مصطفی فحص (شرق الاوسط) – موضعگیری مقامات رژیم جمهوری اسلامی در قبال نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا طی هفته گذشته متنوع بود. علی خامنهای رهبر نظام گفت:«در مورد آمریکا سیاست ما حساب شده و مشخص است و این سیاست با رفت و آمد اشخاص تغییر نمیکند. اینکه چه کسی رئیس جمهوری بشود در سیاست ما هیچ تاثیری نمیگذارد».
روزنامه «خراسان» که موضع جناح تندروهای رژیم ایران را نمایندگی میکند و از سوی «بیت رهبری» و شخص خامنهای حمایت میشود، در صفحه اول خود با تیتر درشت نوشت: «دشمن بدون نقاب (ترامپ) رفت و دشمن با نقاب (بایدن) آمد».
اما حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران و وزیر خارجهاش محمدجواد ظریف با لحن انعطافپذیرتری نظر داده و از وجود فرصتی برای مذاکره احتمالی با دولت جدید ایالات متحده سخن گفتند. اما این دو مقام جمهوری اسلامی نیز به نحوی از موضع بالا برخورد کرده و پیششرطهایی برای مذاکره با واشنگتن تعیین کردند. روحانی و ظریف به گونهای سخن گفتند که انگار رژیم تهران است که یکی از سختترین تحریمهای اقتصادی را علیه آمریکا به اجرا درآورده بطوری که واشنگتن مجبور به قبول پیششرطهای جمهوری اسلامی برای مذاکره است و نه آنگونه که در واقعیت هست، آمریکاست که با فشار حداکثری جمهوری اسلامی را کاملا فلج کرده است.
با وجود این برخی از محافل تصمیمگیری در تهران با انتخاب بایدن و خوشبینی بیش از حد معقول نسبت به این جابجایی، محتاطانه برخورد کردهاند.
مقامات جمهوری اسلامی ایران از اینکه فرصت مذاکره با ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوریاش را از دست دادهاند، بسیار ناراحت هستند اما این ناراحتی را ابراز نمیکنند.
مقامهای رژیم ایران برای معامله با ترامپ شرطبندی کرده بودند چرا که آنها تجارب قبلی با دولتهای پیشین آمریکایی را دارند؛ دولتهایی که در دور اول بسیار تند برخورد کردند اما در دور دوم ریاست جمهوریشان انعطافپذیرتر بوده و برای بهرهبرداری سیاسی و استراتژیک با رژیم جمهوری اسلامی وارد معامله شدند. دولت جرج بوش پسر و حسین باراک اوباما هر دو در دور اول ریاست جمهوری برخوردی جدی و انعطافناپذیر با جمهوری اسلامی داشتند. اما در دور دوم تغییر موضع داده و به توافقهایی با رژیم تهران رسیدند به این دلیل که هر رئیس جمهور آمریکا تلاش میکند تا در دور دوم خود که بازگشتی در آن نیست، دستاوردی دیپلماتیک در کارنامه سیاسی داشته باشد تا به اسم او در تاریخ ثبت شود. دونالد ترامپ نیز از این قاعده مستثنا نمیبود بهخصوص که او اهل جنگ هم نیست و بیشتر به امتیازهای اقتصادی اهمیت میداد؛ پس او میتوانست با رژیم تهران به خوبی داد و ستد کند و توافقهای پیدا و پنهان با تهران امضا کند.
تجربه مقامات ایران با بوش پسر و حسین اوباما در دوره دوم ریاست جمهوری این دو شخصیت برخی مقامات تهران را بر آن داشت تا در باره مذاکره با ترامپ در دومین دوره ریاست جمهوریاش برنامهریزی و حتی حساب باز کنند.
بوش پسر در دوره اول ریاست جمهوری خود رژیم ایران را بخشی از «محور شرارت» نامید اما در دور دوم ریاست جمهوری خود با سلطه ایران بر عراق موافقت کرده و فشارها را بر متحدان منطقهای تهران یعنی رژیم سوریه و حزبالله لبنان کم کرد.
