکشی و بحران راهبردی ما لذت میبرد. چون بقای خودش را دقیقا در همین تکهتکه بودن ما میبیند.
بیایید با خودمان صادق باشیم: رژیم پول دارد، اسلحه دارد و دستگاه سرکوب، ضمن اینکه زبان دیپلماسی را هم بلد است.
اپوزیسیون نه پول دارد، نه تشکیلات واحد و نه نفوذ واقعی در تصمیمگیری دولتهای غربی. این ادعا که «ما غربیها را مجبور میکنیم فلان کار را بکنند»، یک حرف روی کاغذ است. دولتهای خارجی هم بر اساس منافع خودشان تحریم میکنند و تا جایی پیش میآیند که به خودشان آسیبی نرسد.
وقتی نه نافرمانی اتوکشیده کار میکند، نه جنگ راه نجات است و نه این ادعاهای بزرگ واقعیت دارند، تکلیف چیست؟
به نظر من، راهکار ابتدایی یک «آشتی و آتشبس رسانهای» است.
قبل از اینکه بخواهیم ادعای کارهای بزرگ بکنیم، باید همین چماق کنسل کالچر را در درون خودمان کنسل کنیم! یعنی رسانهها و چهرههای مخالف رژیم، با هم هر اختلافی که دارند، حداقل بر سر یک اصل ساده توافق کنند: توقف تخریب، فحاشی و کنسل کردن یکدیگر در فضای رسانهای.
آشتی رسانهای به این معنی نیست که گروهها و سازمانها از عقاید، مرامنامه یا نگاه سیاسی خودشان کوتاه بیایند یا عقبنشینی کنند. خیر! بلکه به این معنی است که در رسانهها به جان هم نیفتند.
این آشتی رسانهای، اتفاقا نخستین و مهمترین سنگبنا برای رسیدن به یک همگرایی بزرگ است؛ بدون اینکه خللی به پرنسیپ و مواضع سیاسی هیچکدامشان وارد شود.
تا زمانی که تریبونهای ما صرف کوبیدن خودیها میشود، رژیم در حاشیهی امن است. اما روزی که ببیند این گروهها دیگر به جان هم نمیافتند و توان رسانهایشان صرف خنثی کردن همدیگر نمیشود، آنجاست که حس میکند زمین زیر پایش سست شده است.
حرف آخر من ساده است: ما امکانات خفهکردن مالی یا دیپلماتیک رژیم را نداریم، اما این توان را داریم که دست از تخریب یکدیگر برداریم. کنسل کردن «فرهنگ کنسل کالچر» در میان خودمان و رسیدن به یک آشتی رسانهای، تنها قدم واقعی و ملموسی است که میتواند ما را از این بنبست فرساینده بیرون بکشد.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.

