علیرضا اکبری – داشتم با یکی از دوستان در تهران صحبت میکردم. قرار است برای بازدید از چند شرکت تجاری به کشور ایتالیا سفر کند. از شنیدن این جمله :«برای تعیین وقت تجاری مجبور شدم نفری ۶۰۰هزار تومان به دلّالی که جلوی سفارت ایتالیا پرسه میزد، پول بدهم» نه شگفت زده، که اندوهگین شدم.
این پول نه برای ایستادن به جای شما در صف، بلکه برای درج نام و شمارۀ پاسپورت شما در دفترچۀ زرّین وقت ویزا درون سفارت، طلب میشود.
نگارنده دست کم با چند مورد از شلوغی سرسامآور رو به روی سفارت ایتالیا، آلمان و فرانسه در تهران برای اخذ ویزای تجاری در سالهای قبل مواجه بوده است. شاید تمرکز سفارتخانهها در کلانشهری چون تهران و نبود کنسولگری در شهرهای دیگر ایران، وسوسۀ دیدن اروپا و توفیق دریافت برچسب اروپایی در پاسپورت ایرانی و به دنبال آن آسودگی در اخذ روادید آمریکا، کانادا و استرالیا، عقب نماندن از رقابتهای فامیلی و پُز دادن از سفر به فرنگ، بیزنس با شرکای اروپایی، تجدید دیدار با اعضای خانواده، میانبری برای فرار از ایران به بهانۀ ادامۀ تحصیل و دلایل دیگر پیدا و پنهان، عوامل این سر و کلّه شکستن در رسیدن به لابیرانت سفارتخانۀ یک کشور اروپایی باشد.
هرچند در مقایسه با سفارتخانههای اروپایی در دیگر کشورها، گردانندگان این سفارتها در ایران اصولا تمایلی به ایجاد نظم در نوبتدهی به مشتریان ایرانی نیستند، و این همّت و ابتکارِ خود ایرانیها در تهیّۀ فهرستِ نام برای ورود به داخل سفارت است، به نظر میرسد شغل شریف واسطهگری اگر برای مراجعهکنندگان آب و نان نداشته باشد، برای سفارتهای خارجی (بخصوص سفارتهایی که خواستگار زیاد دارند) تجارت پُر سودی را رقم زده است.
گذشته از این واقعیت که در ایران میگویند «هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد. در شرایط اقتصادی امروز در ایران، تو که میخواهی بروی اروپاگردی، دندهات نرم یه حق دلالی هم بده» و گذشته از این اخلاق نه چندان جالب در برخورد با مشکلات و تلاش برای پاک کردن صورت مساله به جای حل مشکل، چرا ایرانیها نمیتوانند از حق بدیهی برای برخورداری از یک شیوۀ زندگی متعارف در ایران برخوردار باشند؟
چرا سیستم نوبتدهی در وبسایت سفارتها بیشتر مواقع کار نمیکند؟
چرا برخورد مسئولین سفارت با متقاضیان ویزا، در اکثر موارد زشت و زننده است؟
چرا باید در اطراف سفارت، دلّال وجود داشته باشد؟ سفارت در این میانه، چند درصد میخورد؟
چرا در واشنگتن، تورنتو، ونکوور، سیدنی، لس آنجلس چنین پدیدهای نداریم؟
آیا قرار است همیشه درصد تعریف شدهای از متقاضیان مردود شوند، و دوباره تقاضا کنند، و در مواردی بدون تغییر در پرونده این بار پذیرفته شوند؟
اینکه در بیشتر موارد، ویزا به دلیل «عدم توانایی در توجیه سفارت به بازگشت به ایران» رّد میشود، یعنی چه؟ دانشجویی که برای ادامه تحصیل به اروپا میرود، به احتمال بسیار زیاد بعد از اتمام درس در جستجوی کار بوده و ماندگار خواهد شد (با اشاره به آمار دولتی کشورهای اروپایی). جایگاه دولت در حمایت از شهروندان ایرانی کجاست؟
و هزاران چرا و آیای دیگر.
من از شنیدن خبر بازگشایی بخش روادید سفارت انگلستان در تهران در آیندهای نزدیک، قبل از اینکه شاد شوم، تمام پرسشهای بالا را به یاد آوردم. تردیدی نیست که تکرار داستان این بار از خیابان فردوسی شنیده میشود.