اوباما نیز در دوره اول ریاست جمهوریاش شدیدترین مجازاتها را علیه ایران وضع کرد و حمایت خود را از انقلاب مردم سوریه اعلام کرد، اما در دوره دوم ریاست جمهوریاش تنها دغدغه او امضای توافقنامهای بود که به عنوان یک دستاورد تاریخی در کارنامهاش نوشته شود. به همین دلیل او از سرکوب خونین قیام مردم ایران توسط رژیم تهران در سال ۲۰۰۹ که به جنبش سبز معروف شد، چشمپوشی کرد. رژیم ایران در زمان اوباما و پس از توافق اتمی در سال ۲۰۱۵ میلیاردها دلار برای اعزام هزاران شبهنظامی از ملیتهای مختلف به عراق، سوریه ، لبنان و یمن هزینه کرد و نه تنها این کشورها را بلکه کل خاورمیانه را به سوی بیثباتی و جنگ و هرج ومرج سوق داد.
کنار آمدن مشکوک رژیم ایران با دولت ترامپ در ۶ ماه گذشته قبل از تاریخ انتخابات نیز بسیار عجیب بود. مقامات تهران از هر نوع اصطکاک و برخوردی میان شبهنظامیان وابسته به خود در عراق با نیروهای آمریکا در بغداد که منجر به درگیری جدی با دولت ترامپ شود، خودداری کردند و حملاتی که جناحهای مسلح وابسته به تهران علیه نیروهای آمریکایی و ائتلاف در عراق انجام می دادند یا موشکهایی که به سمت مناطق مجاور سفارت آمریکا در بغداد شلیک میکردند همه متوقف شد.
این حملات در آغاز ماه سپتامبر گذشته کاملاً متوقف شد و همزمان دو متحد لبنانی شیعی ایران در بیروت یعنی حزبالله و جنبش امل در مورد مذاکرات دولت لبنان با نهادهای اسرائیلی و تعیین مرزهای دریایی توافق کردند؛ دو جریانی که همواره با پیروی از ایدئولوژی جمهوری اسلامی حاضر به قبول موجویت اسرائیل نمیشدند.
نکته قابل توجه این است که از زمانی که نبیه بری دبیرکل جنبش امل و رئیس پارلمان لبنان، مذاکرات تعیین مرزها با اسرائیل را اعلام کرد، وزارت خزانهداری آمریکا تحریمهای بیشتر علیه مقامات لبنان را متوقف کرد و زبان وزارت امور خارجه ایالات متحده با طبقه سیاسی لبنان نیز کمی نرمتر شد. از سوی دیگر، حملات هوایی جنگندهای اسرائیلی علیه اهداف نظامی مربوط به ایران در سوریه تقریبا متوقف شده و حزبالله مرزهای جنوبی لبنان را آرام نگه داشت.
دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا چندین بار از آمادگی خود برای مذاکره و امضای توافقنامه جدید هستهای با ایران پس از پیروزیاش در انتخابات ریاست جمهوری سوم نوامبر ۲۰۲۰ سخن گفته بود و رژیم ایران خود را برای چنین توافقی آماده میکرد اما اکنون که ترامپ پیروز نشده، تهران فرصت مذاکره مشترک با واشنگتن را تقریبا از دست داده است. حالا با آمدن جوبایدن بر سر قدرت رژیم ایران باید به نقطه صفر بازگردد زیرا تجربه نشان داده که مذاکره با دولتی در دوره دوم ریاست جمهوری بسیار آسانتر از مذاکره با یک دولت تازهنفس در دوره اول خواهد بود.
راه آمدن رژیم ایران با دولت جدید آمریکا برخلاف تصور برخی تحلیلگران بسیار سختتر از دولت ترامپ خواهد بود به این دلیل که دولت جدید آمریکا بیشتر از دولت ترامپ به نقش نهادها و سازمانهای دولتی ایالات متحده پایبند و وابسته است. نهادهای دولتی آمریکا در دو دوره اوباما و دوره اخیر ترامپ که مجموعا ۱۲ سال میشود در تصمیمگیری به حاشیه رفته بود و کاخ سفید بر تصمیمات کلی وکلان دولت تسلط کامل داشت اما با تحولات اخیر اوضاع جدیدی در آمریکا به وجود آمده و شرایط به کلی تغییر یافته است. پس بازگشت تیم جو بایدن به توافق هستهای ۲۰۱۵ در شرایط و وضعیت کنونی این توافق ناممکن به نظر میرسد و احتمال دارد دولت جدید آمریکا نیز مجددا جمهوری اسلامی را زیر فشار سنگین تحریمها قرار دهد و همزمان تهران را به مذاکرات دعوت کند اما این مذاکرات برای زمامداران ایران ساده نخواهد بود به ویژه که دولت ترامپ در هفتههای پایانی دوره ریاست جمهوری خود تلاش خواهد کرد که تحریمهای بیشتری علیه تهران اجرا کند. رژیم ایران نه تنها با چالشهای اقتصادی بزرگی روبروست بلکه پس از کشته شدن قاسم سلیمانی از نوعی خلاء سیاسی- امنیتی نیز برای امتیازگیری در مذاکره رنج میبرد.
*منبع: شرق الاوسط
*نویسنده: مصطفى فحص
*ترجمه و تنظیم از کیهان لندن
من ازاین درعجبم که چرا وقتی اقای ترامپ اقای سلیمانی روزد مگر همین جناب بایدن نبود که گفت کار درستی بود و حقش کف دستجبم ش گذاشت که به نوعی هم دست مریزاد به اقای ترامپ بود حال چه شده این جماعت مفلوک وزبون امثال ظریف دلقک و بلا به نسبت شیخ پرزیدنت حجت الاسلام دکتورحسن روحانی وبالعکس درحال دم تکان دادن برای اقای بایدن هستن ومنتظرلحظه دست بوسی هستند البته شاید بتوان گفت عالم سیاست است جای تعجبی هم نیست زیرا وقتی واقعه ابان منجر به این همه فاجعه می شود سید محمد خاتمی و یاران وی که چهره منافقانه وی بر همه اشکار است دیگه سکوتی می کند که این هم هزار مرتبه نشان از رضایتمندی وی است …….
خاک عالم بر سر این بی لیاقتها اینا بزرگشان محمد خاتمی است که بعد ازسخنرانی درسازمان ملل در خصوص تز به سرقت برده گفتگوی تمدنها ازشهبانو ازترس مواجهه شدن با پرچمداران همانهایی که نمایندگی تمدن غرب رادارند نیم ساعت خودش در توالت پنهان میکنه غاقل ازاینکه کسیکه ازاین مباحث مطرح می کنه باید عرضه این هم داشته باشه که بتونه با رییس جمهورامریکا هم دست بده و خوش بش کنه !!! یا این بلا به نسبت دکتر حجت الاسلام شیخ پرزیدنت حسن روحانی وبالعکس که اسمش باصطلاح رییس جمهورایرانه ولی نطق سازمان ملل خودش به فلسطین اختصاص میده یا اون ظریف دلقک نیش بازکه از بسکه دروغ گفته که دیگه همون خبرنگاران خارجی که باهاش مصا حبه می کنند حالت تهوع بشون عارض می شه.
حکومت اسلامی علاوه برایجاد و پشتیبانی گروههای تروریستی در منطقه بنا بر مصلحت علیه آنها اقدام کرده اند! هنگام معامله با ریگان برای آزادی گروگانهای سفارت ٫رایان کروکر از اظهارات فرستاده سپاه قدس در مذاکره محرمانه با آمریکایی ها پیش از حمله ایالات متحده به افغانستان نقل کرده: “او نقشه ای را ارائه کرد و آرایش جنگی طالبان را در سرتاسر افغانستان نشان می داد… پرسیدم می توانیم یادداشت بردارم؟ گفت: می توانید نقشه را نگه دارید”!
– در سوریه هرگز علیه داعش عملی نکردند ولی هنگامیکه داعش در عراق مورد حمله آمریکا قرار گرفت نیروهای حشد الشعبی بدنبال ارتش عراق بدنبال جمع آوری سلاح و غنایم بودند!
-سعید قاسمی با یک برنامه اینترنتی گفته بود اعضای سپاه پاسداران با پوشش نیروهای امدادی هلال احمر به بوسنی و هرزگوین رفته بودند و «با القاعدهایها با هم بودیم. استیلشان را از ما گرفتند!… مجاهدین از سرتاسر دنیا آمدند و یک اتفاق جدید رقم خورد و یگانهای جهادی مسلمان متشکل شدند.»
– اللهکرم از دیگر فرماندهان پیشین سپاه پاسداران، با اشاره به اینکه «القاعده لایههای مختلفی دارد»، گفت که «لایهای» از اعضای گروه القاعده در بوسنی «به نحوی با ما ارتباط داشتند.»!
سال گذشته علی خامنه ای قبل از کشتار ابانماه متوجه شده بود که گلوبالسیتها از طریق نماینده اعظم شان سفارت انگلیس در تهران به بیت رهبری خبر دادند که رژیم ( جمهوری خمینیسم ) بر خلاف ( حکومت ملی شاهنشاهی پهلوی ) که در دشمنی و مخالفت با نقشه های انگلیس برای مفت بری در صنایع نفت و گاز موانع ایجاد کرده بود ..
برای اولین مرتبه در ایران ٬٬ نوع رژیم جمهوری ٬٬ با پس دادن امتحان در حفظ منافع انگلسان درغارت ایران و کنترل خلیج فارس نمره قبولی گرفته و این نوع رژیم – جمهوری دزدان – مورد تایید گلوبالیستها و با حمایت انگلستان و پشتیبانی حزب دموکرات امریکا میباشد .
از اینرو همانگونه که در نوفل لوشاتو با خمینی قرارداد ۵۰ ساله در برپایی رژیم جمهوری اسلامی با او بستیم ٬ همچنین حاضریم ۵۰ سال دیگر با شما
جناب خامنه ای و جانشینی فرزند شما مجتبی را تمدید بکنیم ..
و اینگونه بود که اخوند بی شرف خامنه ای ۱- گفت خود را برای ۴۰ سال دوم کشتار و دزدی و غارت اماده بکنید ..
۲ – فرمان صدور اتش به اختیار ٬ یعنی حسین قلی خانی کردن مملکت را صادر کرد .
۳ – خامنه ای برای مطمن شدن از حمایت برای امضای قرارداد ۲ پیش شرط در مقابل گلوبالیستها گذاشت .. اول برکناری ترامپ به هرقیمتی .. و دوم حمایت گلوبالیستها با سکوت در مقابل جنایات و مشت اهنین در سرکوب داخلی .
مانند کشتار ابان ماه – سقوط عمدی هواپیما مسافربری توسط اتش به اختیارها – و اعدام پهلوان نوید افکاری و همچنین فروش معادن به چین کمونیست ..
اینها همه و همه فاکتورهای هستند در برپایی و حفظ نظام جمهوری غارت در ایران توسط گوادالوپیستهای سابق و گلوبالیستهای امروز ..
اما مافیای غرب و شرق شب و روز از بیدارشدن و متحد شدن مردم ایران و با قیام سراسری سرنگون کردن رژیم جمهوری شریک غارتگران وحشت دارند ..
مبادا مردم ایران دگر بار حکومت ملی شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله تاریخی را برپا کنند .. چونکه بدون رژیم جمهوری اروپا نمیتواند ایران را مثل ۴۰ سال گذشته غارت بکند و مردم ایران را در بند و کلک حقوق بشر بنام حکومت جمهوری به زنجیر ببندد .
بجز بازگشت حکومت ملی شاهنشاهی ۲۵۰۰ ساله تاریخی ایرانی ..
ایران و ایرانی هرگز رنگ ارامش و رفاه و امنیت و بازسازی هویت تاریخی خود را انگونه که پهلوی ایرانساز ..
پس از ۱۴۰۰ سال تجاوز و غارت مجاهدین اسلام از زیر اوار جهل و خرافات و فقر و فلاکت برکشید ٬ نخواهد مجددا به ان دست رسی پیدا بکند
هر رژیم دیگری چه بنام – جمهوری دموکرات – جمهوری لیبرال – جمهوری فدرال – و یا جمهوری سکولار ٬ مجددا نوکران غارتگران مافیا اروپا به رهبری انگلیس خواهند ..
۱- کارنامه ۴۱ ساله غارت اولین جهموری مارکسیست اسلامیست ملی مذهبی ها در ایران نمونه اثبات این مدعا ..
۲ – نگاهی به کارنامه جمهوری های – پاکستان – افغانستان – عراق – سوریه – یمن – الجزایر – لیبی – سودان – اتیوپی – البانی – رومانی – ترکیه اردوغانی – نشان از فلاکت و جنگ و استبداد و بی هویتی تاریخی انها برای استعمار و استسمار مافیای غارتگران غرب و شرق دارد .
تنها سیاستی که در مورد ایران واقعا جواب می دهد
فقط تغییر رژیم بوده وهست و خواهد بود